خبرگزاري زنان ايران/يادداشت
از خانواده تا مديريت جامعه؛ حضور مؤثر زنان در ساخت تمدن اسلامي
زنان مسلمان با ايفاي نقش مؤثر در خانواده، آموزش، علم، فرهنگ و مديريت اجتماعي، ستونهاي اصلي تمدن اسلامي هستند. حضور فعال آنها در عرصههاي مختلف علمي، فرهنگي، ورزشي و مديريتي نشاندهنده توانمندي بيبديل بانوان در حفظ هويت ديني، تقويت ارزشهاي اسلامي و پيشبرد اهداف تمدني است. از حضرت فاطمه الزهراء(س) تا زنان معاصر، اين مسير استمرار دارد و نقش زنان در جهاد تبيين و هدايت جامعه، تضمينکننده آينده روشن تمدن اسلامي است.
1404/11/25 - 08:39
تاریخ و ساعت خبر:
162456
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از آذربايجان شرقي،عبدي در طي يادداشتي نوشت:حضور زنان نيز نمودي از اين جايگاه برجسته است که نشاندهندهي توانمندي آنها در پيشبرد اهداف تمدني بر اساس ارزشهاي اسلامي است.
حضرت زهراء(س) به عنوان الگويي کامل از ايمان، تقوا و مديريت، نماد زنان متعهد و فداکاري است که نقش مهمي در تداوم مسير الهي تمدن اسلامي دارند. اين روز بهانهاي براي قدرداني از تلاشهاي زنان در تمامي عرصهها، از خانواده تا جامعه و نقشآفريني آنها در ارتقاي ارزشهاي ديني و فرهنگي است.
حضور زنان در ساخت تمدن اسلامي، همواره با نقشآفريني مؤثر و تاثيرگذار در حفظ هويت ديني و اجتماعي همراه بوده است. بانوان در دورانهاي مختلف، در کنار مديريت خانواده و تربيت نسلهاي آينده، در عرصههاي علمي، فرهنگي و اجتماعي نيز حضوري پررنگ داشتهاند. روز زن يادآور توانمنديهاي زنان در پيشبرد اهداف اسلامي و تلاشهاي بيوقفهي آنها در جهت تعالي جامعه اسلامي است.
جايگاه و نقش زنان در تمدنسازي اسلامي
نقش زنان در تمدنسازي اسلامي، با توجه به آموزههاي ديني و تاريخي بسيار برجسته است. زنان در جوامع اسلامي از ديرباز در عرصههاي مختلف اجتماعي، علمي و سياسي حضور فعالي داشتهاند. بهعنوان مثال حضرت خديجه(س) اولين همسر پيامبر اسلام، با حمايت مالي و معنوي از رسالت پيامبر اسلام، در توسعهي تمدن اسلامي تأثير قابلتوجهي داشت. همچنين، زينب کبري(س) با مقاومت خود در واقعه کربلا و تلاش براي حفظ و انتقال ارزشهاي ديني، الگويي برجسته براي نقشآفريني زنان در تاريخ تمدن اسلامي به شمار ميرود.
در تمدنسازي اسلامي، زنان بهعنوان ستونهاي اصلي خانواده نيز نقش بسيار مهمي دارند. خانواده بهعنوان اولين نهاد اجتماعي، محيطي براي انتقال ارزشهاي ديني و حفظ اصول اسلامي است. بهعنوان مثال، مادراني همچون مادر شهيد مطهري که فرزنداني عالم و انقلابي تربيت کردند، نشاندهندهي نقش زنان در تربيت نسلهاي آينده تمدن اسلامي هستند. اين مادران، از طريق آموزش و تربيت، نسلهاي متعهد به اصول اسلامي را به جامعه تحويل دادهاند.
تاريخ تمدن اسلامي گواه تلاشهاي زنان در حوزههاي مختلف است. در دوران معاصر، زنان بسياري در حوزههاي مختلف مانند علم، سياست و هنر توانستهاند با تلاشي مضاعف، پايههاي تمدن اسلامي را تقويت کنند. براي مثال، در دوران انقلاب اسلامي ايران، زنان زيادي در حوزههاي فرهنگي و اجتماعي نقشآفريني داشتند، از جمله شخصيتهايي مانند شهيد مريم فيروز که با تأسيس بيمارستانها و فعاليتهاي حمايتي در تقويت تمدن اسلامي نقش مؤثري ايفاء کردند.
