ام الشهداي جزيره هرمز؛ ? تن از اعضاي خانواده اش ازجمله سه فرزند و برادرش در دوران جنگ تحميلي شهيد شده بودند و خود نيز هنگامي که همراه همسر و جمعي از فاميل خود در کاروان خانواده شهدا به زيارت خانه خدا رفته بود، در حادثه جمعه خونين مکه درسال ???? در مراسم برائت از مشرکين به شهادت رسيد.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - شهيده فاطمه نيک، پنجم مردادماه سال???? شمسي در جزيره قشم به دنيا آمد، پدرش مؤذن مسجد بود، کم سن و سال بود که ازدواج کرد و در هرمز مادر هفت فرزند شد؛ چهار پسر و سه دختر. وي در جزيره هرمز به «خاله شيرين» شهرت داشت. خاله شيرين الگوي همه چيز تمام بود. هم خانه داري اش الگوي زنان ديگر بود و هم تربيت کردن فرزندانش، در کنار اينها فعاليت مذهبي و انقلابي هم داشت. در جزيره به او مي گفتند «خاله شيرين» ولي بعد از شهادت پسرانش به « ام الشهدا» معروف شد.
ام الشهداي جزيره هرمز؛ ? تن از اعضاي خانواده اش ازجمله سه فرزند و برادرش در دوران جنگ تحميلي شهيد شده بودند و خود نيز هنگامي که همراه همسر و جمعي از فاميل خود در کاروان خانواده شهدا به زيارت خانه خدا رفته بود، در حادثه جمعه خونين مکه درسال ???? در مراسم برائت از مشرکين به شهادت رسيد.
دو تن از فرزندان فاطمه نيک، محمد و علي گلزاري در آستانه سال ???? در عمليات فتحالمبين، به شهادت رسيدند و پس از اين دوشهيد موسي درويشي، برادر فاطمه نيک و فرمانده سپاه هرمز و محمد شفيع مدني خواهرزادهاش در عمليات خيبر به فاتح خيبر پيوستند و در جزيره مجنون به شهادت رسيدند.
غلام گلزاري سومين پسر فاطمه بود که همراه با دامادشان عبدالعلي دريانورد در زمستان ???? در عمليات آبي والفجر هشت به صف شهدا پيوست. حر درويشي، فرزند موسي و عبدالحسين درويشي فرزند عباس، برادر ناتني فاطمه نيک دو شهيد ديگر اين خانواده بودند که در عمليات کربلاي ? در سال ????، به شهادت رسيدند. وي تا ?? سال بعد مفقود الاثر بود و در سال ???? به جمع خانوادگيشان در بهشت زهراي هرمز پيوست.
جزيره هرمز با ?? کيلومتر مساحت و با ?? شهيد انقلاب و جنگ تحميلي، بيشترين شهداي هرمزگان را دارد. هرمز؛ نخستين جزيره اي است که با نام «شهيده فاطمه نيک» در استان هرمزگان نامگذاري شده و تنديس آن نصب ميشود.
به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، به سراغ يکي از فرزندان و نوه شهيده فاطمه نيک رفتيم و پيرامون ويژگي هاي اخلاقي و ابعاد شخصيتي اين بانوي شهيده به گفتگو نشستيم که ماحصل آن در ادامه مي خوانيم:
محمود گلزاري، هفتمين و آخرين فرزند شهيده فاطمه نيک و تنها فرزند پسر جامانده از خانواده ام الشهداي جزيره هرمز مي باشد. وي عضو هيات امناي مسجد جامع و همچنين هيئت فرهنگي عزاداري حضرت ابوالفضل(ع) جزيره هرمز است. در اين جزيره، فعاليت هاي فرهنگي توسط مردم به ويژه قشر جوان برگزار مي شود. هر ساله دو يادواره ويژه شهداي جزيره هرمز در اين جزيره برگزار مي شود که يک يادواره اختصاصي با هدف نکوداشت شهيده فاطمه نيک (هم خود و هم 8 محارم به شهادت رسيده اند) به عنوان يک زن نمونه استاني و ملي برگزار مي شود. يادواره ديگر نيز ويژه سرداران و 38 شهيد جزيره هرمز برگزار ميشود.
بافت جمعيتي جزيره هرمز از تشيع و برادران اهل سنت تشکيل شده است و وحدت و اتحاد بين پيروان اين دو مذهب در جزيره هرمز مثال زدني است، آنان زندگي مسالمت آميزي با هم دارند تا جايي که امر مقدس ازدواج در بين آنان رواج دارد.
وي در خصوص ويژگي هاي اخلاقي مادرشان ميگويد: مادرم از بدو طفوليت، سايه پدر از سرشان ميرود و در دامان مادربزرگشان پرورش مييابند. شهيده فاطمه نيک با آن اوضاع و احوال بد جزيره هرمز رشد ميکنند. امکانات رفاهي در جزيره هرمز تا قبل از انقلاب از صفر بود و از نعمت آب، برق، تلفن و ... محروم بود. از آنجايي که جزيره هرمز در منطقه استوايي واقع شده بود، بارندگي اندک بود مادرم به اتفاق زنان هرمزي براي تامين آب شرب مورد نياز مجبور بودند ساعت 2 نيمه شب به برکههاي قديمي که موقع بارندگي، آب در آنها ذخيره ميشد بروند و در صف قرار گيرند تا بتوانند مقداري آب بياورند.
مادرم و ديگر زنان هرمزي حتي براي طبخ غذا نيز بايد نيمه هاي شب براي جمع کردن هيزم از خانه خارج شوند. در کنار همه اين مشقت ها، از تربيت فرزند، سرکشي از افراد فاميل، بيماران جزيره و همسايه ها، شوهرداري (شهيده فاطمه نيک معتقد بودند که هر وقت شوهرشان از سرکار به منزل برمي گردند خودشان بايد اولين عضو خانواده باشد که به پدرم سلام و خسته نباشيد بگويند) و ... غافل نبودند.
خانه خاله شيرين امن ترين جاي هرمز
اين فرزند شهيده تعريف مي کند:امن ترين جاي هرمز براي مبارزان و روحانيون، منزل ما بود، مي آمدند و جلسات شان را برگزار مي کردند، مادرم با وجود اينکه هفت فرزند داشت، در همه جلسات، امور مذهبي و تظاهرات ها شرکت مي کرد و مشوق جوانان هم بود، هميشه به آنها ميگفت: « مواظب باشيد، به هر کسي اعتماد نکنيد، کارتان ارزش دارد، پس با دقت پيش برويد تا به مشکل برنخوريد».
مادر با شنيدن خبر شهادت پسرانش، خم به ابرو نياورد
محمود از رفتار متفاوت مادر مي گويد: سيزدهم فروردين سال ?? بود که پيکر محمد و علي، پسران فاطمه را که شهداي «فتح المبين» بودند به هرمز آوردند، مادر خم به ابرو نياورد، مدام زمزمه مي کرد: « إن الله مع الصابرين» در مراسم عزاداري فرزندانش از مصائب حضرت زينب (س) سخن مي گفت و به ديگران دلداري مي داد. بعد از شهادت دايي موسي (که فرمانده سپاه هرمز بود) و پسر داييها و پسرخاله هم، رفتار و موضع مادر همين بود.
خدايا شکر که اين شهيد را هم قبول کردي
مدت زيادي از شهادت عزيزان فاطمه نيک، نگذشته بود که «غلام» فرزند ديگرش هم با تشويقهاي مادر دوباره راهي جبهه شد و در فاو به شهادت رسيد، زماني که همرزمانش به منزل فاطمه آمدند که خبر شهادت غلام را بدهند، فاطمه بعد از پذيرايي زماني که ديد ميهمانان مي ترسند که حرفي بزنند گفت: «تشريف آوردهايد به من چه بگوييد؟ خودم مي دانم غلام شهيد شده…»
بعدهم رو به آسمان کرد و گفت: «خدايا! شکرت که اين شهيد را هم قبول کردي».
مرا زيرپاي زائران شهدا دفن کنيد
محمود ادامه مي دهد: به مادرم خبر دادند که به حج دعوت شديد، بال در آورده بود، لباس احرامش را خودش با دست هاي پينه بستهاش دوخت و رفت از همه حلاليت طلبيد،
قبل از حرکت مرا به گوشه اي خلوت برد و گفت: «محمود جان! حرف هايم را به وراثم هم بگو، شايد ديدارمان به قيامت بماند، من از مال دنيا چيزي جمع نکردهام، شما را هم از مال دنيا برحذر مي دارم، اگر لياقت نداشتم که شهيد شوم، لااقل مرا مقابل ورودي بهشت زهرا (س) دفن کنيد تا کساني که به زيارت قبور شهدا مي آيند از روي قبرم بگذرند و فاتحه اي هم براي من بخوانند».
از برائت از صدام تا برائت از مشرکين
محمود از شهادت مادر مي گويد: هنگام شهادت مادرم، من 23 ساله بودم. مادرم در سن ?? سالگي در مراسم برائت از مشرکين حج، که سفارش امام خميني (ره) بود بر اثر ضربات وحشيانه نيروهاي آل سعود به درجهي رفيع شهادت نائل آمد، صورتش را چنان با آب جوش سوزانده بودند که پدرم نمي توانست او را شناسايي کند، مدتي بعد با تعدادي از دوستان به جده رفتيم و بعد از ?? روز از شهادت مادرم، با نشانه اي که ازشان داشتم او را در يکي از بيمارستانها شناسايي کرديم و به ايران آورديم و به طرف بهشت زهرا(س) جزيره هرمز تشييع کرديم.
شهيده فاطمه نيک پرچمدار زنان هرمز در فعاليتهاي انقلابي بود
محدثه گلزاري نوهام الشهداي جزيره هرمز نيز به بيان ابعاد شخصيتي اين شهيده جزيره هرمز پرداخته و ميگويد: با يک مطالعه ساده از ابعاد شخصيتي شهدا درمييابيم که شهدا تک بعدي نبودند و شهيده فاطمه نيک به عنوان امالشهداي استان نيز از اين مهم مستثني نيست.
وي ادامه ميدهد: زماني که من به دنيا آمدم چندماه قبل از آن مادربزرگم شهيد شده بود، لذا خاطرات من براساس روايتهاي اعضاي خانواده و مردم شهر هرمز است، مسائل همسرو فرزند داري و خانه داري هيچگاه شهيده فاطمه نيک را از فعاليتهاي، ديني بازنداشته بود و هرجايي که در مسجد يا دورهمي ها که شرکت ميکرد وقتي که زمان برگشت همسرشان از دريا به خانه بوده بلند ميشد و ميگفت بايد بروم خانه که ابراهيم برميگردد؛ در حقيقت برايشان مهم بود قبل از آمدن همسر از سرکار خانه مرتب باشد و در خانه به استقبال همسرش برود.
نوه شهيده فاطمه نيک همچنين بيان ميکند:آنچه من از مادربزرگم از خانواده و ديگران شنيدهام اينکه وي در زمينه فرزندپروري بر روي مباحث تربيتي که اين روزها زياد بحث ميشود در زندگي اُمالشهداي استان اما به صورت عملي ديده ميشود و نمونه آن نيز شهادت هشت نفر از فرزندان و محارم وي است. شهيده فاطمه نيک در تمامي فعاليتهاي اجتماعي به ويژه فعاليتهاي انقلابي مشوق فرزندانش بوده و مهمتر از آن خود نيز پيشقدم اين فعاليتها بوده است.
به گفته گلزاري؛ شهيده فاطمه نيک پرچمدار زنان هرمز در فعاليتهاي انقلابي بوده و هرجا احساس کرده بايد در صحنه باشد چادرش را پوشيده و پيشگامِ زنان در تظاهرات شرکت کرده است. همچنين همسرداري و فرزندپروري مادربزرگم هيچ مانعي براي فعاليتهاي اجتماعي وي نبوده است، شهيده فاطمه نيک از همان زمان قبل از انقلاب که شهيد موسي درويشي فعاليتهاي انقلابي را با دفاع از نهضت انقلاب و پيام امام خميني(ره) را در جزيره به راه انداخت، همپاي برادر خود در اين فعاليتها شرکت کرده و هيچگاه فعاليتهاي اجتماعي وي ترک نشده است.
زن مسلمان طراز انقلاب اسلامي از آرمانهايش کوتاه نميآيد
وي اضافه کرد: وقتي خاطرات مادربزرگم را مرور ميکنم متوجه ميشوم که شهيده فاطمه نيک چنين حسي داشته و هيچ وقت منتظر ديگران نميشد که ديگران باري را از روي زمين بردارند يا بگويد اين کار وظيفه من نيست بلکه خود اول از همه پيش قدم آن کار خير و خداپسندانه بوده است.
شهيد فاطمه نيک نمونه عملي در تمام ابعاد زندگي خود و ديگران بود، زن مسلمان طراز انقلاب اسلامي خيلي دور از دسترس ما نيست مادران و همسران شهيدي زيادي داريم که در همين عصر و زمان با همه سختيها و مشکلات زندگي کرده اما هيچ وقت از آرمانهايشان کوتاه نيامدند.
انتهاي پيام/ *