زنان در خط مقدم جبهه نرم؛ نقشآفرینی در مواجهه با جنگ فرهنگی
تحولات جهان معاصر نشان میدهد تقابل کشورها دیگر تنها به میدانهای نظامی محدود نیست و «جنگ نرم» به عرصهای تعیینکننده در نبردهای فرهنگی و رسانهای تبدیل شده است؛ در این میان، خانواده بهعنوان نخستین سنگر هویت اجتماعی و زنان بهعنوان محور تربیتی و عاطفی آن، نقشی راهبردی در مدیریت فضای رسانهای، تقویت انسجام خانوادگی و حفظ ارزشهای فرهنگی ایفا میکنند؛ نقشی که میتواند جامعه را در برابر فشارهای روانی و هجمههای فرهنگی مقاومتر سازد.
1404/12/02 - 16:03
تاریخ و ساعت خبر:
182808
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - تحولات جهان معاصر نشان میدهد که شکل رویارویی کشورها دیگر تنها به جنگهای نظامی محدود نمیشود. در دهههای اخیر، عرصهای جدید از رقابت و تقابل شکل گرفته که از آن با عنوان «جنگ نرم» یا نبرد فرهنگی و رسانهای یاد میشود؛ عرصهای که هدف آن تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تغییر سبک زندگی، ارزشها و باورهای جوامع است. در چنین شرایطی، نقش خانواده و بهویژه زنان به عنوان محور فرهنگی و تربیتی جامعه اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
در جنگ نرم، ابزارها متفاوتاند؛ رسانه، شبکههای اجتماعی، تولیدات فرهنگی، سرگرمیها و جریانهای رسانهای جایگزین سلاحهای نظامی شدهاند. هدف این جریانها نه تخریب فیزیکی، بلکه تغییر تدریجی نگرشها، تضعیف هویت فرهنگی و ایجاد شکاف در بنیانهای اجتماعی است. در این میان، خانواده نخستین نقطهای است که تحت تأثیر این تحولات قرار میگیرد و زنان به عنوان مدیریتکنندگان اصلی فضای عاطفی و تربیتی خانواده، نقشی کلیدی در مواجهه با این چالشها دارند.
مادران، نخستین معلمان نسلهای جدید به شمار میروند. بخش مهمی از شکلگیری هویت، ارزشها و الگوهای رفتاری کودکان در محیط خانواده و از طریق تعامل با والدین شکل میگیرد. در شرایطی که کودکان و نوجوانان بیش از گذشته در معرض جریانهای رسانهای جهانی قرار دارند، نقش آگاهیبخشی، هدایت و ایجاد تعادل در استفاده از فضای مجازی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بسیاری از زنان امروز تلاش میکنند فرزندان خود را برای مواجهه آگاهانه با فضای رسانهای آماده کنند و در عین حال پیوند آنها را با هویت فرهنگی و اجتماعی حفظ کنند.
در کنار نقش خانوادگی، حضور زنان در عرصههای آموزشی، فرهنگی و رسانهای نیز اهمیت دارد. معلمان، استادان دانشگاه، نویسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگی زن، نقش مهمی در شکل دادن به فضای فکری جامعه ایفا میکنند. تولید آثار فرهنگی، فعالیت در حوزه آموزش و انتقال تجربههای اجتماعی، میتواند به افزایش آگاهی عمومی و تقویت اعتماد اجتماعی کمک کند.
از سوی دیگر، بسیاری از زنان در قالب فعالیتهای اجتماعی و مردمی، در حوزههایی مانند کاهش آسیبهای اجتماعی، حمایت از خانوادهها و کمک به اقشار آسیبپذیر فعالیت میکنند. این فعالیتها، علاوه بر حل بخشی از مشکلات اجتماعی، باعث تقویت پیوندهای اجتماعی و کاهش احساس تنهایی و بیپناهی در جامعه میشود؛ موضوعی که در مقابله با تأثیرات منفی جنگ روانی و فرهنگی اهمیت زیادی دارد.
در سالهای اخیر، تغییر سبک زندگی، فشارهای اقتصادی و تحولات فرهنگی، چالشهایی را نیز برای خانوادهها ایجاد کرده است. در چنین فضایی، ایجاد گفتوگو در خانواده، مدیریت اختلافنظرها و ایجاد فضای امید و آرامش، نقش مهمی در جلوگیری از تنشهای اجتماعی دارد. زنان در بسیاری از خانوادهها نقش واسطه و تنظیمکننده روابط خانوادگی را ایفا میکنند و همین موضوع به حفظ ثبات اجتماعی کمک میکند.
در عین حال، زنان خود نیز با چالشهای ناشی از فضای رسانهای و اجتماعی جدید روبهرو هستند. فشارهای اجتماعی، تصویرسازیهای غیرواقعی از زندگی در فضای مجازی و مقایسههای اجتماعی، گاه باعث ایجاد نارضایتی و فشار روانی میشود. به همین دلیل، توانمندسازی زنان و افزایش آگاهی رسانهای آنان نیز بخش مهمی از مواجهه با جنگ فرهنگی به شمار میرود.
در نهایت، باید توجه داشت که مقابله با جنگ نرم صرفاً به معنای تقابل یا رد کامل پدیدههای جدید نیست، بلکه نیازمند رویکردی هوشمندانه و متعادل است؛ رویکردی که در آن بتوان ضمن استفاده از فرصتهای جدید فرهنگی و رسانهای، هویت اجتماعی و انسجام خانواده را نیز حفظ کرد. در این مسیر، زنان به دلیل نقش تربیتی، فرهنگی و اجتماعی خود، یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار در حفظ ثبات فرهنگی جامعه محسوب میشوند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که جامعهای که خانوادههای آن از انسجام و آرامش برخوردار باشند، در برابر فشارهای بیرونی نیز مقاومتر خواهد بود. از این منظر، میتوان گفت زنان، چه در محیط خانواده و چه در عرصههای اجتماعی و فرهنگی، در خط مقدم جبهه نرم قرار دارند؛ جبههای که پیروزی در آن نه با ابزار نظامی، بلکه با آگاهی، تربیت نسل آینده و تقویت امید اجتماعی رقم میخورد.

بازگشت به ابتدای صفحه