نسل Z، چالشها و تحولات آينده ايران
نسل Z ميان سنتهاي مذهبي و سبک زندگي ديجيتال، تصويري تازه از دينداري ترسيم کرده است؛ دينداري که بيش از آنکه در مناسک رسمي جلوه کند در تجربههاي فردي و انتخابهاي روزمره بازتاب مييابد، ايماني که شايد در ظاهر خود را نشان ندهد اما در درون نهفته باشد و اين تضاد، اين پرسش را در ذهنها تداعي کند که آيا ايمان، اعتقاد و باورهاي مذهبي در اين نسل کاهش يافته است؟
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - نسل Z يا «زومرها»، نسلي است که از کودکي با اينترنت و گوشيهاي هوشمند بزرگ شده و زندگي آنلاين و آفلاين برايشان جداييناپذير است. اين نسل با سرعت يادگيري بالا، خلاقيت و تمايل به استقلال، نه تنها مصرفکننده فناوري بلکه خالق محتوا و نوآور اجتماعي و اقتصادي نيز هست. حساسيت آنها به عدالت اجتماعي، محيط زيست و حقوق بشر باعث شده در شبکههاي اجتماعي به نيروي محرک بدل شوند و سبک تازهاي از ارتباط و فرهنگ را رقم بزنند.
در ايران، زومرها حدود يکچهارم جمعيت را تشکيل ميدهند و با وجود فشارهاي اقتصادي، نرخ بالاي بيکاري و بحرانهاي اجتماعي، همچنان با تابآوري و همبستگي ديجيتال مسير آينده را ميسازند. آنها به دنبال کارآفريني، رضايت در کار و تعادل ميان زندگي شخصي و حرفهاي هستند و از محيطهاي غيرانعطافپذير فاصله ميگيرند. شناخت دقيق اين نسل براي مديران، والدين و سياستگذاران ضروري است چرا که آينده اقتصاد ديجيتال، فرهنگ اجتماعي و حتي ساختار سياسي کشور تا حد زيادي در دستان همين نسل خواهد بود.
براين اساس پژوهش ايرنا در پروندهاي با عنوان «نسل Z، چالشها و تحولات آينده ايران» به بررسي و تحليل ويژگيهاي اين نسل و راهکارهاي تعامل با آنها پرداخته است و در قالب مصاحبه، گزارش پژوهشي و دادههاي ميداني مسائل مرتبط به سبک زندگي، رسانهها و اطلاعات، دغدغهها و بحرانهاي زيستي، مشارکت اجتماعي و سياسي، شغل و آينده، روابط انساني و عاطفي، فرهنگ مصرف و اقتصاد ديجيتال و باورهاي ديني اين نسل را واکاوي ميکند. در اين راستا تا کنون گزارشهايي با عناوين
«زومرها تپشي تازه در قلب جامعه ايراني»، «ضرورت بازنگري برنامه درسي نسل z»، «نسلي که آرام نميگيرد؛ زومرها در تقاطع ترسهاي زيستي و آرزوهاي اجتماعي»، «آيا نسل Z زير بار ساختار سنتي اشتغال ميرود؟»، «نسل z چه مشاغلي را ميپسندد؟» در خروجي ايرنا منتشر شده است.
نسل زد در مواجهه با دين، بيش از آنکه ادامهدهنده الگوهاي سنتي باشد، روايت تازهاي از دينداري را شکل داده است؛ روايتي که در بستر شبکههاي اجتماعي، تجربههاي فردي و انتخابهاي روزمره بازتاب مييابد و نشان ميدهد ايمان براي اين نسل ديگر صرفاً در مناسک رسمي خلاصه نميشود. پرداختن به اين موضوع اهميت دارد زيرا دينداري نسل زد نهتنها بخشي از هويت شخصي آنان را ميسازد، بلکه بر روابط اجتماعي، مشارکت فرهنگي و آينده سياستگذاريهاي آموزشي و فرهنگي جامعه نيز اثرگذار خواهد بود. بسياري از جوانان اين نسل، دينداري ديگر به معناي حضور در مناسک جمعي يا پايبندي به قالبهاي رسمي نيست؛ بلکه بيشتر به شکل تجربههاي شخصي، معنوي و گاه نمادين در زندگي روزمره ديده ميشود. نسل زد در تقاطع سنت و مدرنيته قرار دارد. پرداختن به دينداري آنان فرصتي است براي فهم کشمکشهاي هويتي و فرهنگي اين نسل، از يکسو نياز به تعلق به سنتها و از سوي ديگر ميل به استقلال فردي. الگوهاي دينداري نسل زد بر روابط اجتماعي، مشارکت فرهنگي و حتي نگاه آنان به سياست و آينده جامعه اثرگذار است. شناخت اين الگوها براي نهادهاي آموزشي و فرهنگي ضروري است اين در حالي است که رسانهها معمولاً تصويري کليشهاي از جوانان ارائه ميدهند. پرداختن به دينداري نسل زد ميتواند اين تصوير را دقيقتر و چندلايهتر کند. براين اساس در ششمين شماره از اين پرونده پژوهشگر ايرنا به اين مساله پرداخته و با «محسن عاشوري» جامعه شناس و «احمد رستگار» کارشناس مذهبي به گفت و گو پرداخته است.
