مادری در امتداد ام‌البنین(س)؛ روایت شهادت سرباز امنیت، غلامرضا مرادی

شهید غلامرضا مرادی، سرباز فداکار امنیت، از دل کودکی سخت و زندگی پررنج برخاست و با ایمان، تعهد و روحیه مسئولیت‌پذیر، راه پاسداری از امنیت مردم را برگزید؛ روایتی که در سالروز وفات حضرت ام‌البنین(س)، از زبان مادری صبور بازگو می‌شود که هنوز پیوند خود با فرزند شهیدش را زنده و ناگسستنی می‌داند.
مادری در امتداد ام‌البنین(س)؛ روایت شهادت سرباز امنیت، غلامرضا مرادی
1404/11/28 - 08:32
تاریخ و ساعت خبر:
151062
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - شهادت، پایانی است که تنها یک‌بار بر جان انسان می‌نشیند؛ اما مادرِ شهید بودن، آغاز فصل تازه‌ای از صبر و داغ است که هر روز و هر لحظه تکرار می‌شود. مادران شهدا قدم در همان راهی گذاشتند که مادران دلاور کربلا پیمودند؛ زنانی که با علم به بازنگشتن فرزند، آنان را راهی میدان نبرد کردند و صبرشان الگویی ماندگار شد.
در تاریخ کربلا، نام بانویی چون حضرت ام‌البنین(س) با چهار فرزند شهید، نماد ایثار و استقامت است؛ الگویی که مادران ایرانی در عصر دفاع و جهاد به آن اقتدا کردند تا فرزندانشان نیز با همان روحیه در میدان نبرد بایستند.
به مناسبت سالروز وفات این بانوی بزرگوار،خبرنگار خبرگزاری زنان ایران_ پای صحبت‌های مادر شهید امنیت، غلامرضا مرادی نشسته است؛ مادری که باور دارد نگاه شهدا همواره همراه مادرانشان است و پیوند میان آنان هرگز گسسته نمی‌شود.
کودکی سخت، مردی استوار
شهید غلامرضا مرادی، فرزند نورالدین، در نخستین روز فروردین ۱۳۵۲ به دنیا آمد؛ کودکی که از همان سال‌های نخست طعم رنج و کار را چشید. پس از پایان دوره ابتدایی و با وجود علاقه به تحصیل، مشکلات مالی مانع ادامه مسیر مدرسه شد. غلامرضا در کنار حضور پیوسته در برنامه‌های مذهبی، دوشادوش پدر در کارگری و کشاورزی برای تأمین مخارج خانواده تلاش می‌کرد؛ تلاشی که شخصیتی محکم و اراده‌ای استوار در وجود او شکل داد.
گام در مسیر خدمت
با رسیدن زمان سربازی، غلامرضا راه خدمت به میهن را آغاز کرد. پس از ۲۱ ماه خدمت، در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۳ به نیروهای انتظامی پیوست و بلافاصله به استان سیستان و بلوچستان اعزام شد. توانایی، تعهد و روحیه مسؤولیت‌پذیر او سبب شد به منطقه حساس نصرت‌آباد منتقل شود تا در رسته اطلاعات، سهمی جدی در تأمین امنیت مردم بر عهده بگیرد.
اعزام او به منطقه رودهن سیستان و بلوچستان آغازگر روزهای سخت و شب‌های بی‌پایان تلاش برای امنیت کشور بود. سرانجام در ۱۵ تیر ۱۳۷۸، هنگام خنثی‌سازی یک مین، به آرزوی دیرینه‌اش—شهادت در راه امنیت مردم—رسید و آسمانی شد.
روایتی از مادر شهید؛ آخرین شب، آخرین بوسه
مادر شهید از آخرین شب حضور فرزندش چنین روایت می‌کند:آن شب همه در اتاق نشسته بودیم. خسته بودم که ناگهان احساس کردم کسی پاهایم را می‌بوسد. چشم باز کردم؛ غلامرضا بود… سرش را روی فرش گذاشته و پاهای مرا می‌بوسید. گفتم: مادرجان، چرا مرا شرمنده می‌کنی؟ گفت: مادر، این پاها چقدر برای من سختی کشیده‌اند… من چگونه جبران کنم؟
سپس پرسید: مادر، از من راضی هستی؛آن لحظه جوابش را ندادم. وقتی رفت، دخترم گفت: مادر، جواب غلامرضا را ندادی. او را صدا زدم. برگشت. گفتم: مادرجان، از تو راضی‌ام.
با آرامش گفت: مادر، اگر شهید شدم، صبرت چطور است؛ گفتم: دل من کنار دل همه مادران شهداست. با کف دست روی قلبم زد، قلبم را بوسید و گفت: برخلاف قد کوچکت، قلب بزرگی داری… آن شب آخرین وداع ما بود.
وصیت‌نامه‌ای آمیخته با عشق و مسئولیت
شهید غلامرضا مرادی در وصیت‌نامه خود نوشته است:پدر و مادر عزیز، نخست از شما طلب حلالیت دارم. پس از من، مراقب همسر و فرزندم باشید تا جای خالی مرا کمتر احساس کنند. مدافع اسلام و جمهوری اسلامی باشید و همچنان همراه رهبر انقلاب بمانید و دستورات او را چون گذشته اجرا کنید.
انتهای پیام/*

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
شهیدغلامرضا مرادی،شهیدامنیت،صبرمادران شهدا،امنیت کشور،سربازوطن،ایثارومقاومت
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
حماسه و مقاومت
V
آرشیو