زن ايراني؛ از آغوش مادرانه تا افق تمدنسازي
پيش از آنکه نقشهاي جنسيتي معنا بگيرند، زن ايراني در سکوت خانههاي کوچک اما دلهاي بزرگ، بنيانهاي تمدن را شکل داد. او که ريشهدار در ايمان و خرد بود، امروز نيز در دانشگاه، پژوهش، فرهنگ و اجتماع ادامهدهنده همان مسير نوراني است؛ مسيري که زن را نه در عنوان، بلکه در کنش تمدني و اثرگذاري واقعي تعريف ميکند.
1404/09/19 - 18:55
تاریخ و ساعت خبر:
150577
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - پيش از آنکه واژههاي جنسيتي نقشهاي مفهومي بسازند، زنان ايراني در حياطهاي کوچک خانههايشان تمدن ميساختند. درخشش زن انقلابي از دل همان زن خانهاي آغاز شد که در گوش فرزند اولين آيه قرآن را زمزمه ميکرد و تکيهگاه آرام پدر بود؛ زني که نه در عنوان بلکه در عمل تاريخ را به پيش برد.
در آن روزگار پر تبوتاب، مادران ما ميان بخار سماور و صداي راديو، خبر جهاد را ميشنيدند . آنها فاعل اجتماعي بودند؛ چون باور داشتند تربيت انسان خشت اول جامعهاي مومن و آزاد است.
در منظومه فکري انقلاب، زن نه تنها محور خانواده است بلکه شاخهاي از درخت انديشه تمدني است. او همان است که عقل و احساس را بهجاي تقابل در رفاقت همدلانه قرار ميدهد.
رهبر انقلاب بارها تأکيد کردهاند که زن ايراني بايد صاحب فکر و تصميم باشد؛ حضورش بايد اثر تربيتي و فرهنگي بگذارد نه صرفاً ظاهري.
در اين نگاه زن کنشگر جامعه است .
اما تفاوت زن امروز با ديروز در چيست؟
زن امروز ميراثدار آن مادري است که کف خانه را با دعا جارو ميکرد و فرزندش را با اميد به حق پرورش ميداد. او حالا در کتابخانه و دانشگاه همان دعا را به زباني علمي تفسير ميکند. اين تداوم ريشهي معنايي زن انقلاب است: از نيايش تا نظريه از خانه تا خانه انديشه.
در جهان پرهياهوي امروز، مفاهيم آزادي و کرامت بارها مصادره شدهاند. زن در منطق انقلاب اسلامي نه طالب آزادي بيقيد بلکه جوينده آزادي متعهد است؛ آزادياي که به معناي اختيار در مسير عقل و ايمان است. اين نگاه رهايي زن از قالب مصرف و نمادسازي است و بازگشت او به عقلانيت و اثرگذاري واقعي.
زن ايراني در متن جامعه امروز در دانشگاه، رسانه، پژوهش و عرصه خدمت حضور دارد؛ حضورش از دل معنا ميآيد. در همين حضور عقلاني است که مفهوم زن تراز انقلاب جان ميگيرد.
اگر تمدن را آيينه تاريخ بدانيم، چهره مادر ايراني در آن آيينه هميشه روشن است. در شبهاي خاموش جنگ در روزهاي سازندگي در تبسم زن معلمي که دفتر مشق شاگردانش بوي بذر اميد ميدهد؛ همه اينها لايههايي از تمدن زنده زن ايرانياند.
زن انقلاب همان است که نه تنها خانه را پناه کرد بلکه جامعه را اميد بخشيد؛ همان که باور دارد عقل و عاطفه دو بالاند نه دو مسير متضاد. او هم حافظ تاريخ است هم معمار آينده.
زن، نگهبان معناي زندگي است؛ موجودي که از دل تجربه مادران گذشته دانايي عصر امروز را ميروياند. در انديشه اسلامي، زن حامل کرامت است نه محصور در نقش. او مرکز تربيت و توازن است از تربيت کودک تا تربيت جامعه.
زن تراز انقلاب يعني زني که دانش و ايمان را يکي ميفهمد؛ حافظه تاريخي را در دل علم نگه ميدارد؛ از سنت و پيشرفت دو دشمن نميسازد، بلکه پلي ميسازد ميان گذشته و آينده.
طاهره موحديپور- دانشجوي دکتراي اديان

بازگشت به ابتدای صفحه