لبيک به نداي رهبري؛ انگيزه جهادگري بانوي فعال آذربايجان شرقي در عرصه محروميتزدايي
مينا بابايي، جهادگر فعال آذربايجان شرقي، با بيان اينکه از سال ???? در عرصه محروميتزدايي و جهاد فرهنگي فعاليت خود را آغاز کرده است، گفت: لبيکگويي به نداي رهبر معظم انقلاب براي تحقق تمدن نوين اسلامي در چارچوب سند اعتلاي بسيج و گام دوم انقلاب اسلامي، مهمترين انگيزه حضورم در ميدان جهاد بوده است.
1404/11/12 - 09:31
تاریخ و ساعت خبر:
161963
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از آذربايجان شرقي - مينا بابايي، جهادگر فعال در عرصه محروميتزدايي و جهاد فرهنگي، در گفتوگويي با اين خبرگزاري، با اشاره به آغاز فعاليتهاي جهادي خود از سال ????، گفت: از سال ???? به عنوان جهادگر در عرصه محروميتزدايي و جهاد فرهنگي وارد ميدان جهاد شدم و انگيزهام لبيکگويي به نداي رهبر معظم انقلاب براي ايجاد تمدن نوين اسلامي در منظر سند اعتلاي بسيج و گام دوم انقلاب اسلامي است.
وي ادامه داد: وقتي در جامعه اسلامي لبخندي بر چهره يک مسلمان نقش ميبندد، دلگرمي به نظام و بسيج و فراتر از آن به رهبري در بين مردم ديده ميشود.
بابايي با اشاره به فعاليت گروههاي جهادي تحت مديريت خود بيان کرد: گروههاي جهادي ما با هدف محروميتزدايي در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و تخصصي زنان و خانواده فعاليت دارند و بيش از ?? نفر از خواهران، به عنوان جهادگران عرصه خدمت به مردم، در اين گروه همراه بنده حقير هستند.
اين جهادگر آذربايجان شرقي، حضور در روستاهاي کمدرآمد و کمبرخوردار و ارائه خدمات به آنها، حضور در مدرسه استثنايي صدر و طبخ ??? پرس غذا براي تأمين ناهار اردوي کودکان استثنايي، تدوين برنامههاي فرهنگي مانند «مهديه دختر ايران» و دلجويي از فرشتگان گمنام اهر در منازل بيماران را از جمله اقدامات و فعاليتهاي ويژه گروه جهادي خود عنوان کرد.
وي محروميتزدايي و خدمترساني به آحاد مردم را ويژگي مشترک همه گروههاي جهادي دانست و گفت: ايجاد حس رضايت مردم از نظام و رهبري، خوشحالي از حل مشکلات مردم و شنيدن دعاي خير مادران نيازمند، از جمله حس و حالهاي خدمت به مردم است.
بابايي در ادامه به بيان يکي از جالبترين خاطرات خود از فعاليتهاي جهادي پرداخت و اظهار کرد: روزي به خانوادهاي که چهار پسر معلول ذهني و ناتوان داشتند و بستري بودند و به همراه دختري با بيماري ذهني در منزلشان در اهر زندگي ميکردند، بسته معيشتي برده بوديم. مادر خانواده همه مواد را جدا کرد و مرغ را از ما قبول نکرد. با اصرار بنده که چرا اين مرغ را قبول نميکنيد، به داخل خانه رفت و يک مرغ يخزده آورد و گفت ديشب از مسجد محل براي من مرغ آوردند، اين مرغ را به يک نفر ديگر بدهيد. همه ما از عزت نفس والاي اين مادر حيرتزده شديم و در برابر ايمان و اعتقاد پاک او که در اوج نياز بود، سر تعظيم فرود آورديم.
وي در پايان، از ادارات و دستگاهها خواست نقشآفريني بهينه و مؤثري در رفع مشکلات و محروميتزدايي مناطق حاشيهنشين و کمبرخوردار داشته باشند.

بازگشت به ابتدای صفحه