شهداي مظلوم جنگ تحميلي ?? روزه/ بازتاب جنايات صهيونيستها در فضاي مجازي
جنگ ?? روزه اخير، چهره واقعي رژيمي را آشکار کرد که سالها پشت نقاب «حملههاي هدفمند» و «دفاع از خود» پنهان شده بود. شهادت نيلوفر قلعهوند، مربي جوان پيلاتس، در کنار دهها زن و مرد بيدفاع ديگر، نشان داد که حقيقت را نميتوان تا هميشه در سيطره تبليغات پنهان کرد. آنچه در تهران، اوين و ديگر نقاط ايران رخ داد، نه صرفاً يک تراژدي انساني، بلکه سند رسوايي نظامي و رسانهاي صهيونيسم بود؛ جنگي که به بهاي خون بيگناهان، پرده فريب را دريد و حافظه جمعي را بهنام شهدا، روشنتر ساخت.
1404/09/17 - 10:34
تاریخ و ساعت خبر:
150457
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - حمزه الياس زاده - بعد از اينکه در يک نشريه تصوير يکي از بانوان شهداي جنگ تحميلي 12 روزه منتشر شد، برخي درباره نوع حجاب اين بانوي شهيد نکاتي را مطرح کردند اما در ميان اين مباحث نکته مهمي که بايد بدان اشاره کرد شهدا و قربانيان جنگ 12 روزه تحميلي بود که از هر قشر و اعتقاداتي بودند. اين در شرايطي بود که رژيم صهيونسيتي و رسانههاي ضدانقلاب که از جمله تلويزيون حتي ايران اينترنشنال ادعا ميکردند که رژيم مردم عادي را هدف قرار نميدهد.
اين در شرايطي بود که حتي با حمله اسرائيل به زندان اوين که در آن بيش از 70 نفر از هم ميهنمان به شهادت رسيدند که بخش اعظم آن غيرنظامي و تعدادي هم سرباز وظيفه بودند، همين رسانه ضدانقلاب ادعا کرد که اين حمله نمادين بوده است.
نيلوفر قلعهوند، مربي جوان پيلاتس به همراه پدر و مادرش کامران قلعه وند و فاطمه صديقي در حمله موشکي که به محله نوبنياد تهران صورت گرفت جان خود را از دست داد.
نيلوفر قلعهوند و خانوادهاش در جريان حملات هوايي اسرائيل در منطقه نوبنياد، که مقامات اسرائيلي مدعي بودند فقط مناطق نظامي هدف قرار ميگيرد، جان خود را از دست دادند. اما اين ادعا تنها يک بازي رسانهاي بود، چرا که حملات بدون هيچ تفاوتي به نظاميان و غيرنظاميان حمله کرده و زندگي بيگناهان را از بين برد.
در نهايت، ماجراي شهادت نيلوفر قلعهوند و دهها زن و مرد بيدفاع ديگر در جنگ تحميلي ?? روزه، تنها يک روايت خونين از خشونت بيمهار اسرائيل نيست؛ بلکه سندي است بر اينکه حقيقت، دير يا زود، پرده تبليغات رسانههاي وابسته را ميدرد.
رژيمي که سالها با ادعاي «دقت در حملات» و «عدم هدفگيري غيرنظاميان» افکار عمومي جهان را فريب ميداد، اين بار در برابر چشم ميليونها کاربر فضاي مجازي رسوا شد؛ چرا که تصاوير و روايتهاي منتشرشده از دل خانههايي که به ويرانه تبديل شدند، نشان داد قربانيان اين جنگ، مردم عادي بودند: مربي ورزش، کودک خردسال، کارمند ساده، سرباز وظيفه، مادر خانهدار و پدر بازنشسته.
اين حقيقت تلخ که رژيم صهيونيستي حتي در اوج بحران زندان اوين را با صدها زنداني غيرنظامي و سرباز هدف قرار ميدهد، نشان ميدهد هدف آنها نه «مقابله با تهديد»، بلکه ايجاد هراس، بيثباتي و انتقامگيري کورکورانه است.
با اين حال آنچه اين جنگ را متفاوت کرد روشنگري عظيمي بود که در فضاي مجازي شکل گرفت؛ جايي که کاربران ايراني و حتي بسياري از فعالان مستقل خارجي، روايت رسمي صهيونيستها را به چالش کشيدند و تصوير واقعي از مظلوميت قربانيان را به جهان نشان دادند.
آنها فقط زندگي ميکردند؛ اما زندگيشان در يک لحظه، زير موجي از خشونت بيمنطق پايان يافت.
با اين حال، آنچه باقي خواهد ماند ياد و نام اين شهداست؛ زنان و مرداني که با وجود رنجي که بر آنان تحميل شد، تبديل به شمعي شدند براي روشني بخشي مسير حقيقت. شايد گلوله و موشک بتواند خانهها را ويران کند اما نميتواند حافظه جمعي يک ملت را پاک کند. نام شهداي بيدفاع جنگ ?? روزه، نهتنها در حافظه خانوادههايشان، بلکه در تاريخ اين سرزمين ثبت شد؛ تاريخي که هرگز جنايات رژيم صهيونيستي و همدستان رسانهاي آن را فراموش نخواهد کرد.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه