حيرت قاضي از دليل زوج تهراني براي طلاق

زندگي نوپاي زن و شوهر جوان به بن‌بست کشيده شد و قاضي هم از دليل طلاق آنها حيرت کرد.
حيرت قاضي از دليل زوج تهراني براي طلاق
1402/03/04 - 17:18
تاریخ و ساعت خبر:
148572
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - زندگي نوپاي زن و شوهر جوان به بن‌بست کشيده شد و قاضي هم از دليل طلاق آنها حيرت کرد.
اين زن و مرد جوان، پشت در شعبه ??? دادگاه خانواده شماره ? ولنجک نشسته و منتظر بودند تا منشي صداي‍شان کند. کنار هر کدامشان يک وکيل بود، با صداي آرامي با زوج جوان صحبت مي‌کردند و مي‌خواستند آنان را متقاعد کنند که کارشان اشتباه است اما حرف‌هاي آنان هيچ تأثيري روي زن جوان نداشت. در اين هنگام زن نگاهي به ساعت مچي‌اش انداخت و مرد که از چشمانش نفرت مي‌باريد، نگاهي از روي عصبانيت به او انداخت و رويش را برگرداند اما ناراحتي و نگراني در چشمانش موج مي‌زد و مشخص بود دوست ندارد از همسرش جدا شود.
دقايقي بعد، منشي دادگاه زن و شوهر جوان را صدا زد و هر دو وارد دادگاه شدند و با فاصله اندکي از هم روي صندلي نشستند.
زوج جوان تحصيلکرده چند وقتي بود که با هم اختلاف داشتند. زندگي عاشقانه و شيرين آنها حالا با گذشت ? سال از زندگي مشترک تبديل به ميدان جنگ شده بود؛ مرد تصور نمي‌کرد که بعد از تشکيل زندگي مشترک براي ديدن والدينش با همسرش به بن‌بست مي‌رسد و به همين دليل کارشان به دادگاه خانواده کشيده مي‌شود.
قاضي از زن جوان مي‌پرسد: «چرا مي‌خواهي از همسرت جدا شوي؟» و او سؤال قاضي را اينطور جواب مي‌دهد:
? سالي مي‌شود که ازدواج کرده‌ام. من و همسرم در دانشگاه خواجه نصير‌الدين طوسي باهم آشنا شديم. همسرم در رشته مهندسي صنايع غذايي درس مي‌خواند و من مهندسي عمران. او پسر خوب و آرامي به نظر مي‌رسيد. وقتي ديديم که از نظر فکري و معياري به هم نزديک هستيم، خانواده‌ها را در جريان قرار داديم.
اوايل ازدواجمان، با کمک پدرم ما توانستيم يک واحد آپارتمان در شمال شهر تهران خريداري کنيم. من و هاشم يکديگر را دوست داشتيم و چند سال عاشقانه در کنار هم زندگي کرديم و در اين مدت، اختلافي نداشتيم؛ تا اينکه چندي پيش متوجه شدم همسرم تحت‌تأثير رفتار و گفتار والدينش قرار دارد.
اين در حالي بود که پدرشوهرم هم با فرزندم بازي‌هاي خطرناک مي‌کرد. مدت‌ها بود که اين موضوع بدجوري مرا اذيت کرده و افکارم را به‌هم ريخته بود.
بنابراين از شوهرم خواستم که با خانواده‌اش رفت و آمد نکند يا حداقل فرزندم را نزد آنها نبرد چرا که وقتي وي نزد خانواده‌اش مي‌رود، اخلاق و رفتارش تغيير مي‌کند. مطمئن هستم مادرش در امور زندگي ما دخالت دارد و همسرم را شست‌وشوي مغزي مي‌دهد.
در اين ميان مرد جوان تاب نياورد و به قاضي پرونده گفت، مگر مي‌شود پدر و مادر را کنار گذاشت؟ اين چه حرفي است؟
آقاي قاضي اگر همسرم خودش توانست پدر و مادرش را کنار بگذارد، من هم با پدر و مادرم رفت و آمد نمي‌کنم. باور بفرماييد به خاطر اينکه زندگي‌ام از هم نپاشد، حتي براي مدتي خودم را از ديدن والدينم محروم کردم اما آنها پدر و مادر هستند و نتوانستند تاب بياورند مرا نبينند.
در مدتي که براي ديدنشان نمي‌رفتم مدام تلفني با من در ارتباط بودند و مادرم مي‌گفت دلش برايم تنگ شده است. آنها به اميد روزي که عصاي دستشان باشم، مرا بزرگ کردند اما حالا حتي از ديدن من محروم هستند. آقاي قاضي من وظيفه دارم به ديدن والدينم بروم اما هرگز همسرم را مجبور نکردم مرا همراهي کند. اين اواخر همسرم کاري کرد که من خانه را ترک کردم. الان مدت‌هاست که اجازه ديدار با کودک خردسالم را ندارم.
باور کنيد از روزي که زندگي در زير يک سقف را شروع کرديم، من آرامش و آسايش در زندگي نداشتم و مدام در حال بحث و جدل بر سر فرزندم يا پدر و مادرم هستم. آقاي قاضي ما باهم اختلاف فرهنگي شديد داريم و نمي‌توانيم باهم زير يک سقف زندگي کنيم. اکنون نيز به ستوه آمده‌ام و قادر به ادامه زندگي با همسرم نيستم. حاضرم تمام حق‌وحقوش را پرداخت کنم و به اين زندگي پرتنش پايان دهم.
قاضي که از شنيدن حرف‌ها و دلايل زن و شوهر جوان براي جدايي متعجب شده بود، از آنها خواست به مشاور خانواده مراجعه کنند تا شايد بتوانند مشکلشان را حل کنند.
ايران
انتهاي پيام/م

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
اخلاق، بازي، پدر و مادر، زن و شوهر، طلاق ،
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
اجتماعي
V
آرشیو