نسل Z دين گريز نيست
«محسن عاشوري» جامعه شناس در گفت و گو با پژوهشگر ايرنا ميگويد: دينداري را در همه بشريت داشته و داريم و نميتوان آن را در افراد محدود کرد، اقتضاي فطرت انسانها به گونه اي است که دينداري در وجود بشر نهادينه شده است، در حوزه بحث نسل z نه اينکه دين گريز باشند، دين مدار بوده و از سوي ديگر تفاوت اساسي بين دينداري آنها و نسلهاي گذشته وجود دارد. آنها به تجربههاي معنوي علاقهمند هستند اما نسبت به نسلهاي گذشته شخصيت فطري آنها که در خانواده و مسجد شکل ميگرفت متفاوت هستند زيرا اين نسل در مسيرهاي غير ديگر در دينداري طي ميکنند در فضايي متفاوت رشد کرده و از سواد سطح بالايي برخورداند، آگاهي هاي بيشتري دارند با ديتاهاي مختلفي روبرود شدهاند البته در مواردي هم دچار سردرگمي و ترديد هم ميشوند ولي با برنامهريزي و تحولات در نهادهاي ديني و ساختارهاي اجتماعي مي توان بر اساس ذايقه اين نسل دين مداري را به آنها آموزش داد.
نسل z نه اينکه دين گريز باشند، دين مدار بوده اما تفاوت اساسي بين دينداري آنها و نسلهاي گذشته وجود دارد، آنها به تجربههاي معنوي علاقهمند هستند اما شخصيت فطري آنها که در خانواده و مسجد شکل نميگيرد و دينداري را در مسيرهاي ديگر طي ميکنندگفتمان ديني در اين نسل متفاوت است
وي ادامه مي دهد: آنچه که در حوزه گفتمان ديني ميتوانيم، مطرح کنيم اين است که گفتمان ديني براي اين نسل تفاوت اساسي دارد و به سختي واقعهاي را ميپذيرند در قالب هاي منطقي به دنبال موضوعات هستند بايد نيروها و کارشناسي مختلفي مسلط بر مباحث ديني بتوانند بر اساس ساختارهاي فکري آنها نظام ديني را براي آنها روشن کنند و البته با توجه به اينکه نسل ديجيتالي هستند از بدو تولد در فضاي مجازي با فناوريهاي نوين ارتباط برقرار کردهاند. در حوزه زيست مجازي نيز بيشتر از زيست حقيقي فعاليت دارند و بايد اين کارشناسان بتوانند مسايل ديني را با متقضيات سني آنها ارايه دهند.
اين جامعه شناس با بيان اينکه فشارهاي اقتصادي، اجتماعي و بيکاري هويت فردي اين نسل را دگرگون کرده است، ميافزايد: نميتوانيم بگوييم نسل Z دين گريز است. دين مداري در وجود اين نسل وجود دارد اما با رويکرد نسلهاي گذشته متفاوت است. از سوي ديگر دنبال مفاهيم خاص و عيني هستند که ميخواهند با تمام وجود آن را حس کنند و مانند نسلهاي گذشته مناسک ديني را کمتر تجربه ميکنند اما معنويت و ايمان در نهاد شخصي به آنها آرامش ميدهد و دين را به عنوان آرام بخش وجوديشان ميپذيرند.
نسل Z تقليد در دينداري را نميپذيرد
عاشوري بر ضرورت بازنگري در شيوه ارتباط با اين نسل تاکيد ميکند و ميگويد: نسل z خود ساخته و ديجيتالي است و نياز او به دينمداري در فضاي مجازي تنيده شده است، اين مشخصات هويت او را دگرگون مي کند. اين نسل تقليد را در حوزه دينداري نميپذيرد در واقع دينداري در اين نسل پديدهاي است که نيازمند فهم عميقتر، گفتوگوي همدلانه و سياستگذاريهاي ديني متناسب با واقعيتهاي روز جامعه است.
