«آتنا قارلقي» فرزند شهيد محمدرضا قارلقي از کرمانشاه ميگويد: «من فرزند پدري هستم که در راه دفاع از ميهن به شهادت رسيد. شهدا زندهاند و هميشه کنار ما هستند، شبها در آرامش زير پرچم ايران حضور دارند.»
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - به گزارش خبرنگار زنان نيوز از کرمانشاه / درود و سلام بر پدران آسماني بر آنان که به خاک افتادند تا ما به خاک نيفتيم… «آتنا قارلقي» فرزند شهيد ميگويد: من فرزند پدري هستم که در راه دفاع از اين مملکت به شهادت رسيد. شهدا همانطور که در قرآن کريم، سوره بقره آمده، زنده هستند. قرآن ميفرمايد:گمان مبريد کساني که در راه خدا کشته ميشوند مردهاند، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزي ميخورند. شهدا در کنار ما هستند. شبها در آرامش زير پرچم برافراشته ايران، آنها حضور دارند
پدرم… شهيد مدافع وطن، محمدرضا قارلقي پنجم اسفند ????، در خانوادهاي مذهبي در ديار کرمانشاه چشم به جهان گشود؛ و چه زود، دلش براي آسمان تنگ شد…پدرم نوجوانياش را با شوق دانستن و آموختن گذراند،ديپلم گرفت،سربازي رفت و بعد، عاشقانه لباس سبز پاسداري را به تن کرد؛ لباسي که بوي غيرت، ايمان و مسئوليت ميداد.
همزمان با خدمت، با تلاشي خستگيناپذير در رشته حقوق به مدرک کارشناسي رسيد، اما بزرگترين مدرکش،
اخلاق، ايمان و تقوايش بود. پدرم مرد نماز اول وقت بود ، دلبسته قرآن،پاکدست و حساس به بيتالمال؛آنقدر که حتي در آخرين لحظات زندگياش نگاهش از امانت مردم جدا نشد.
مهربان بود،دلسوز و پدري که قلبش سرشار از عشق به خانوادهاش بود؛ به همسرش و به ما دختران من و خواهر کوچکم که امروز با دلتنگي بزرگ ميشويم.
پدرم سالها پيش از شهادتش در خواب، وعدهاي از اميرالمؤمنين علي(ع) گرفت و از همان روز دلش آرام نبود جز به آرزوي شهادت ميدانست رفتني است و ما را به خدا سپرده بود در جنگ دوازده روزه رژيم صهيونيستي عليه ايران،
پدرم شب و روز نمي شناخت در پادگان امام حسن با شجاعت و غيرت براي امنيت وطن ايستاد.
پس از حمله موشکي و شهادت همرزمانش باز هم ايستاد تا سرانجام اول تير ????در آخرين روز جنگ در منطقه جيرانبلاغ کرمانشاه به آسمان پر کشيد.
پدرم دوم تير در مزار شهدا آرام گرفت، اما من ميدانم دلش هنوز اينجاست کنار ما کنار ايران. پدرم رفت اما به ما ياد داد شهادت يعني عزت يعني ايمان يعني تمام خوبيها و در يک کلمه رسيدن به خدا.
دخترت به تو افتخار ميکند،اي قهرمان هميشه زنده من…آن روز که خبر شهادت پدرم را دادند، من با خود عهد کردم کاري کنم که هرکس من را ميبيند، بگويد:اين فرزند شهيد است و من کاري ميکنم که پدرم به من افتخار کند.
انتهاي پيام/*