زن، فرمانده ميداني خانواده در بحرانهاي امنيتي و جنگ رسانهاي
در شرايط تنشهاي امنيتي و بمباران اطلاعاتي رسانهاي، زنان خانواده بهعنوان اولين خط دفاعي عمل ميکنند. از مديريت آرامش رواني اعضا و غربالگري اخبار نادرست تا برنامهريزي منابع و آمادگي عملياتي، نقش مادر خانه فراتر از وظايف سنتي است و بهواقع بنيان مقاومت خانواده و پايداري اجتماعي را تعيين ميکند.
1404/10/14 - 08:40
تاریخ و ساعت خبر:
151603
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - زن در خانه مسئول حفظ امنيت فيزيکي و تأمين منابع اوليه است/ مديريت “بحران ذهن” اعضاي خانواده در مواجهه با جنگ رسانهاي، که هدف اصلياش ايجاد پارانويا، تفرقه و سلب اعتماد از نهادهاي رسمي است بر عهده مادر خانه است
قلفي گفت: زن در شرايط تنش هاي امنيتي و جنگ رسانه اي، با عملکرد خود بنيان مقاومت خانواده را تعيين ميکند؛ او با حفظ آرامش درون خانه، در واقع سهم بزرگي در حفظ پايداري اجتماعي در برابر تهديدات بيروني ايفا مينمايد و اثبات ميکند که نقش مدير بحران در اين برهه، يک نقش مديريتي جامع و بنيادين است.
به گزارش خبرگزاري زنان ايران_سيستان و بلوچستان، سعيده قلفي استاد دانشگاه و فعال حوزه زن و خانواده در گفتگو با خبرنگار زنان ايران در رابطه با نقش زن به عنوان مدير بحران در خانواده در شرايط تنش هاي امنيتي و جنگ رسانه اي گفت: در شرايط عادي، خانواده به عنوان هسته اصلي جامعه، محلي براي آرامش و بازيابي انرژي اعضاي خود عمل ميکند. اما در دوران بحرانهاي امنيتي يا جنگ رسانهاي، اين کانون گرم به خط مقدم نبردي دوگانه تبديل ميشود.
وي در ادامه افزود: حفظ امنيت فيزيکي در برابر تهديدات خارجي و مديريت سلامت رواني در برابر بمباران اطلاعات نادرست و اخبار استرسزا ، و در اين ميان نقش زنان به عنوان محور ثبات و مدير بحران در محيط خانه، حياتي و چندوجهي است که شامل:
مديريت اطلاعات و مقابله با جنگ رسانهاي :
جنگ رسانهاي مدرن، با هدف قرار دادن ذهنها، ميتواند اضطراب و بياعتمادي را به سرعت در خانواده نهادينه کند،و در اين سناريو، زن نقش ناظر و فيلتر اطلاعات را ايفا ميکند که اين نقش شامل موارد زير است:
الف) غربالگري: تمايز قائل شدن ميان اخبار موثق (از منابع رسمي و مورد اعتماد) و شايعات و پروپاگاندا که هدفشان ايجاد وحشت عمومي است.
ب) تنظيم دسترسي: مديريت ميزان و زمان دسترسي کودکان و حتي همسر به محتواي استرسزا، و تبيين واقعيتها بر اساس سن و درک مخاطب.
ج) مديريت فضاي مجازي: هدايت بحثهاي خانوادگي به سمت منابع معتبر و جلوگيري از تبديل شدن فضاي مجازي به منبع اصلي اضطراب.
حفظ ثبات عاطفي و سلامت روان اعضا که شامل:
الف) بحرانهاي امنيتي، ريشههاي عميقي بر سلامت روان دارند؛ از اضطراب پس از سانحه (PTSD) گرفته تا افسردگي ناشي از بلاتکليفي.زن به عنوان “مرکزآرامش و همدلي”، مسئوليت سنگيني در اين بخش بر عهده دارداز جمله:
ب) پشتيباني عاطفي: فراهم آوردن فضايي امن براي ابراز ترسها و نگرانيها بدون قضاوت. او اولين و مهمترين شنونده در هنگام طوفان احساسات است.
پ) ايجاد روتين و عاديسازي: در شرايطي که جهان بيرون نامنظم است، زنان اغلب تلاش ميکنند تا روتينهاي روزانه (زمان غذا، خواب، مطالعه) را حفظ کنند. اين روتينها، حس “عادي بودن” و کنترل را به اعضاي خانواده بازميگردانند.
ج) مديريت ترس کودکان: کودکان از طريق مشاهده واکنش والدين، اضطراب را جذب ميکنند. زن با حفظ خونسردي ظاهري و ارائه اطمينانبخشي مداوم، سدي در برابر سرايت ترس ميسازد.
3مديريت منابع و برنامهريزي عملياتي (آمادگي فيزيکي) : مديريت بحران صرفاً رواني نيست؛ بلکه شامل آمادگيهاي عملياتي نيز ميشود. زن در اين شرايط، نقش “مدير لجستيک و بقا” را ايفا ميکند که شامل مواردي چون:
الف) ذخيرهسازي هوشمندانه: اطمينان از وجود اقلام ضروري (غذا، دارو، آب، وسايل کمکهاي اوليه) و برنامهريزي براي مصرف بهينه آنها.
