گفتگوي خواندني با مادر شهيد نخبه اصفهاني؛
مادر شهيد حامد صفاريان گفت: پسرم خواست تا سوغات حج تمتع برايش شهادت را از خدا طلب کنم ولي نمي دانستم سوغاتي حامد جانم زودتر از ورودم به ايران به جانش مي نشيند و بر سفره امام حسين(ع) مهمان مي شود.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از اصفهان، در اين چند سال يکي از بهترين زمان هاي زندگي خبرنگاري ام، بودن در کنار مادراني بود که عشق را به تمام قد معنا کردند و در اعتبار نامشان، صبر و ايثار و ايمان نقش مي بست.
مادراني که الگوي سوم زن مسلمان انقلابي هستند و تلاش مي کردند تا تربيت فرزند را در دل خانه تا متن اجتماع به بهترين وجه ممکن عملي کنند تا نتيجه اش يک کلام به شهادت ختم شود.
حس مادري در محله خواجوي اصفهان خريدني بود، همان حسي که حتي در بارداري حامد و در شيردهي او، بيشتر از بچه هاي ديگر جلوه مي کرد و مادر آن را در دعا و قرائت قرآن و خواندن کتب مختلف چگونگي تربيت فرزند دنبال مي کرد.
اکرم ماهري اصالتا شهرضايي بود ولي به واسطه ازدواج، بيش از 20 سال در تهران زندگي کرد و پس از قبولي حانيه در دانشگاه به اصفهان آمد تا در کنار دختر خود باشد و زمينه ماندنش در اصفهان دانشگاه دختر شد و امروز مکان دلدادگي اش در گلستان شهداي اصفهان شکل گرفت.
مادر از نامگذاري حامد گفت که من نام محمد را دوست داشتم و همسرم نام رحيم را ولي فرازي از دعاي جوشن رويه نامگذاري را کامل عوض کرد؛ زماني که يا حامد و يا ماجد را ميخواندم، قلبم به يکباره نام حامد را پسند کرد و زماني که شوهرم ماموريت بود و تماس گرفت و از تولد فرزندمان خبر گرفت گفتم فرزندمان پسر است و نامش را حامد مي گذاريم.
حامد عيد سعيد فطر و به تاريخ شمسي 10 تيرماه 1363 به دنيا آمد و در تاريخ 31 خرداد 1404 در جنگ دوازده روزه به شهادت رسيد و 6 تيرماه تشييع شد.
حامد در کودکي به دليل داشتن مادري ديندار، عاشق اهل بيت عليه السلام بود و در جواني و تا شهادتش ارادت خاصي به ائمه داشت به گونه اي که از مادر ميخواست دعا کن شهيد بشوم و به آغوش امام حسين عليه السلام بروم و اين چنين هم شد؛ حامد در دهه اول محرم تشييع و پيکر پاکش در گلستان شهداي اصفهان آرام گرفت.
خانم ماهري که از ابتداي مصاحبه با تبسمي زيبا همراه ما بود، حامدجانش را اينگونه توصيف کرد که خداوند او را پرورش يافته کرده بود به گونه اي که دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه ميگرفت و نماز شبش ترک نشد و عاشق هيئت بود و دوماه محرم و صفر را مشکي مي پوشيد و اين عشق به حدي بود که حتي زماني که دعوت نامه حج تمتع ما را ديد و مشاهده کرد که زمان تالار شب اول محرم است با لحني کاملا محترمانه و آرام گفت که دهه اول محرم شب هيئت است و من براي وليمه حج تمتع شما نمي آيم و صحبتش به درستي تعبير شد و شب تالار حامد جان به آغوش امام حسين عليه السلام رفت و مهمان هاي مراسم تشييع به جاي مهمان هاي وليمه حج، حضور يافتند.
مادر از حياي عجيب حامد گفت که حتي پسر را نمي بوسيد از بس فرزند ارشدش حيا داشت و حتي زماني که مادر و پدر عازم سفر حج بودند، حامد سرش را پايين آورد و مادر بوسيد و اين بوسه بر گونه حامد اين روزها حسرت براي مادر شده بود ولي پسر نميخواست اين حسرت بر دل مادر باشد و به خواب مادرش آمد و گفت مامان بيا هرچقدر خواستي صورتم را ببوس، در خواب گونه حامد را بوسيدم و اين حسرت از وجودم برداشته شد.
مادر شهيد صفاريان امسال حاجيه خانم شده بود و زماني که عازم سفر حج تمتع بود، ماجد و حانيه گفته بودند که سوغات نمي خواهيم و زمان را صرف خريد نکنيد ولي حامد سوغاتي ميخواست و به مادر سپرده بود که برايش دعاي شهادت را سوغات بياورد و اينجا مادر که بارها به حامدجانش گفته بود انشالله بعد از 120 سال شهيد شوي، روبه روي خانه خدا خواست که حامدش به آرزويش که شهادت است دست يابد و در مدينه خبر شهادت حامد را در جنگ 12 روزه شنيد و چقدر بر سينه مادر اين خبر سنگيني کرد به گونه اي که روبروي بقيع سجده رفت و دل به حضرت زهرا سلام الله و حضرت ام البنين (س) داد و اين سنگيني تا کربلا همراهش بود ولي پاي ضريح حضرت ابالفضل(ع) دلش آرام شد زيرا پسرش را به دست اباعبدالله عليه السلام سپرد.
.شهيد حامد صفاريان نخبه هوافضاي سپاه بود و مادر اين هوش و ذکاوت را در کودکي حامد و اول شدنش در تمامي بازي هاي کودکانه به ياد داشت و زماني که حرف کارش شد، مادر گفت که کار براي حامد بسيار مهم بود به گونه اي که شب ها زود ميخوابيد که سرکار سرحال باشد ونهايت استفاده را از کارش ببرد؛ حامد از کارش نمي زد و پول اضافه کاري و ماموريت نمي گرفت؛ سوريه هم رفته بود ولي در کل از کارش چيزي داخل خانه نمي گفت.
و اما خانم اکرم ماهري در اين گفتگو به توسلات خود اشاره کرد و گفت که براي حاجت هاي دنيايي دست توسل به دامن حضرت ام البنين(س) مي برم ولي براي عاقبت بخيري فرزندانم به حضرت زهرا سلام الله عليها دخيل مي بندم.
به گزارش خبرگزاري زنان نيوز؛ فضاي مصاحبه با مادر شهيد حامد صفاريان مملو از عشق و ايثار و صبوري مادر بود و اين يعني ارزشمندترين بخش يک گفتگوي مادر و فرزندي..... کلام پاياني مادر اين بود که پسرهاي ما پاره تن ما هستند ولي وقتي پاي اسلام و فرمان رهبري به ميان بيايد با تمام وجود تقديم اسلام مي کنيم و قطعا جانم و تمام زندگي و فرزندانم به فداي ولايت هستند.
انتهاي پيام/ زهرا شجاعي