جنجال يک زن در کلينيک دامپزشکي؛ وقتي تصور «مصونيت جنسيتي» ابزار خشونت ميشود
ماجراي درگيري زن عصباني در يک کلينيک دامپزشکي، که در اعتراض به تأخير در تزريق واکسن گربهاش به کتککاري و برهمزدن نظم محيط درماني منجر شد، موجي از واکنشها را در شبکههاي اجتماعي به همراه داشته است. کاربران اين حادثه را نمادي از رشد خشونت فردي، زودجوشي و سوءاستفاده از جنسيت براي فرار از پيامدهاي قانوني دانستند.
1404/09/26 - 09:51
تاریخ و ساعت خبر:
150924
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - اخيرا يکي از موارد و حوادثي که در فضاي مجازي بسيار پربازديد و واکنش برانگيز شده است ماجراي زني است که در کلينيک دامپزشکي دعوا و قشقرق به پا کرده است.
گويا اين زن از اينکه واکسن گربه اش دير شده بسيار عصباني بوده و به اين امر اعتراض شديد دارد و ضمن بهم زدن فضاي کلينيک اقدام به زدن سيلي و کتک زدن يکي از کارکنان که يک مرد است، ميکند.
اين حادثه واکنشهاي متعددي در بر داشته است. برخي از خشونت آن هم در بخش زنان در جامعه سخن ميگويند، گويي اين زنان به واسطه جنسيت خود فکر مي کنند که داراي نوعي مصونيت قانوني هستند که ميتوانند هر کاري دلشان خواست انجام دهند.
بر همين اساس کاربران از عوامل کلينيک خواستند که از وي شکايت کرده و نتيجه امر را براي عموم علني کنند.
بسياري معتقدند تنها با پيگيريهاي رسمي و برخورد قانوني است که ميتوان از گسترش رفتارهاي خشونتبار و قانونگريزانه جلوگيري کرد.
همچنين برخي به موضوع خشونت و حد جوش پايين برخي افراد در محيطهاي عمومي سخن گفته و نسبت به زودجوش بودن برخي از افراد و نياز به آموزش و درمان اجتماعي سخن گفته و تذکر دادهاند.
اين رفتار نامتعارف و خشونتبار نمونه پديدهاي توصيف ميشود که آن را «مصونيت غيررسمي مبتني بر جنسيت» مينامند؛ يعني تصور غلط برخي زنان که گمان ميکنند بهدليل زنبودن، برخورد قانوني با آنان دشوارتر است و همين باعث جسارت در رفتارهاي خلاف قانون ميشود.
بروز اين سطح از خشونت حتي در موقعيتهاي ساده و روزمره، زنگ خطري براي سلامت جامعه به حساب ميآيد
اين حادثه بار ديگر نشان داد که خشونت اجتماعي جنس نميشناسد و برخورد ريشهاي با آن نيازمند سياستگذاري، آموزش و تقويت امنيت رواني در سطح جامعه است. رفتار اجتماعي بعضاً متاثر از رفتار سياسي و فرهنگ سياسي نيز هست.
در اين خصوص برخي از زناني که رفتار خشن اجتماعي دارند اطمينان دارند که در فضاي سياسي مجازي از سوي فمنيستها و يا گروههاي ضدانقلاب مورد حمايت قرار ميگيرند.
اين در شرايطي است که افکار عمومي به هيچ وجه با اين افراد همراهي نکرده و واکنش منفي اجتماعي باعث ميشود که گروه هاي سياسي نيز دست از حمايت خود در اين حوزه بردارند و فضا به تعادل رفتاري برسد.به هر جهت رفتار و برخورد با اين موضوع در فضاي مجازي نشان ميدهد که به هيچ وجه خشونت از سوي جامعه پذيرفته شده نيست.

بازگشت به ابتدای صفحه