"وکيل بلاگر"، مشاور حقوقي و روانشناسي شد/ آدرس غلط به زنان با ژست کارشناس حرفهاي
اينترنت رسانهاي جديد با ماهيتي متفاوت از رسانههاي پيش از خود است و در همين راستا، يکي از رسانه هاي پر مخاطب و جذاب در اين بستر، اينستاگرام است که به دليل خيل عظيم علاقه جوانان و تعداد کاربران، تغييرات اجتماعي بسياري را به نمايش گذاشته است، تا جايي که بلاگرهاي آرايشگري در فضاي مجازي، تبديل به مشاوران حقوقي و روانشناسي شدهاند.
1404/11/26 - 11:05
تاریخ و ساعت خبر:
150655
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - معصومه کوشکستاني- پيشرفت فناوري و قدم گذاشتن در عصر ديجيتال و فضاي مجازي، موجب پيدايش تغييرات قابل ملاحظه اي براي اشخاص شده است تا جايي که با مراجعه به مجله جامعه شناسي ايران مي توان دريافت که، شکاف جنسيتي در استفاده از اينترنت بسيار کمتر از ميزان شکاف جنسيتي در دسترسي به ساير رسانههاست. از اين روي، زنان ايراني براي دستيابي به اهداف اجتماعي و گروهي خود، بهشدت به سمت اينترنت و وبلاگنويسي روي آورده اند تا جايي که پابهپاي مردان و حتي گاهي جلوتر از آنها حرکت کرده و گاهي پيش از آنها از امکانات اينترنت استفاده کردهاند. غافل از اين که، آسيبهاي فضاي مجازي پشت چهرههاي بزک کرده پنهان شده است.
استفاده بانوان به عنوان بلاگر براي جذب محاطب، دريافت ويو و گرفتن تبليغات تا جايي ادامه دار شده است که در چهارم مهرماه سال جاري، قوه قضائيه ايران از بازداشت زني به عنوان «وکيل کاربلد» در دفتر وکالت در شمال تهران، خبر داد که در تبليغات اينستاگرامي جنجالبرانگيز، پشت ميز وکالت نشسته و به صندلي تکيه زده و به سوال مراجع کننده در راستاي جلوگيري از اثبات حقوقي خيانت به همسر راهکار ارائه ميدهد.
بازتاب گسترده اين ويديو در ميان چهرههاي سياسي، شبکههاي اجتماعي، تلويزيون و حاي صدا و سيما، به يک باره تبديل به بمبي منفجر شده در ساعات اوليه شد. بسياري از اين اقدام در لباس وکالت، انتقاد و اعتراض کردند. تا جايي که با اين فرد برخورد ميشود و معلوم ميگردد که اين خانم نه وکيل است و نه حقوق خوانده و فقط يک آرايشگر است که پا در کفش وکلا کرده است.
اين پرده اول ماجراي کارشناس نمايي در فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي نيست و کم نبوده اند خانمهاي آرايشگر که پا در کفش ديگر رشتههاي تخصصي چون روانشناسان کردهاند. مشاوران روانشناسي ارتباطات زناشويي که پيشترها به عنوان خانه خراب کن در محيطهاي اغلب مسموم آرايشگاههاي زنانه محصور بودند و حالا با ظهور شبکه هاي اجتماعي در زندگي مردم گسترده و فراگيرتر شده است.
اين افراد با در دست گرفتن يک براش آرايشي، گويي دکتراي روانشناسي رابطه گرفته باشند شروع به توصيههايي مختلف به همجنسان خود از قبيل: انتظارت را بالا ببر. شام امشب را نپز، بزار بفهمد سر آشپز نيستي، زني که خرج دارد ارج دارد، پسري که خرج نکند کنسله و ... » نموده اند. اينها مشاورههاي به اصطلاح روانشناسي هستند که عاقبت تنهايي و بهم خوردن ارتباط زناشويي و حتي شايد طلاق را به دنبال داشته باشد.
هرچند که ميزان آسيبهاي مشاورههاي غلط آنان آنقدرها مانند مورد قبلي آشکار و آني نبوده اما چه آدرسهاي غلطي که اين افراد در لباس روانشناسي به مردم و خصوصا جوانان و بانوان داده اند که اثرات آن در بلند مدت و به طور خاموش و غير مستقيم ابتدا در بطن خانواده و سپس در جامعه عيان گشته و به طور قطع نه تنها گرهاي از زندگي کسي نگشوده بلکه گرههاي ديگر کوري بدان افزودهاند.
با اين حال قصه خانم آرايشگر وکيل نما يک چالش جديد را در فضاي مجازي و زندگي واقعي افراد به عنوان تلنگر مشخص کرده تا مردم بدانند تمام اين نمايش ها تنها پشت پرده چهرههاي موجه بازيگران نادان و ناآگاه براي خودنماي است که درصد پاييني از آن ها رسوا ميشوند و بسياري از آنان متاسفانه به اقدامات خود ادامه ميدهند.
پديدهي «کارشناسنمايي» در فضاي مجازي، بهويژه توسط بلاگرهاي آرايشي، مصداقي روشن از نقض مرزهاي حرفهاي و ورود افراد فاقد صلاحيت به حوزههاي تخصصي حقوق و روانشناسي است. اين امر نه تنها اعتماد عمومي به مشاوران و متخصصان واقعي را خدشهدار ميکند، بلکه با توليد محتواي غيرعلمي و مشاورههاي غلط، پيامدهاي اجتماعي و رواني جبرانناپذيري بر زندگي افراد بهويژه زنان بر جاي ميگذارد.
هم چنين بررسيهاي روانشناسي اجتماعي نشان ميدهد که اقتدار کاذب در شبکههاي اجتماعي باعث ميشود کاربران صرفاً بر اساس تصاوير، ويژگي هاي زباني، طرح بندي ، ظاهر فالوئر بالا يا لحن قاطع و يا هر عامل ديگري، فردي را صاحب صلاحيت تلقي کنند؛ در حالي که هيچ پشتوانه علمي يا قانوني براي ادعاهاي او وجود ندارد. اين مسئله به شکل مستقيم ميتواند منجر به تصميمهاي پرخطر، فروپاشي روابط خانوادگي، و افزايش آسيبهاي رواني و اجتماعي شود.
از منظر حقوقي نيز، ارائه مشاوره توسط افراد فاقد پروانه وکالت يا مجوز روانشناسي، مصداق بارز دخالت غيرمجاز در امور تخصصي است که بايد تحت نظارت نهادهاي ذيربط پيگيري و با آن برخورد شود. در عين حال، آموزش رسانهاي و ارتقاي سواد حقوقي و سلامت روان ديجيتال در جامعه ميتواند نقش پيشگيرانه مهمي داشته باشد.

بازگشت به ابتدای صفحه