مشارکت زنان در نهاد خانواده؛ پايه تمدن اسلامي
نهاد خانواده در اسلام بهعنوان يکي از اساسيترين ارکان تمدن اسلامي شناخته ميشود. زنان در اين نهاد بهعنوان مادران و همسران، نقش تربيتي و آموزشي دارند که پايههاي تمدن اسلامي را شکل ميدهند. بهعنوان مثال، خانوادههايي که بانوان آنها به تربيت نسلهاي انقلابي پرداختهاند، همچون خانواده شهيدان باکري، نشاندهندهي نقش زنان در ايجاد تمدن اسلامي مستحکم هستند. اين زنان با تربيت فرزنداني که در راه آرمانهاي اسلامي قدم برداشتند، نقشي مهم در توسعه تمدن اسلامي ايفاء کردند.
بانوان مسلمان علاوهبر مديريت داخلي خانواده، در حوزههايي همچون اخلاق و فرهنگ نيز تأثيرگذارند. زنان با انتقال ارزشهاي اسلامي به اعضاي خانواده، محيطي سالم و باثبات براي توسعه تمدن اسلامي ايجاد ميکنند. خانوادههايي که زنان در آنها نقش پررنگي دارند، ميتوانند در کاهش آسيبهاي اجتماعي مانند طلاق و خشونت نيز مؤثر باشند. بهعنوان نمونه، پژوهشها نشان ميدهد که نقش زنان در خانوادههاي ايراني، تأثير مستقيمي در کاهش نرخ آسيبهاي اجتماعي داشته است.
همچنين، مشارکت زنان در تربيت فرزندان در مدارس و مؤسسات آموزشي نيز گواهي ديگر بر نقش آنها در تمدنسازي است. مادران و زنان فرهنگي، از طريق آموزش و تربيت، نسلهاي متعهد به اصول ديني را به جامعه تحويل ميدهند. بهعنوان مثال، تأثير مادران بر تعليم و تربيت در مدارس مانند دبستانهاي اسلامي، که کودکان را با مفاهيم تمدن اسلامي آشنا ميکنند، نمايان است.
نقش بانوان در عرصههاي علمي و دانشبنيان
بانوان مسلمان در زمينههاي علمي و پژوهشي نيز نقش قابلتوجهي در توسعهي تمدن اسلامي ايفاء کردهاند. حضور زنان در دانشگاهها و مؤسسات تحقيقاتي، زمينهساز پيشرفت علوم اسلامي و تقويت تمدن اسلامي است. براي مثال، پروفسور فيروزه صداقتکيش، استاد برجسته دانشگاه تهران، با پژوهشهاي خود در حوزههاي اسلامي توانسته است تأثير زيادي در توسعه تمدن اسلامي داشته باشد. همچنين، نقش زنان در مراکز علمي مانند بنياد ملي نخبگان و پارکهاي علم و فناوري بهخوبي نمايان است.
تلاش زنان در عرصه فناوري و نوآوري نيز به ارتقاي تمدن اسلامي کمک کرده است. پژوهشهاي اخير نشان ميدهد که، زنان ايراني با حضور در عرصههاي فناوري اطلاعات و ارتباطات، نقش مهمي در توسعه دانشبنيان تمدن اسلامي دارند. بهعنوان مثال، شرکتهايي همچون فناپ با حضور مديران زن توانستهاند به رشد دانشبنيان کشور کمک کنند و تمدن اسلامي را در سطح جهاني ارتقاء دهند.
در کنار اين موارد، تلاش بانوان در ترويج علوم ديني نيز منجر به تثبيت هويت تمدن اسلامي شده است. زنان پژوهشگر همچون دکتر مرضيه هاشمي که در زمينههاي علوم اسلامي و فرهنگي تحقيقات گستردهاي انجام دادهاند، نقش مهمي در توسعهي علمي تمدن اسلامي ايفاء کردهاند. اين پژوهشها، علاوهبر گسترش علوم اسلامي، بستر مناسبي براي انتقال ارزشهاي ديني به نسلهاي آينده فراهم کردهاند.