ب) برنامهريزي اضطراري: آمادهسازي نقشههاي خروج، محلهاي امن تجمع، و تعيين راهکارهاي ارتباطي در صورت قطع شدن ارتباطات.
ج)حفظ کارايي عملياتي: در بسياري از خانوادهها، زن مسئوليت هماهنگي امور خانه و امور مربوط به بيرون (مانند مدارس يا مراکز درماني) را بر عهده ميگيرد تا ساير اعضا بتوانند روي وظايف اصلي خود (مانند تأمين امنيت) تمرکز کنند.
فعال حوزه زن و خانواده با اشاره به اهميت و نقش زنان در مقاومسازي بنيان خانواده گفت: نقش زن در مديريت بحران در شرايط تنش امنيتي، فراتر از وظايف سنتي خانه است؛ او يک فرمانده ميداني در جبهه داخلي است. او با قدرت تحليلي خود در برابر جنگ رسانهاي مقاومت ميکند، با ثبات عاطفي خود بنيان رواني خانواده را حفظ مينمايد، و با مديريت منابع، بقاي عملياتي را تضمين ميسازد. اين نقش دوسويه (مديريت اطلاعات و حمايت عاطفي) نه تنها خانواده را در برابر تهديدات حفظ ميکند، بلکه در نهايت، زيربناي مقاومت اجتماعي در برابر هرگونه تلاطم بيروني را فراهم ميآورد.
وي ادامه داد: در عصري که مرز ميان فضاي فيزيکي و فضاي اطلاعاتي به شدت مخدوش شده است، خانواده ديگر يک پناهگاه ايزوله نيست، بلکه نقطهاي است که تلاقي تهديدات نظامي خارجي و حملات شناختي داخلي در آن رخ ميدهد؛ در اين ميان، زن به طور غريزي و اغلب ناخواسته، به محور مديريت اين بحران دوگانه تبديل ميشود. او نه تنها مسئول حفظ امنيت فيزيکي و تأمين منابع اوليه است، بلکه وظيفه بسيار دشوارتري بر عهده دارد که آن وظيفه ، مديريت “بحران ذهن” اعضاي خانواده در مواجهه با جنگ رسانهاي، که هدف اصلياش ايجاد پارانويا، تفرقه و سلب اعتماد از نهادهاي رسمي است.
قلفي تصريح کرد: زن به عنوان اولين و مهمترين سد دفاعي اطلاعاتي بايد ميان انبوهي از اخبار تأييد نشده، شايعات تحريکآميز و محتواي طراحي شده براي ايجاد وحشت، فيلتري دقيق ايجاد کند و بر اساس بلوغ فکري هر فرد، بهويژه کودکان، اطلاعات را به شکلي تعديل شده منتقل نمايد تا از تبديل شدن فضاي مجازي به يک منبع دائمي اضطراب جلوگيري شود، اين نقش نيازمند هوشياري مداوم و تفکيک منطقي از احساسات است. افزون بر مديريت وروديهاي اطلاعاتي، چالش اصلي زن در حفظ سلامت رواني اعضا نهفته است چرا بحرانهاي امنيتي، حس کنترل را از فرد سلب ميکنند و اضطراب را به يک وضعيت پيشفرض تبديل ميسازند.
فعال حوزه زن و خانواده اظهار داشت: زن با تلاش براي حفظ هرچه بيشتر روتينهاي روزمره—از ساعت صرف غذا تا زمان خواب—به صورت ناخودآگاه، حس ثبات و پيشبينيپذيري را به محيط بازميگرداند که شريان حياتي بقاي رواني در دوران آشفتگي است. او محلي براي تخليه عواطف سرکوبشده اعضا، فضايي امن براي اعتراف به ترسها و نگرانيها بدون قضاوت، و سرچشمه اصلي اطمينانبخشي مداوم است؛ اين حمايت عاطفي به ويژه براي کودکان که انعکاسدهنده سطح اضطراب والدين هستند، يک عامل تعيينکننده ش?در شکلگيري تابآوري رواني محسوب ميشود، از سوي ديگر، در بُعد عملياتي، مديريت منابع و آمادگيهاي لجستيکي، مانند اطمينان از موجودي کافي اقلام ضروري و برنامهريزي براي سناريوهاي اضطراري، از وظايف کليدي اوست تا اطمينان حاصل شود که خانواده در برابر شوکهاي احتمالي، واکنشپذير باقي بماند و نه منفعل.
وي در پايان افزود: عملکرد زن در شرايط تنش هاي امنيتي و جنگ رسانه اي ، بنيان مقاومت خانواده را تعيين ميکند؛ او با حفظ آرامش درون خانه، در واقع سهم بزرگي در حفظ پايداري اجتماعي در برابر تهديدات بيروني ايفا مينمايد و اثبات ميکند که نقش مدير بحران در اين برهه، يک نقش مديريتي جامع و بنيادين است.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه