خانواده شهيد سيدحسن حسيني
سرباز تبيين که با خونش امضا کرد،اطاعت از ولايت، راهي از محراب تا ميدان شهادت
او رفته است؛ نه در يک جنگ دور، بلکه در چند قدمي خانهمان، براي دفاع از حرمت يک مسجد و حقانيت ديني که به آن عشق ميورزيد. او که هميشه با شوق از "تبيين" ميگفت، آخرين تبيينش را با خون خود بر سنگفرش خيابان نوشت. اينک، خاطرهاش نه در قاب عکس، که در هواي هر نفس ما جاري است...
1404/11/20 - 11:03
تاریخ و ساعت خبر:
162352
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - گلستان - خانواده شهيد سيدحسن حسيني، شهيد جهاد تبيين در فتنه ديماه ????، در گفتگو با خبرگزاري زنان ايران از سلوک فکري، اخلاقي و مجاهدتهاي رسانهاي و ميداني اين شهيد روايت کردند؛ شهيدي که اطاعت محض از ولايت را محور زندگي خود قرار داد و در مسير روشنگري و مقابله با فتنه، مظلومانه به شهادت رسيد. خانواده شهيد «سيدحسن حسيني»، شهيد جهاد تبيين در فتنه ديماه ????، از جواني پرشوري ميگويند که شبهاتش را با شوق در جمعهاي خواهران حل ميکرد تا سرانجام، خود به سرچشمهاي براي سيراب کردن تشنگان حقيقت تبديل شود؛ شهيدي که در اوج فتنه، محراب را رها نکرد و در ميدان روشنگري، همچون جدش امام حسين(ع) تنها ماند و به شهادت رسيد.
لطفاً شهيد را از نگاه خودتان معرفي کنيد
بسمالله الرحمن الرحيم.
شهيد سيدحسن حسيني انساني عادي با خواستهها و دغدغههايي شبيه ديگر مردم بود. در دوران جواني گاهي با شبهههايي روبهرو ميشد، اما براي پاسخ به آنها به جمعهاي خواهران ميآمد تا ياد بگيرد. با شوق فراوان، مسائل ديني را براي من که خواهر بزرگترش بودم تعريف ميکرد و ما نيز او را تشويق ميکرديم.
عشق او به ولايت بهتدريج عميقتر شد؛ تا جايي که خودش به تحقيق و بررسي ميپرداخت، به سرچشمه حقيقت ميرسيد و سپس ديگران را سيراب ميکرد و به تبيين ميپرداخت. همواره دغدغه بهبود جامعه، بهويژه روستاي بالاجاده را داشت.
تمام سخنرانيهاي حضرت آقا را با دقت گوش ميداد، تحليل ميکرد و وقتي از ما دور بود، تماس ميگرفت و نکات را توضيح ميداد. حتي درباره موضوعاتي مانند هوش مصنوعي ميگفت:ميداني حضرت آقا دربارهاش چه گفتهاند؟ ما بايد اين کارها را انجام بدهيم.
چه ويژگيهاي اخلاقي و شخصيتياي داشتند؟
از هيچ چيز ناراحت نميشد؛ تا حدي که من هميشه از صبوري بيش از اندازهاش در رنج بودم. از سرزنش ناراحت نميشد؛ گويي اين سرزنشها در وجودش محو ميشد.
اگر به اشتباهش پي ميبرد و من بهعنوان خواهر بزرگتر تذکري ميدادم، هرگز نميگفت چرا؟؛ بلکه ميگفت:
در موردش فکر کردم، متوجه اشتباهم شدم و از خودم بابتش خجالت ميکشم
و همان رفتار را اصلاح ميکرد.
شهيد جهاد تبيين را چگونه معنا ميکردند و چرا آن را ضروري ميدانستند؟
ايشان از جريان فتنه زن، زندگي، آزادي وارد ميدان جهاد تبيين شد و معتقد بود بايد مسلم زمان، يعني حضرت آقا، را ياري کنيم. ميگفت در هر مکان و شرايطي مدارس، حوزهها، شهر و حتي گفتگوهاي تنبهتن بايد تبيين کرد؛ حتي اگر با توهين مواجه شويم.
تأکيد داشت که بايد ديد حضرت آقا چه فرمودهاند. ميگفت خدا براي ما کافي است و در هر شرايطي بايد پشت ولايت ايستاد؛ از روايت جنگ دوازدهروزه گرفته تا اميدآفريني. خانواده را نيز موظف ميکرد که در اين مسير همراه باشند.
