درمانگر تخصصي کودک و نوجوان عنوان کرد:
فضاي مجازي براي نوجوان يک زيست جهان است / مشارکت نوجوان در اغتشاشات براي ديده شدن و بروز حس قهرماني
درمانگر تخصصي کودک و نوجوان گفت:فضاي مجازي براي نوجوان فقط يک ابزار نيست بلکه يک زيست جهان است. در اين فضا آگاهي سريع اما سطحي ، تحريک هيجاني شديد، اثر گلهاي و ترس از جا ماندن به عنوان سه اتفاق همزمان رخ ميدهد.
1404/11/21 - 10:18
تاریخ و ساعت خبر:
162459
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - لرستان مريم رنجبر؛درمانگر تخصصي کودک و نوجوان اظهار داشت: مهمترين دليل رواني مشارکت نوجوانان در اعتراضات و اغتشاشات اين است که هيچ نوجواني فقط با يک دليل وارد خيابان نميشود؛ معمولا يک ترکيب از احساس بي عدالتي نياز به ديده شدن و پاسخ به تحقير او را به سمت رفتارهاي جمعي ميبرد.
وي افزود: نوجوان وقتي تجربه ميکند که صدايش شنيده نميشود يا با او مثل يک فرد ناتوان رفتار ميشود خشمش فقط نسبت به يک موقعيت نيست بلکه به يک انرژي جمعي تبديل ميشود. در اين سن کوچکترين بي احترامي ميتواند تبديل شود به يک جرقه هويتي و نوجوان ميخواهد ثابت کند که من هستم و من مهم مي باشم .
مشاور تربيتي عنوان کرد : نياز به هويت يابي نقش مهمي دارد و نوجوان به دنبال اين است که بفهمد من چه کسي هستم و جايگاه من کجاست. حضور در جمعهاي معترض براي بعضيها به يک برچسب هويتي مثل شجاع ؛ متفاوت؛ آگاه ؛ مطالبه گر تبديل ميشود.
وي بيان کرد : گاهي ريشه ماجرا در زخمهاي قديميتر مثل تحقير در مدرسه ، مقايسههاي مداوم در خانه يا احساس ناديده گرفته شدن است؛ در اين حالت اعتراض بيروني در واقع فرياد دروني است.
رنجبر گفت: در نگاه ديني کرامت انسان اصل است و هرجا نوجوان احساس کند کرامتش ناديده گرفته شده واکنش نشان ميدهد اما واکنش هيجاني هميشه به مسير درست نميرود.
وي با تاکيد براينکه فضاي مجازي چگونه بر تصميم نوجوانان اثر ميگذارد تصريح کرد : فضاي مجازي براي نوجوان فقط يک ابزار نيست بلکه يک زيست جهان است. در اين فضا آگاهي سريع اما سطحي ، تحريک هيجاني شديد، اثر گلهاي و ترس از جا ماندن به عنوان سه اتفاق همزمان رخ ميدهد.
رنجبر با بيان اين که دانشآموزي که در حالت عادي از بحث با معلم هم ميترسد بعد از ديدن دهها استوري ناگهان احساس ميکند وظيفه دارد در خيابان باشد گفت : نوجوان در چند دقيقه در معرض حجم زيادي از روايتها قرار ميگيرد اما اين آگاهي عميق نيست بيشتر فوري و احساسي است. ويدئوهاي کوتاه موسيقيهاي حماسي و محتواهاي تکراري سيستم هيجاني را فعال ميکند و فرصت فکر کردن آرام را کم ميکند. وقتي نوجوان ميبيند همسن و سال هاي او در يک فضا حضور دارند احساس ميکند اگر نرود عقب مانده يا ترسو تلقي ميشود.
وي با اشاره به نقش مصرف مواد مخدر يا الکل اذعان داشت: اين موضوع قبل از حضور در موقعيت پرخطر دو وجه دارد؛ برخي نوجوانان براي کاهش ترس و افزايش جسارت از مواد يا الکل استفاده ميکنند. اين کار بازداري را پايين ميآورد و احتمال رفتارهاي تکانشي و درگيري را بالا ميبرد؛ براي بعضيها مصرف مواد بعد از وقايع به يک مکانيسم مقابلهاي ناسالم براي فرار از اضطراب يا احساس گناه تبديل ميشود. به جاي پردازش سالم تجربه آن را بي حس ميکنند؛ در هر دو حالت مصرف مواد آسيب را چند برابر ميکند.
رنجبر در پاسخ به اين سوال که کدام يک از نوجوانان بيشتر در معرض مشارکت هستند بيان کرد : چند گروه نسبت به بقيه آسيب پذيرترهستند از جمله نوجواناني با رابطه ضعيف با والدين ،فرزندان خانوادههاي پرتنش يا طلاق ، نه به خاطر طلاق بلکه به خاطر نبود امنيت عاطفي؛ نوجواناني که هويتشان را از گروه همسالان ميگيرند ؛ اينها بيشترين احتمال رفتارهاي جمعي تکانشي را دارند.
وي ادامه داد: و دسته سوم نوجوانان با عزت نفس پايين هستند ؛ اعتراض برايشان به فرصتي براي اثبات ارزشمندي تبديل ميشود ؛ نوجواناني که تجربه تحقير يا بي عدالتي داشتهاند ؛ اين تجربهها مثل باروت عمل ميکند.به عنوان مثال دانشآموزي که سالها در مدرسه برچسب بي عرضه خورده در يک جمع معترض ناگهان احساس ميکند قهرمان است
رنجبر در ادامه با اشاره به نقش والدين در راهنمايي فرزندان بيان کرد: چند اقدام کاملا کاربردي ازجمله گفتوگوي واقعي نه نصيحت وجود دارد؛ هر شب ده دقيقه گفتوگوي بدون قضاوت فقط شنيدن؛ مشارکت دادن نوجوان در تصميمهاي کوچک اعتماد به نفس آنها را بالا مي برد ؛ وقتي نوجوان در خانه احساس اثرگذاري کند کمتر دنبال اثرگذاري هيجاني بيرون ميرود زماني که من نظر فرزند را در مورد موضوعات مختلف جويا مي شوم به او مسئوليتي مي سپارم با اين اقدامات پيامي که به او مي دهم اين است که تو براي من مهم هستي تو موجود ارزشمندي هستي اين حس تعلق و ارزشمندي مي دهد و براي جلب توجه سراغ رفتارهاي پر خطر نمي رود.
وي افزود :والدي که خودش مهارت آموزش مديريت هيجان در موقعيتهاي واقعي خود را تقويت نکرده است نبايد از فرزندش انتظار داشته باشد که بتواند در واقع لزوم خويشتن دار باشد مثال معروفي که من هميشه درکارگاه هايم براي والدين مطرح مي کنم بچه ها ميبنند ياد مي گيرند و تکرار مي کنند.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه