بررسي نياز بيماران رواني به قانون حمايتي /(?)
حقوق بيماران در سالهاي اخير در جهان مورد توجه روز افزون قرار گرفته و در اين ميان با توجه به افزايش بار بيماريها و اختلالات رواني و پيچيدگي ارائه خدمات به اين افراد و مشکلات اجتماعي آنها، جاي خالي حمايت حقوقي از مبتلايان به اختلالات رواني را پر رنگتر کرده است.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - افراد مبتلا به اختلالات روان بخشي از افراد آسيب پذير جامعه هستند که علاوه بر رنج آشکار ناشي از وجود اختلال رواني، با فرسودگي ناشي از برچسب اختلال رواني و جدايي از جامعه نيز رو به رو ميشوند. از طرفي، غفلت و سوء استفاده فيزيکي و جنسي و رواني از اين بيماران نيز شايع است و علاوه بر همه اينها، بيماران اختلالات روان با طرد از جامعه، از دست دادن موقعيتهاي شغلي و محروميت از دسترسي به خدمات نيز مواجه ميشوند.
اين در حالي است که بيشتر اين بيماران، ظرفيت تصميمگيري در حوزههاي مختلف زندگي خود را دارند. گاهي اختلال رواني با ناتواني شديد ذهني معادل در نظر گرفته شده و در نتيجه اين بيماران بدون قدرت تصميم گيري قلمداد ميشوند. از طرفي گاهي «خطرناک بودن» به کل بيماران تعميم داده ميشود و با اين توجيه، ابزارهاي محدوديت آنان تقويت ميشود.
چرا بايد قانون حمايت از بيماران اختلالات روان داشته باشيم؟
از نظر سازمان جهاني بهداشت، بيشترين فشار در جامعه متوجه بيماران مبتلا به اختلالات روان است، زيرا علاوه بر انگ بيمار رواني، مزاياي شهروندي نيز از آنها گرفته شده، خدمات درماني مناسبي دريافت نکرده و حتي مورد استفادههاي مختلف قرار ميگيرند. به همين دليل از اواسط قرن بيستم، نهضتي در جهان شکل گرفت تا قوانيني براي دفاع از حقوق شهروندي اين بيماران وضع شود.
مهدي نصر اصفهاني «روان پزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکي ايران و مجري طرح تدوين پيشنويس قانون سلامت روان کشور» درباره علت نياز به قانون حمايت از بيماران مبتلا به اختلالات روان به پژوهشگر ايرنا ميگويد: قوانين ما درباره بيماران مبتلا به اختلالات روان مربوط به ???? و مطلق نگرانه است. به طور مثال در بحث قيمومت، يک فرد يا ميتواند يا نميتواند. اين درباره انسان سازگار نيست. بيش از ??? سال در علم پيشرفت اتفاق افتاده، اما قوانين همچنان همان است. از طرفي حقوق بيماران مبتلا به اختلالات روان، همه جا پايمال ميشود.
وي ادامه ميدهد: خانوادههاي اين بيماران مشکلات بسياري دارند. فرض کنيد بيمار نيازمند خدمات اورژانسي است، در حالي که سالهاست در کشور اورژانس ??? داريم، براي بيماران مبتلا به اختلالات روان، اورژانس وجود ندارد. اين خانوادهها با کجا بايد تماس بگيرند؟ اگر از سامانه ??? در اين زمينه نام برده ميشود، آن براي خدمات مشاوره است. به تازگي برخي اورژانسهاي خصوصي به اين بيماران خدمات ميدهند که آن هم هزينه بسيار بالايي دريافت ميکنند. قانون حمايتي از اين نظر نيز وجود ندارد.
از نظر سازمان جهاني بهداشت، بيشترين فشار در جامعه متوجه بيماران مبتلا به اختلالات روان است، زيرا علاوه بر انگ بيمار رواني، مزاياي شهروندي نيز از آنها گرفته شده، خدمات درماني مناسبي دريافت نکرده و حتي مورد استفادههاي مختلف قرار ميگيرند
نصر اصفهاني ميگويد: فرض کنيد اين بيمار به بيمارستان برود، هر روان پزشک يا پزشکي ميتواند اين بيمار را بستري کند. هيچ قانوني در کشور براي بستري اجباري وجود ندارد. بايد توجه کرد که بستري اجباري يک نوع بازداشت يا توقيف يا زنداني کردن است. در قوانين ما، بستري اجباري فقط با دستور قضايي اتفاق ميافتد. فرض کنيد خانواده نميخواهد کسي از وضعيت بيمار مطلع باشد و بايد مدتي به دنبال دستور قضايي بدود. اين درباره بستري اجباري است و نه بستري اختياري. بستري اجباري در دنيا قوانين خاص خود را دارد، اما ما چنين چيزي نداريم.
جهان در اين زمينه چه کرد؟
سازمان جهاني بهداشت در سال ???? در کشورهايي که براي افراد مبتلا به اختلال رواني قوانين مدون داشتند، نشان داد که هرچند تا آن زمان بيشتر قوانين براي حمايت از افراد مبتلا به اختلال رواني وضع شده، اما رويکرد جديد اين کشورها تسهيل روند بستري و ترخيص بيماران بوده تا امکان درمان مناسب و سريعتر آنها فراهم شود.
از آنجا که مراکز روان پزشکي امکانات محدودي داشتند و شرايط نگهداري بيماران در اين مراکز مطلوب نبود، از حدود سال ????، مراکز جامعه نگر به خدمات سلامت روان اضافه شدند تا طيف گستردهتري از خدمات تشخيصي، درماني، مشاوره و مراقبتهاي پس از ترخيص براي افراد مبتلا ايجاد شود.
در سال ???? بيانيه جهاني حقوق عقب ماندگان ذهني و در سال ???? بيانيه جهاني حقوق افراد ناتوان که شامل افراد مبتلا به اختلال رواني هم بود، تدوين شد. در اين بيانيه تاکيد شده که حقوق افراد ناتوان به ويژه حقوق شهروندي آنها مشابه حقوق شهروندان ديگر است.
از سال ???? در اروپا و آمريکا تغييرات اساسي در قوانين مربوط به بيماران بستري در بيمارستانهاي اين کشورها مشاهده شد. بسياري از اين کشورها در طول زمان، قوانين خود را بازنگري کرده و قوانين پيشرفتهتري را جايگزين قوانين قبلي کردند.
مهدي نصر اصفهاني و جعفر عطاري مقدم «روان پزشک» در مقالهاي با عنوان «تدوين پيش نويس قانون سلامت روان» که بهار ???? در مجله روان پزشکي و روان شناسي باليني ايران منتشر شد، در اين زمينه مينويسند: بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت در سال ????، حدود ??.? درصد از کشورهاي اروپايي قانون بهداشت روان دارند و اين رقم براي کشورهاي حوزه مديترانه شرقي حدود ??.? درصد است.
درصد کشورهايي که در طول زمان قانون بهداشت روان داشتهاند
منبع: مجله روان پزشکي و روان شناسي باليني ايران
اين پژوهشگران مينويسند: بيش از ?? درصد کشورها قانون بهداشت روان ندارند. در گزارشي که در سال ???? توسط سازمان جهاني بهداشت منتشر شد، آمده که از ميان ?? کشوري که گزارش خود را براي اين سازمان ارسال کردهاند، ?? درصد از آنها قانون بهداشت روان مستقل نداشتهاند.
اين مقاله ادامه ميدهد: در سال ???? سازمان جهاني بهداشت سندي منتشر کرد که در آن به ?? اصل اساسي براي تدوين قانون بهداشت روان اشاره ميکند. اين سند به مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل اتکا کرده که طي آن اصول حمايت از افراد مبتلا به اختلالات رواني و بهبود مراقبت از آنها در سال ???? به تصويب رسيد. سند سازمان جهاني بهداشت بر اساس تجزيه و تحليل مقايسهاي قوانين بهداشت روان در ?? کشور و در اصل به منظور پاسخ به نيازهاي کشورهاي عضو تدوين شده است.
وضع قوانين بهداشت روان در مناطق مختلف سازمان جهاني بهداشت
منبع: مجله روان پزشکي و روان شناسي باليني ايران
پژوهشگران در اين مقاله ميگويند: در تاريخ گذشته ايران، جايگاه بيماران رواني در مقايسه با ديگر کشورهاي جهان بهتر بوده است. در حاليکه در اروپاي قرون وسطي، «ديوانگان» را مامن شيطان ميدانستند و براي وادار کردن ارواح خبيثه به ترک بدن «جن زده» انواع آزار و شکنجهها را به اين دردمندان روا ميداشتند، در ايران بخشي از دارالشفاي يزد به بيماران رواني اختصاص يافته بود. مطالعه آثار بزرگاني مانند«زکرياي رازي، ابوعلي سينا، سيد اسماعيل جرجاني» نشان ميدهد رويکردي که در اروپاي قرون وسطي درباره بيماران رواني وجود داشت، در تاريخ گذشته پزشکي کشور ما جايگاهي نداشته است.
ابن سينا در اين زمينه ميگويد: برخي عقيده دارند ماليخوليا کار جنيان است. ما که طب را ياد ميگيريم، اهميت نميدهيم که از جن است يا از جن نيست. ميگوييم ماليخوليا کار جن باشد يا نباشد، مزاج بيمار به سودايي ميانجامد. پس سبب نزديکش وجود ماده سوداست.