بارها ميگفت:
علمي که به دست ما، زينبهاي زمان، بسيجيها و دانشآموزان داده شده، بايد به دست امام زمان (عج) برسد.
و باور داشت جهاد تبيين بايد از خانهها آغاز شود.
ايشان در مقابله با جنگ رسانهاي و فتنه صهيونيستي چه اقداماتي انجام دادند؟
يک تيم کوچک تشکيل داده بود. سخنرانيهاي حضرت آقا را تحليل ميکرد و در هر جايي که ميتوانست به تبيين ميپرداخت. آخرين ويديويي که ساخت، بر اين نکته تأکيد داشت که اعتراض حق مردم است، اما اغتشاش هزينههاي سنگيني را به مردم تحميل ميکند.
آيا خاطرهاي از روشنگريها يا موضعگيريهاي شجاعانه شهيد داريد؟
در پارکها، اطراف تئاتر شهر و هر جايي که منشأ فساد بود، حضور پيدا ميکرد و به تبيين ميپرداخت. حتي کساني که شيعه نبودند، جذب گفتمان ولايت ميشدند. در فضاي مجازي نيز فعال بود و بسياري از افراد خاکستري را پاي کار ولايت آورد.
مهمترين دغدغه فکري و اعتقادي شهيد سيدحسن حسيني چه بود؟
مهمترين دغدغه فکري و اعتقادي شهيد، اطاعت محض از امر رهبري بود. ايشان معتقد بودند که در زمان فتنه، تشخيص حق از باطل تنها با تبعيت از وليّفقيه ممکن است و هرگونه کوتاهي در اين مسير، انسان را از جبهه حق جدا ميکند.
در جريان حوادثي که به آتش زدن مسجد و بيحرمتي به مقدسات انجاميد، با وجود تهديدهاي جدي، صريح و شجاعانه ميگفتند:
من، همسرم و فرزندانم همه فداي اسلام و رهبري هستيم.
با همان شرايط سخت و ناامن، در همان مسجد نماز جماعت برگزار کردند و اجازه ندادند شعلههاي فتنه چراغ بندگي خدا را خاموش کند.
در يکي از صحنهها، حدود ??? نفر به سمت ايشان هجوم آوردند و او را محاصره کردند. شهيد با جهاد تبيين، گفتگو و روشنگري توانست ??? نفر از آنها را به راه حق بازگرداند، اما ?? نفر باقيمانده که دلهايشان در تاريکي فتنه قفل شده بود، سرانجام او را همچون جدّ مظلومش امام حسين (ع) به شهادت رساندند.
او با خون خود ثابت کرد که اطاعت از ولايت، تنها يک شعار نيست؛ راهي است که گاهي به محراب ختم ميشود و گاهي به ميدان شهادت.
شهادت ايشان چه تغييري در نگاه شما به مسئوليت اجتماعي و ديني ايجاد کرد؟
ما از زندگي در اين دنيا هراس داشتيم و گاهي دينداريمان را پنهان ميکرديم، اما برادرم باور داشت بايد دين را فرياد زد و نماز و اعتقاد را آشکارا نشان داد. دنيا ارزشي ندارد و ارزش حقيقي براي اسلام است.
هميشه ميگفت: اگر کسي شهيد نشود، بالاخره ميميرد.
اگر شهيد امروز در ميان ما بودند، چه پيامي براي جوانان داشتند؟
دين را با زبان ساده و حتي شبيه بازي به کودکان آموزش ميداد. با روش معرفتشناسي کار ميکرد و تمرکزش بر جوانان و نوجوانان بود. ميگفت بايد براي ظهور آماده شويم و تمدني بسازيم تا امام زمان (عج) در آن ظهور کنند.
تأکيد داشت: ما بايد بلند شويم و اين تمدن را بسازيم.
اگر امام زمان (عج) اينجا باشند، به ايشان چه ميگوييد؟
ايشان هميشه حاضر و ناظر هستند.
ميگوييم: سرباز شما تا آخرين نفس براي مسلم زمانش قيام ميکند؛ زينبوار مسئوليت برادرش را به دوش ميگيرد، علم را حمل ميکند و خانهبهخانه از خواهران و برادران سيدحسن ميخواهد که مسلم زمانشان را ياري کنند.
ما خادمان شما هستيم.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه