خبرگزاري زنان ايران/يادداشت
وقتي پزشک خارجي زبان مردم را نميفهميد و پهلوي جان کودکي را گرفت
تبريز- زن از گرماي تن فرزندش در ميان اين برف و کولاک مي سوخت و مرد از رنجي که زنش مي کشيد و دردي که فرزندش داشت. به دکتر که رسيدند حتي دکتر خارجي زبان مردم را هم نمي فهميد.
1404/11/29 - 12:00
تاریخ و ساعت خبر:
182675
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از آذربايجان شرقي، رقيه غلامي در طي يادداشتي نوشت؛ سال ???? بود، زن جوان نوزاد چهار ماهه اش را که مدام خس خس مي کرد و مانند آتش کوره داغ بود در پتو پيچيد و دست مرد داد تا آماده شود.
برف تا نزديک کمر مي رسيد، زن که خودش را لاي چادر و پتو پيچيد سوار الاغ شد و نوزادش را از مرد گرفت و در آغوش کشيد، تب نوزاد نمي گذاشت زن سرما و کولاک را احساس کند.
مرد افسار الاغ را به دست گرفته و راه را با هزار مشقت با پارويي که همراه داشت و با همتي که در پاهايش جمع کرده بود باز مي کرد تا به اميدي به درمانگاهي که در روستاي ديگر بود برسند و نوزاد خود را مداوا کنند.
هرچه که راه را باز مي کردند و مي رفتند به همان ميزان انگار راه کش مي آمد و برف هم از آسمان نازل مي شد و انتظار اين زوج براي رسيدن به دکتر سخت و تلخ.
زن از گرماي تن فرزندش در ميان اين همه برف و کولاک مي سوخت و مرد از رنجي که زنش مي کشيد و دردي که فرزندش داشت.
خلاصه با هزار مشقت به دکتر که رسيدند حتي دکتر خارجي که زبان مردم را هم نمي فهميد بدون معاينه نوزاد يک شيشه دارو دست زوج جوان داد و مترجمش گفت؛ دکتر مي گويد چيزي نيست و زود خوب مي شود.
زن و مرد جوان با اين خبر سر از پا نشناختند و راه رفته را که اين بار سربالايي هم بود به اميد بهبودي فرزندشان با خوشحالي طي کردند و به روستاي خود رسيدند اما نه تب کودک فروکش مي کرد و نه خس خس سينه اش درست مي شد و همين درد نوزاد چهار ماهه، روزهاي سختي را براي آن ها رقم زد طوري که يک روز آفتاب نزده کودک از درد و تب راحت شد و زوج جوان نالان از فقدان نوزادي که نتيجه نبود امکانات ،راه دسترسي، پزشک و درمان بود.
?? سال از آن روز مي گذرد، راه روستا آسفالت شده است و ديگر کسي به درمانگاه روستاي همسايه هم با وجود امکاناتي که دارد اهميت نمي دهد و يک راست به شهر مي آيد و پيگير درمان خود و خانواده اش مي شود، از طرفي پزشکان جهادگر در مناسبت هاي مختلف دل به مردم مي دهند و تا صعب العبورترين راه ها را طي مي کنند و مردم را معاينه و مشکلات تخصصي آن ها را احصا و به پزشکان متخصص خبر معرفي مي کنند.
مي گويند ?? سال از آن روزها گذشته است و وجود امکانات شهري و تجهيز درمانگاه روستايي و وجود پزشک در روستاها پيشرفت نيست در حالي که زمان پهلوي نه جمعيت اين تعداد بود، نه شهرها با اين همه جمعيت روبرو بودندو نه تحريم و فشار خارجي بود، مشکل اصلي وجود اجنبي در داخل و چپاول ثروت و ايجاد بستر براي عقب ماندگي مردم بود تا نتوانند به آنچه مي خواهند برسند، اصلا نمي خواستند مردم آگاه باشند.
بايد گفت پس از پيروزي انقلاب اگر عليه کشور جنگ تحميل و کشور با مشکلات تحريم و فشارهاي خارجي روبرو نمي شد و افراد خودفروخته و منافقان در داخل آتش نمي افروختند و برخي ها کوتاهي نمي کردند الان کشور بيش از اين هم پيشرفته بود که نه تنها راه دسترسي مردم در شهرها که روستاها سهل شده است بلکه حتي وقتي براي تشخيص بيماري خود گاهي که با مشکل روبرو مي شوند به چندين متخصص مراجعه مي کنند در حالي که زمان پهلوي متخصص معدود و همان ها هم اغلب از کشور مهاجرت مي کردند و پزشکان عمومي خارجي هم براي گذران طرح خود اغلب به ايران مي آمدند و بيمار اگر راه پيدا مي کرد براي درمان و دکتر، ناگزير بود به همان افراد معدود يا پزشکان خارجي که زبان بيمار را هم متوجه نمي شدند اکتفا کند، اين بود قصه دوران پهلوي.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه