روايت زناني که با دستانشان اميد را ميدوزند؛
در منطقه ليلاخ دهگلان، جايي که دشتهاي آرام با اراده زنان پرتلاش گره خورده است، کارگاهي کوچک به کانوني بزرگ از اميد و اشتغال تبديل شده است. آرزو محمدي با چند چرخخياط و اندک پسانداز شخصي، کارگاهي را پايه گذاشت که امروز پوشاک توليدياش به چندين استان کشور ميرود و براي ?? زن ديگر نيز محل کسب درآمد و خودباوري شده است. اينجا کارگاه دوخت نيست، «مدرسهاي براي رشد» است.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از کردستان، در روزگاري که بسياري آغاز هر راه تازه را به بهانههايي بيپايان گره ميزنند و نيمنگاهي به معجزههايي دارند که شايد از آسمان برسد، هنوز انسانهايي هستند که به لطف ايمان، اميد و اتکا به توان خود، مسيرشان را با گامهايي آهسته اما محکم ميسازند.
براي آنان که باور دارند خداوند تلاش صادقانه را بيپاسخ نميگذارد، هيچ شروعي کوچک و هيچ رؤيايي دور نيست. همين باور، چراغ راه گروهي از زنان پرتلاش در شهرستان دهگلان شده است؛ زناني که در يک کارگاه کوچک، فصل تازهاي از زندگي و اشتغال را براي خود و بسياري ديگر رقم زدهاند.
در منطقه ليلاخ، جايي ميان سادگي مردم و آرامش دشتها، کارگاهي شکل گرفته که نام آن بيش از يک محل کار، مترادف با اميد و اراده است.
آرزو محمدي، زني از دل همين خاک، دو سال پيش با چند چرخخياطي و اندک پسانداز خود، کاري را آغاز کرد که امروز به توليد و ارسال پوشاک زنانه به چند استان کشور رسيده است. آغاز اين مسير نه با سرمايههاي چشمگير، بلکه با ايدهاي کوچک و شوقي بزرگ بود؛ توليد روبالشي و ملحفههايي که بتدريج جا را براي دوخت پوشاک متنوع زنانه باز کرد و کارگاه را به نقطه اتکاي زنان بسياري تبديل نمود.
محمدي که اکنون مسؤوليت اين کارگاه را برعهده دارد، درباره روند شکلگيري فعاليتش ميگويد: در روزهاي نخست تنها به توليد روبالشي و ملحفه ميپرداختيم اما با افزايش سفارشها و استقبال خوب مردم، تصميم گرفتيم کار را گسترش دهيم و به دوخت انواع لباس زنانه ورود کنيم.
امروز ماکسي، شوميز، دامن، شلوارهاي زنانه، لباس ساحلي و مدلهاي ترکيبي ازجمله توليدات ماست و محمولههاي کارگاه علاوه بر شهرهاي کردستان به استانهاي کرمانشاه، همدان و آذربايجان غربي و شرقي نيز ارسال ميشود.
اين کارگاه اگرچه بارها مورد بازديد مديران و دستگاههاي مختلف قرار گرفته، اما از حمايتهاي مالي و تجهيزاتي بيبهره مانده است.
محمدي اميدوار است که مسئولان در عمل، زنان تلاشگري را که براي اشتغالزايي قدم برداشتهاند، مورد حمايت قرار دهند.
وي ميگويد: اگر پشتوانهاي براي خريد متريال و دستگاههاي جديد داشته باشيم، نهتنها قيمت تمامشده محصولات کاهش مييابد بلکه ميتوانيم عرصه توليد را نيز توسعه دهيم.
اين بانوي کارآفرين با يادآوري نخستين روزهاي فعاليت خود، ادامه ميدهد: با کمترين امکانات شروع کردم؛ چند چرخخياطي تهيه کردم و روزها و شبها بيوقفه تلاش کردم تا کار رونق بگيرد و همانطور که نخستين روبالشي را با اميد فراوان دوختم، امروز نيز هر محصول جديدي با همان اشتياق اوليه توليد ميشود.
هماکنون حدود ?? زن در اين کارگاه مشغول به فعاليت هستند
محمدي رؤيايي بزرگتر در ذهن دارد: بهکارگيري حداقل ??? زن و ايجاد يک مرکز بزرگ توليد پوشاک زنانه در دهگلان که مي گويد: دوست دارم اين کارگاه مأمني براي زنان باشد؛ جايي که بتوانند روي پاي خود بايستند، درآمد داشته باشند و از توانمنديشان براي ساختن آيندهاي بهتر استفاده کنند.
در کنار آرزو محمدي، زنان ديگري نيز در اين کارگاه فعاليت ميکنند که هرکدام روايت ويژهاي از حضور در اين جمع دارند.
عزيزه خالديان که تنها سه ماه از فعاليتش در کارگاه ميگذرد، فضاي اين محيط را سرشار از انگيزه ميداند: کارگاه براي من فقط محل کار نيست؛ جايي است که انرژي تازهاي ميگيرم و با روحيهاي بهتر روزم را شروع ميکنم. يادگيري مدلهاي شوميز، ساحلي و ماکسي باعث شده احساس کنم مسير رشد خوبي را طي ميکنم.
مهوش عزتي، خياط باتجربه در حوزه کرديدوزي نيز ميگويد: هشت ماه است که در اينجا کار ميکنم. همين که از خانه بيرون ميزنيم و مشغول کاري ميشويم که دوستش داريم، يعني يک قدم مهم برداشتهايم. اين کار علاوه بر اينکه به ما حس استقلال ميدهد، به اقتصاد خانواده نيز کمک ميکند و اين براي من ارزش بزرگي دارد.
ايليا سعيدي، ديگر خياط کارگاه نيز تجربه خود را اينگونه بيان ميکند: ابتدا تقريبا هيچ مهارتي نداشتم. اما طي سه ماه با کمک خانم محمدي و ديگر همکاران، بسياري از تکنيکهاي خياطي را ياد گرفتم. امروز به خودم افتخار ميکنم که ميتوانم توليدات قابل عرضه بدوزم.
در سوي ديگر ماجرا، فرماندار دهگلان نيز که طرحهاي اشتغالزاي خرد را بسيار مؤثر ميداند، وعده داده است که با تخصيص اعتبارات لازم از چنين فعاليتهايي حمايت خواهد شد: دولت از طرحهايي که به توليد و عرضه محصول منجر ميشود، پشتيباني ميکند و بهمحض دريافت اعتبار، در کنار اين کارگاهها خواهيم بود.
اکنون در اين کارگاه کوچک اما پويا، بيش از ?? مدل پوشاک زنانه با دستان زنان کرد ليلاخي توليد ميشود و راهي شهرها و استانهاي مختلف کشور ميگردد.
اينجا کارگاهي بيش از يک مرکز توليدي است؛
مدرسهاي براي يادگيري، خانهاي براي رشد و بستري براي باليدن زناني که با هنردستشان، سرنوشت خود را دگرگون کردهاند.
داستان کارگاه دهگلان، حکايت زناني است که باور دارند موفقيت با تکيه بر اراده و ايمان به دست ميآيد؛ زناني که هر روز، تکهاي از آينده را ميان پارچهها ميدوزند و اميد را در ميان تار و پود لباسها ميتنند.
انتهاي خبر/*