بررسي قوانين موجود در ايران نشان ميدهد که اگرچه قانون مستقلي براي بهداشت روان تاکنون مدون نشده، از گذشته در مجموعه قوانين مختلف کشور اعم از قانون مدني، قانون مجازات اسلامي، قانون امور حسبي، قانون دادن حضانت فرزندان صغير يا محجور به مادران، قانون اقدامات تاميني، قانون حمايت از خانواده و قانون اجازه پرداخت حق الزحمه به بيماران رواني که در کارگاههاي حرفهاي يا رشتههاي خدماتي به کار مشغول هستند، به جنبههاي مختلف حقوق بيماران رواني پرداخته است.
در اين قوانين از اصطلاحاتي مانند جنون، سفيه، اختلال مشاعر و غيره استفاده شده که از نظر علمي بر سر تعريف روشن و مشخص آنها توافق وجود ندارد، ولي به هر حال توانسته تا حدي مشکلات بيماران را پاسخگو باشد.
نصر اصفهاني در اين زمينه به پژوهشگر ايرنا ميگويد: مجموعه اين موارد باعث شد که به اين فکر کنيم براي بيماران مبتلا به اختلالات روان بايد فکري شود تا قانون از آنها حمايت کند. فرآيند تدوين قانون از سال ???? شروع شد و در عرض ? سال تدوين انجام گرفت که به کمک متخصصان رشتههاي مختلف اتفاق افتاد و سال گذشته پس از تصويب دولت و ارائه به مجلس و با وجود تصويب در کميسيون بهداشت و درمان، کنار گذاشته شد.
مريم بختياري «دکتراي روان شناسي و نايب رييس انجمن روان شناسي باليني» نيز در اين زمينه به پژوهشگر ايرنا ميگويد: در قانون مدني و قانون مجازات اسلامي، قوانيني درباره بيماران اختلالات روان وجود دارد، اما يکپارچه نيست. در قانون مدني گفته شده اگر کسي سلامت روان ندارد، شهروند وظيفه دارد به دادستان گفته شود تا قيم قانوني براي او تعيين شود. از زماني که مردم معني بيماري روان را فهميدند، مباحث قانوني در اين زمينه تعريف کردند.
بيش از آنکه روانشناسان و روانپزشکان درگير شوند، مباحث فقهي و حقوقي در اين راستا وجود دارد. بنابراين ما قوانيني در اين زمينه داريم، اما بايد به آنها استناد کرده و چيزي نوشته شود تا افراد بر اساس آن تصميمگيري شود.
چالشهاي بسياري در زمينه حمايت از بيماران مبتلا به اختلالات روان وجود دارد که از جمله آن ميتوان به تعريف واژگان و فقدان حمايتهاي اجتماعي و قانوني اشاره کرد. اين چالشها نيازمند تدوين قانون با ادبيات واحدي است که هم جامعه علمي و هم جامعه حقوقي آن را بپذيرند
در مقاله «تدوين پيش نويس قانون سلامت روان» آمده است: رعايت احترام به حقوق بيماران در فقه اسلامي سابقهاي ديرينه دارد و فقهاي اسلامي اعم از فقهاي عامه و فقهاي اماميه، رضايت بيمار شرط اساسي براي مشروعيت معالجه است و طبيب در صورت نگرفتن رضايت بيمار يا اولياي وي، ضامن است. با توجه به آنچه که به اختصار گفته شد، به خوبي روشن است که در تاريخ فرهنگي و ديني ايرانيان، جايگاه بيماران رواني محترم شمرده شده و براي آنها علاوه بر امکانات درماني حقوقي نيز در نظر گرفته شده است.
نتيجهگيري
چالشهاي بسياري در زمينه حمايت از بيماران مبتلا به اختلالات روان وجود دارد که از جمله آن ميتوان به تعريف واژگان و فقدان حمايتهاي اجتماعي و قانوني اشاره کرد. اين چالشها نيازمند تدوين قانون با ادبيات واحدي است که هم جامعه علمي و هم جامعه حقوقي آن را بپذيرند.
در بخش نخست اين گزارش به اين موضوع پرداختيم که چرا بيماران مبتلا به اختلال روان نيازمند حمايتهاي قانوني هستند و در بخش دوم به پيش نويس قانوني ميپردازيم که با وجود تدوين شدن و ارائه به مجلس، هنوز به نتيجه نرسيده است.
کشور ما هنوز از قانون حمايت از بيماران مبتلا به اختلالات رواني بهره مند نشده، اما اين نياز روز افزون در کشورهاي اروپايي و آمريکايي به سرعت شناسايي و براي آن قوانيني وضع شده است.
ايرنا
انتهاي پيام/م