آيا دينداري در نسل Z کاهش يافته است؟
اين جامعه شناس تاکيد مي کند: نسل z نسل بومي ديجيتال، به سختي امور واقعي را ميپذيرد، او آنچه را ميپذيرد که بتواند درک کند و در قالب فکري او بگنجد در غير اينصورت دليلي براي پذيرش ندارد اما دين و آموزههاي ديني هم که عين حق، حقيقت و واقعيت است از قاعده پذيرش گنجايش فکري اين نسل بيرون نيست.
در نسل z باور به خدا کاهش نيافته است
«احمد رستگار» کارشناس مذهبي نيز در گفت و گو با پژوهشگر ايرنا ميگويد: کاهش يا دگرگوني دينداري در نسل z يکي از بحثبرانگيزترين موضوعات اجتماعي و فرهنگي روز است. در بسياري از جوامع، به ويژه شهري و ديجيتالمحور، شکل سنتي دينداري کاهش يافته اما اين به معناي از بين رفتن کامل ايمان يا ارزشهاي معنوي نيست، بلکه بيشتر با تغيير الگو و معنا مواجه هستيم. البته دينداري يک مفهوم يکبعدي نيست. دينداري ميتواند شامل اعتقاد قلبي، عمل ديني، هويت مذهبي، اخلاق، يا احساس معنويت باشد. در اين نسل بيشتر دينداري نهادي و آييني کاهش يافته نه لزوماً باور به خدا.
وقتي نسل Z شاهد تناقض ميان ارزشهاي اعلامشده ديني و عملکرد برخي مدعيان دين باشد، اعتمادش آسيب ميبيند، براي اين نسل صداقت عملي بسيار مهمتر از شعار است
وي ادامه مي دهد: نسل z در جهاني متولد شده که اينترنت، شبکههاي اجتماعي و دسترسي آزاد به اطلاعات بخشي از زندگي روزمره آنها است. اين شرايط باعث شده آنها با روايتهاي متنوع و گاه متعارض از دين روبهرو شوند و ديگر يک روايت رسمي يا مرجع واحد را بهراحتي نپذيرند. همين امر به کاهش اقتدار نهادهاي ديني سنتي انجاميده است. وقتي نسل جوان شاهد تناقض ميان ارزشهاي اعلامشده ديني و عملکرد برخي مدعيان دين باشد، اعتمادش آسيب ميبيند. براي اين نسل صداقت عملي بسيار مهمتر از شعار است.
دينداري در نسل Z در حال دگرگوني است
رستگار تصريح مي کند: نسل z بيش از نسلهاي پيشين بر تجربه شخصي، انتخاب فردي و هويت تأکيد دارد. آنها تمايل دارند معنويت را خودشان کشف کنند نه اينکه صرفا آن را بهصورت ارثي يا دستوري بپذيرند. اين رويکرد لزوما ضد دين نيست، اما با دين سنتي فاصله دارد. ناامني شغلي، بحرانهاي زيستمحيطي، آينده نامطمئن باعث شده بسياري از جوانان درگير بقا و سلامت روان باشند. در چنين فضايي، اگر دين نتواند پاسخي همدلانه و عملي به اين دغدغهها بدهد، به حاشيه رانده ميشود.
اين کارشناس مذهبي ادامه مي دهد: نسل Z بهشدت نسبت به عدالت، برابري، کرامت انساني و حقوق فردي حساس است. اگر دين يا تفسيرهاي رايج از آن در تضاد با اين ارزشها ديده شود، جوانان نهتنها جذب نميشوند بلکه ممکن است موضع انتقادي بگيرند. آنها به مفاهيمي مانند معنا، آرامش دروني، دعا به شکل شخصي، اخلاق انساني و ارتباط عميق با جهان علاقهمند هستند و دينداري در نسل Z بيش از آنکه نابود شده باشد، در حال دگرگوني است. اين نسل معنويت را ميجويد، اما به شيوه خود. دينداري در فهم عميق، همدلي اين نسل نهفته است.
