روايت خواندني از شهيدي که جنيست فرزندش و ازدواج او با دختر همرزمش را پيش بيني کرد

خواهر شهيد عيسي جاشي مي گويد: وقتي همسر برادرم باردار بود به همرزمش که اتفاقا همسر او هم دوران حمل را سپري مي کرد، گفته بود مطمئنم که فرزندم پسر است، فرزند تو هم دختر مي شود. دخترت عروس خودم است.
روايت خواندني از شهيدي که جنيست فرزندش و ازدواج او با دختر همرزمش را پيش بيني کرد
1401/11/09 - 08:12
تاریخ و ساعت خبر:
144907
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از خوزستان، ليلا جاشي بعد از گذشت سالها هنوز درباره برادرش که صحبت مي کرد بغض در صدايش و اشک در چشمانش ديده مي شد و گاها لابه لاي خاطراتش لبخند به لبش مي آمد.
در مورد نحوه جبهه رفتن برادرش اينگونه مي گويد: وقتي انقلاب پيروز و جنگ شروع شد، به علت اشتياقي که به جبهه داشت درسش را رها کرد و تا نيمه هاي شب براي حفظ امنيت شهر تلاش مي کرد. آنقدر پيگير بود تا اينکه موفق شد به جبهه عازم شود. بعد از گذراندن آموزش هاي نظامي وارد عرصه ميدان شد و در عملياتهاي مختلف حضور پيدا کرد.
دو سال در جبهه بود و هيچ گاه جبهه را ترک نکرد و به قول خودش سعادت شهادت نداشت.
خواهر شهيد، اينگونه برادرش را توصيف مي کند:
عيسي در سال ???? متولد شد. از سن ?سالگي به مدرسه رفت. او شاگرد ممتاز کلاس بود. هميشه خنده رو و شوخ طبع بود. خانواده اي مذهبي داشت و در محروميت بزرگ شد.
پدر بزرگوارش با وجودي که شرايط مالي مناسبي نداشت اما هميشه سفره دار بود و به مهمان نوازي معروف.
پدرش، ايماني قوي داشت. اهل مسجد و نماز شب و همچنين از مبارزين انقلابي زمان شاه بود. همين منش و شخصيت پدر، بر فرزند هم اثر گذاشته و از او جواني مومن و مردم دوست ساخته بود
عيسي آنقدر خوب بود که در مدت کوتاه زندگي اش کسي را از خود نرنجاند و هميشه برادري دلسوز و مهربان بود.
حضور مداوم عيسي در جبهه ها و شخصيت آسماني اش، پدرم را به اين نتيجه رساند که او جايش اينجا نيست و حتما شهيد مي شود. پدر دوست داشت از پسرش يادگاري داشته باشد به همين خاطر شرايط ازدواج عيسي را مهيا کرد.
بعد از ازدواج باز هم به جبهه برگشت و در عملياتهاي مختلف شرکت کرد.
وقتي همسر عيسي باردار بود به همرزمش که اتفاقا همسر او هم دوران حمل را سپري مي کرد، گفته بود مطمئنم که فرزندم پسر است، فرزند تو هم دختر مي شود. دخترت عروس خودم است.
بغض مي کند و مي گويد: برادرم قبل از به دنيا آمدن فرزندش به شهادت رسيد. فرزندش همانگونه که خودش گفته بود پسر شد.
چند سال بعد که بزرگ تر شد و تصميم به ازدواج گرفت پدر بزرگش گفت به خواستگاري همان دختر همرزم پدرش برويم.
آن موقع همرزم عيسي در اهواز زندگي مي کرد. ثمره ازدواجشان دو فرزند است.
از خصوصيات اخلاقي شهيد بگوييد.
عيسي شوخ طبع، خوش قلب و مهربان بود. با جوانان منطقه انس و الفت خوبي داشت. نسبت به محرمات و منکرات حساس بود و در انجام واجبات پيش قدم. ياور يتيمان بود و با روحانيون منطقه نشست و برخواست داشت. او مخلص و مطيع محض ولايت فقيه بود.
در عمليات نصر چهار کردستان بسيار فعال و پيشتاز بود. کارش بي سيم چي، آر پي جي زن و تيربارچي بود. هميشه مردم را به حضور در جبهه هاي جنگ و تبعيت از حرف امام خميني تشويق مي کرد. او به عنوان خبره ترين بيسم چي و فرمانده دسته گردان انصار المؤمنين انتخاب شده بود.
شهيد عيسي جاشي به عنوان فرمانده دسته عملياتي در چهارم فروردين ???? در منطقه حلبچه کردستان به شهادت رسيد.
او شب قبل از عمليات غسل شهادت کرده بود.
خبرنگار: مرعشي
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
شهيد عيسي جاشي، شهيد دفاع مقدس، پيش بيني عروسي فرزند شهيد،
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
خوزستان
V
آرشیو