روزي که مشهد در سوگ سردار دلها نشست
از تجديد پيمان مادر شهيد با راه شهدا تا تجسم عشق و فداکاري در کلام مادران شهيدان
روزي که مشهد با چشمان اشک بار و دلهاي شکست? خود، سردار دلها را وداع گفت، مادر شهيد دانيال رضازاده، از شهداي مدافع امنيت، در ميان خيل عزاداران، نه تنها مرثيهگوي عشق و وفاداري به قهرمانان ايراني بود، بلکه ندا دهنده پيماني دوباره با آرمانهاي شهيدان شد. او از عشق و فداکاري حاج قاسم مي گويد: مردي که براي امنيت و آزادي اين مرز و بوم جانش را تقديم کرد و در دل همه مردم جاودانه ماند.
1404/10/14 - 18:01
تاریخ و ساعت خبر:
151656
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از خراسان رضوي، ؛ روايت روز تشييع سردار دلها در مشهد
زهره محمديان، از حال و هواي روز تشييع حاج قاسم سليماني روايت ميکند: آن روز، مشهد حال و هواي عجيبي داشت، انگار همه شهر عزادار بود، از ساعات اوليه صبح، مردم با دلهاي شکسته و چشمان اشکبار به خيابانها آمده بودند.
تشييع حاج قاسم تنها يک مراسم نبود؛ يک اجتماع عاشقانه بود که مردم با قدرداني از سالها مجاهدت و فداکاري او گرد هم آمده بودند.
محمديان در ادامه به احساسات عميق فرزند شهيدش دانيال در آن روز اشاره کرد و گفت: دانيال بسيار منقلب و بيقرار بود و پيوسته ميگفت: «مادر، حاج قاسم هم رفت…»، ناراحتياش از ته دل بود؛ انگار يک عزيز نزديک را از دست داده باشد. آن حال و هوا براي من آشنا بود و دلم ميلرزيد.
وي تاکيد کرد: ما همانند هزاران نفر از مردم مشهد آمديم تا تماشاچي نباشيم؛ آمديم تا بگوييم ما هم هستيم. حضور در آن مراسم براي من، بهعنوان يک مادر شهيد، تجديد پيمان با راه شهدا بود. احساس ميکردم همه ما يک عهد مشترک داريم؛ اينکه اجازه ندهيم خون اين عزيزان پايمال شود.
مادر شهيد مدافع امنيت به ويژگيهاي بارز شخصيت سردار سليماني اشاره و تصريح کرد: حاج قاسم مرد عمل بود، او از زندگي، آسايش و خواستههاي شخصياش گذشت تا مردم در امنيت باشند، او همواره مورد تأييد رهبر معظم انقلاب بود و جانش را براي دفاع از حرمهاي مطهر حضرت زينب (س) و حضرت رقيه (س) فدا کرد. حاج قاسم آرزوي شهادت داشت و خدا نيز اين افتخار را نصيب او کرد.
وي در ادامه خاطرنشان کرد: تشييع حاج قاسم فقط وداع با يک فرمانده نبود، بلکه اعلام وفاداري يک ملت به آرمانهاي بزرگ او بود، من آن روز از دل يک مادر گفتم: ما ادامهدهنده راه شما هستيم و اجازه نميدهيم راه شهدا فراموش شود.
محمديان با بيان اينکه آن روز را هرگز فراموش نخواهد کرد، گفت: مشهد تنها يک شهر نبود، بلکه دريايي از دلهاي داغدار بود که هر قدم مردم با اشک و بغض همراه بود، من نيز با دلي پر از حرف و چشماني خيس به مراسم تشييع سردار دلها آمده بودم.
او همچنين به احساسات دانيال در هنگام شنيدن خبر شهادت حاج قاسم اشاره کرد و گفت: نگراني در چهرهاش موج ميزد و مدام ميگفت: «مادر، حاج قاسم هم رفت…». اين بغض برايم آشنا بود؛ بغض مردي که دلش با شهادت گره خورده است. در ميان آن جمعيت عظيم، حسي غريب داشتم؛ هم داغدار بودم و هم سربلند.
محمديان بيان کرد: حاج قاسم تنها يک فرمانده نبود، بلکه پناه دل خيليها بود. او براي امنيت اين مردم، جانش را کف دست گرفت و چه زيبا هم رفت. وقتي تابوت حاج قاسم روي دستان مردم حرکت ميکرد، اشکهايم بياختيار ميريخت و با خودم ميگفتم: «خوشا به حالت سردار… به آرزويت رسيدي».
وي به عزم و اراده مادران شهدا اشاره و تأکيد کرد: براي بستن يک عهد، عهدي مادرانه آماده ايم، ما مادران شهدا هنوز ايستادهايم و اجازه نخواهيم داد خون حاج قاسم و همه شهدا پايمال شود. تشييع حاج قاسم، تنها تشييع يک پيکر نبود؛ بلکه زنده شدن يک راه بود که از دل مادران ميگذرد و به امنيت، عزت و ايمان اين سرزمين ميرسد.
انتهاي خبر/ رضايي

بازگشت به ابتدای صفحه