جمعبندي
نسل Z درک و تجربهاي متفاوت از دينداري دارد که آن را از نسلهاي پيشين متمايز ميکند. دينداري در اين نسل نه به معناي گريز از ايمان، بلکه به شکل دگرگوني در شيوههاي بروز و تجربهي معنويت ديده ميشود. اين نسل در فضاي ديجيتال رشد کرده و بيش از آنکه مناسک سنتي يا نهادهاي رسمي ديني برايشان تعيينکننده باشد، به تجربههاي شخصي، انتخاب فردي و معنويت دروني توجه دارند. آنها به دنبال فهم منطقي و همخواني آموزهها با ساختار فکري خود هستند و پذيرششان وابسته به صداقت و شفافيت عملي است، نه صرفاً شعار يا تقليد.
دينداري در نسل Z را بايد بهعنوان يک تحول نسلي ديد، نه کاهش يا حذف ايمان. اين نسل در جهاني ديجيتال و پر از روايتهاي متنوع رشد کرده و به همين دليل ديگر الگوهاي سنتي دينداري برايشان کارآمد نيست. آنها به جاي تقليد يا تکيه بر نهادهاي رسمي، به دنبال تجربههاي شخصي و معنويت درونياند؛ چيزي که بتواند با عقلانيت، صداقت و دغدغههاي روزمرهشان هماهنگ باشد. فشارهاي اقتصادي، بحرانهاي اجتماعي و آيندهي نامطمئن باعث شده نيازشان به معنويت بيشتر در قالب آرامش، عدالتخواهي و کرامت انساني تعريف شود. در واقع، دينداري برايشان يک انتخاب فردي و آگاهانه است که بايد با ارزشهاي عدالت، برابري و صداقت همسو باشد. اگر دين نتواند پاسخ عملي و همدلانه به اين نيازها بدهد، به حاشيه رانده ميشود؛ اما اگر بتواند با زبان روز، در فضاي ديجيتال و با رويکردي همدلانه عرضه شود، همچنان جايگاه مهمي در زندگي اين نسل خواهد داشت. بنابراين، دينداري نسل Z نه پايان ايمان، بلکه آغاز شکلي نوين از معنويت است که بر تجربهي شخصي، عقلانيت و ارزشهاي انساني تکيه دارد.
بازنگري در زبان و شيوه بيان آموزههاي اين نسل ضروري است براين اساس بايد مفاهيم ديني با زباني ساده، منطقي و همدلانه ارائه شود زباني که با ذهنيت پرسشگر و عقلاني اين نسل سازگار باشد همچنين لازم است از فضاي ديجيتال بهعنوان بستر اصلي ارتباط با اين نسل استفاده شود زيرا نسل Z در زيست مجازي زندگي ميکند، بنابراين انتقال مفاهيم ديني بايد از طريق شبکههاي اجتماعي، پلتفرمهاي آنلاين و محتواي چندرسانهاي جذاب صورت گيرد.
لازم است در ارتباط با اين نسل از صداقت عملي و همخواني گفتار و رفتاربرخوردار باشيم چرا که اين نسل به شدت نسبت به تناقض حساس است اگر آموزههاي ديني با رفتار واقعي همراه نباشند، اعتمادشان از بين ميرود. تمرکز بر معنويت شخصي و تجربه فردي از ويژگيهاي اين نسل است براين اساس ويژگي بايد به جاي تأکيد صرف بر مناسک آييني، بايد فرصت تجربه معنوي فردي فراهم شود مثل دعاهاي شخصي، فعاليتهاي اخلاقي و ارتباط معنوي با طبيعت و جهان. از سوي ديگر دغدغههاي واقعي روزمره اين نسل شامل بحرانهاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي است بايد دين بتواند راهحلهاي عملي و همدلانه براي اين مسائل ارائه دهد تا کارکرد اجتماعي و آرامبخش خود را نشان دهد. براي اين نسل ارزشهاي اخلاقي مانند رعايت عدالت، برابري و کرامت انساني بسيار حائز اهميت است بنابراين هرگونه سياستگذاري يا آموزش ديني بايد با اين ارزشها همسو باشد. بايد با اين نسل به گفتوگوي دوطرفه و همدلانه نشست به جاي آموزش دستوري يا چکشي، بايد فضايي براي پرسش، نقد و گفتوگو فراهم شود تا نسل Z احساس کند درک و شنيده ميشود. در نهايت دينداري براي نسل Z بايد از قالب سنتي و تقليدي خارج شود و در قالبي ديجيتال، عقلاني، صادقانه و همدلانه عرضه شود تنها در اين صورت است که ميتوان با نيازها و ارزشهاي اين نسل پيوند خورد.
ايرنا
انتهاي پيام/م