در حالي که دشمن با تکيه بر جنگ روايتها و هجمههاي شناختي، نسل جوان و نوجوان را هدف قرار داده بود، نقشآفريني آگاهانه خانوادهها و بهويژه مادران در مديريت فضاي رواني خانه، تبيين واقعيتها و صيانت از هويت نسل جديد، معادلات طراحيشده براي ايجاد شکاف اجتماعي را برهم زد.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - دکتر قديسه علي اوسط، تحصيلکرده سطح چهار حوزه علميه در رشته تفسير و علوم قرآني (معادل دکتراي دانشگاه)، از شاگردان مقام معظم رهبري، مدرس حوزه و دانشگاه، استاديار ناحيه مالک اشتر در سطح نواحي و مؤسس خيريه مجازي «کريم اهل بيت» در سطح کشور است.
دکتر علي اوسط در تحليل جنگ تحميلي دوازدهروزه اظهار کرد:اين جنگ با وجود تلخيهايي که شامل شهادت فرماندهان ارشد و مردم مظلوم بود و جداي از نمايان شدن ماهيت پليد رژيم فاسق صهيونيستي و آمريکاي جنايتکار، سبب وقوع حوادث مختلفي شد که به لطف خداوند ميتواند برگ زريني در تاريخ انقلاب و کشور باشد و از ابعاد گوناگون قابل بررسي است.
وي افزود: يکي از مهمترين ابعاد اين جنگ، شکلگيري اتحاد و وحدت ميان مردم بود؛ در حالي که دشمنان بر اين باور بودند ميان مردم و نظام شکاف وجود دارد، بهويژه پس از حوادث سال ???? که شبهاتي در جامعه ايجاد شده بود. اين شبهات، فراتر از شبيخون و تهاجم فرهنگي، مردم را در معرض تجاوز فرهنگي قرار داد و با ورود جنگ روايتها، جنگ شناختي و تغيير باورها، فضاي جامعه را تحت تأثير قرار داد.
اين مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به شرايط معيشتي و اقتصادي جامعه گفت: طبيعي بود که بخشي از جامعه دچار ريزش شود، اما مردم علاوه بر اين مسائل، تحت هجمه شبهات و شايعات نيز قرار گرفتند. بايد اذعان کرد که در پاسخگويي به اين شبهات کوتاهيهايي صورت گرفت و برخي از آنها بهدرستي تبيين نشد که همين امر زمينه بدبيني را فراهم کرد و دشمن نيز براي ايجاد اغتشاش مجدد در جريان جنگ تحميلي بر همين مسئله حساب باز کرده بود.
جنگ روايتها چگونه به عامل اتحاد و بيداري اجتماعي تبديل شد؟
وي تصريح کرد: با اين حال، اراده و تدبير الهي فراتر از مکر دشمن عمل کرد و اجازه تحقق اين سناريو را نداد. همين مسئله موجب بيداري، اتحاد و انسجام بخش قابل توجهي از مردم شد و تا حد زيادي فضاي جامعه را آرام کرد. در نتيجه، تحليلهاي غلط دشمن فرو ريخت و به تعبير مقام معظم رهبري، «چنگالهايي که پشت دستکشهاي مخملي پنهان شده بود»، براي مردم و افکار عمومي جهان آشکار شد.
دکتر علي اوسط ادامه داد: اين جنگ همچنين موجب افزايش هشياري نيروهاي نظامي براي شناسايي نقاط قوت و ضعف شد و از سوي ديگر، بيداري ملتهاي ديگر، بهويژه ملتهايي که با ظلم و جنگ مخالف بودند را در پي داشت. افشاي جنايات دشمن، موجي از تنفر، انزجار و آگاهي در ميان ملتها ايجاد کرد که ميتواند زمينهساز اميدبخشي و اتحاد بيشتر باشد.
مادران و مديريت جنگ شناختي در خانهها
وي درباره نقش خانواده، بهويژه مادران، در اين شرايط گفت:در حوزه خانواده، بيشترين دغدغه از سوي افرادي بود که فرزندان خردسال داشتند، در حالي که خانوادههايي که فرزندان بالغ و آگاهتري داشتند، کمتر با چالش مواجه بودند. در بسياري از موارد، همسران و فرزندان اين افراد در مأموريتهاي اجرايي و رسانهاي همکاري لازم را داشتند.
وي افزود: اين خانوادهها در زمينه توليد و انتشار محتوا در فضاي مجازي، تبيين مسائل براي مردم و بهويژه مادران، ايجاد فضايي آرام و بهدور از استرس و نگراني، همراه با تقويت معنويت و آگاهسازي نسبت به محيط پيراموني فرزندان، بهصورت مستمر و شبانهروزي فعاليت داشتند.
اين سخنران سياسي خاطرنشان کرد: مادراني که به سطح بالايي از آگاهي رسيده بودند، استفاده از ماهواره و شبکههاي جعلي موسوم به فارسيزبان را براي خانواده و فرزندان خود کنار گذاشتند و به اين درک رسيدند که هر رسانه فارسيزبان، الزاماً هموطن و دلسوز نيست. اين شبکهها با انتشار دروغ و شايعه، ميتوانند فضاي ناامن ذهني براي فرزندان ايجاد کنند؛ از اين رو، اعتماد به آنها کاهش يافت و آموزش و فعاليت شناختي در ميان اقشار مختلف جامعه بهصورت مستمر ادامه پيدا کرد.
وي در پاسخ به خبرنگار درباره وضعيت شناختي نسل جوان بيان کرد:
نسل جوان و بهويژه نوجوانان بيشترين هجمه دشمن را متحمل شدند و طبيعي است که دشمن براي اين دو قشر برنامهريزي گستردهتري داشته باشد. بايد پذيرفت که در حوزه تبيين هويت و پاسخگويي به حجم بالاي شبهات، اقدامات مبلغان کافي نبوده است.
وي افزود: بخشي از اين هجمهها از سوي جريانهاي بيدين مانند آتئيستها صورت گرفت که باورهاي ديني مردم را هدف قرار دادند. همچنين انقلاب اسلامي بهعنوان پديدهاي مستقل و ايستاده در برابر ابرقدرتها، همواره مورد دشمني بوده و با صرف بودجههاي کلان، هدف حملات نظامي و شناختي قرار گرفته است.
اين مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: بخش ديگر اين حملات متوجه تشيع و اسلام بود که با پروژهاي سازمانيافته از سوي جريانهايي مانند يهوديان، مسيحيان تبشيري، مازاتها، بهاييان، برخي اهل سنت تحت تأثير بهاييت و باستانگراها ـ بهجز زرتشتيان کشور ـ دنبال شد و با طرح شبهات و شايعات هدفمند در جامعه گسترش يافت.
وي تأکيد کرد: بخش عمده اين اقدامات در راستاي تضعيف هويت ايراني ـ اسلامي صورت گرفت و تلاش شد ايراني بودن يا اسلامي بودن بهصورت منفک تعريف شود. در ادامه، ضربه به هويت جنسي نيز در دستور کار قرار گرفت؛ موضوعي که در سطح جهاني رواج دارد و در ايران، بهويژه ميان دختران نوجوان، نمود بيشتري داشته است.
دکتر علي اوسط در پايان گفت: حجم بالاي شبهات و اطلاعات نادرست، ظرفيت صبر و اقناع نسل جوان را کاهش داده و شيوههاي سنتي پاسخگويي براي مقابله با اين هجمههاي سازمانيافته کافي نيست. رفع اين چالش، نيازمند انسجام، برنامهريزي و حضور نيروهاي آموزشديده در تمامي سازمانها، ارگانها و نهادهاي مسئول براي مقابله مؤثر با تهاجم فرهنگي است.
خبرنگار - نفيسه کشاورز