نقش موثر زنان در دفاع مقدس
زنان مسلمان در دوران دفاع مقدس بهعنوان ستونهاي پشتيباني و امدادگران در عرصههاي مختلف حضور داشتهاند. بانوان با تأسيس کميتههاي امدادي و حمايتي، به حفظ تمدن اسلامي و دفاع از ارزشهاي ديني کمک شاياني کردند. بهعنوان مثال، مادران شهداء و همسران رزمندگان، با فداکاري و تلاشهاي شبانهروزي، نقشي بيبديل در استمرار تمدن اسلامي ايفاء کردند.
علاوهبر اين، زنان در عرصههاي فرهنگي و اجتماعي در دوران دفاع مقدس، نقش برجستهاي داشتند. آنها با حضور فعال در جمعآوري کمکهاي مردمي و سازماندهي برنامههاي فرهنگي، به حفظ روحيه مقاومت در جامعه کمک کردند. بهطور مثال، بانواني مانند خواهران مؤمني که در جبهههاي فرهنگي فعاليت داشتند، در تقويت هويت تمدن اسلامي بسيار اثرگذار بودند.همچنين، زنان با تأسيس نهادهاي فرهنگي در دوران دفاع مقدس، به ارتقاي تمدن اسلامي از طريق حفظ فرهنگ جهاد و شهادت پرداختهاند. بهعنوان نمونه، بنياد فرهنگي مادران شهيد، بهعنوان نهادي مستقل، به تقويت هويت زنان و جايگاه آنها در توسعه تمدن اسلامي کمک کرده است. اين نهاد، توانسته با سازماندهي برنامههاي مختلف، نقش زنان را در حفظ و گسترش تمدن اسلامي برجسته کند.
جايگاه اجتماعي زنان از نگاه امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري
امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري، هر دو بر اهميت نقش زنان در ساخت تمدن اسلامي تاکيد دارند. امام خميني(ره) با توجه به جايگاه بيبديل مادران و زنان در تربيت نسلهاي صالح، معتقد بودند که زنان نهتنها در حوزههاي خانوادگي بلکه در عرصههاي اجتماعي نيز نقش مهمي دارند. بهعنوان مثال، بنيانگذار انقلاب اسلامي، بارها بر ضرورت حضور زنان در عرصههاي سياسي، علمي و فرهنگي تأکيد داشتند. يکي از تأثيرات مهم انديشه امام خميني(ره) در دوران انقلاب، نقش پررنگ زنان در مبارزات و تشکيل نهادهاي انقلابي بود که در آن، زنان بهعنوان پيشتازان تمدن اسلامي شناخته شدند.
مقام معظم رهبري نيز با تأکيد بر نقش زنان در تمدن اسلامي، اين نکته را مطرح ميکنند که زنان ميتوانند در زمينههاي مديريتي، فرهنگي، علمي و اقتصادي سهم مؤثري داشته باشند. ايشان بارها تاکيد داشتهاند که زنان بايد جايگاه خود را در ساخت تمدن اسلامي تثبيت کنند و با تلاش خود به تقويت هويت اسلامي جامعه بپردازند. براي مثال، در ديدگاه مقام معظم رهبري، نقش زنان در عرصههاي فرهنگي، نظير هنر اسلامي و تبليغ معارف ديني، نشاندهندهي عمق جايگاه اجتماعي زنان در تمدن اسلامي است.
در سخنرانيهاي مقام معظم رهبري، بارها بر لزوم ارتقاي سطح آموزش و فرهنگسازي براي زنان تاکيد شده است. ايشان زنان را به مشارکت جدي در عرصههاي اجتماعي و بهويژه تربيت نسل آينده تمدن اسلامي دعوت ميکنند. بهعنوان نمونه، برنامههايي مانند تربيت مدرسين زن براي آموزش علوم اسلامي، گواهي بر اهميت اين ديدگاه است که زنان ميتوانند با حضور فعال در تمامي عرصهها، تأثير عميقي در پيشرفت تمدن اسلامي داشته باشند.
اهميت نقش زنان در جايگاههاي مديريتي فرهنگي و اجتماعي
نقش زنان در جايگاههاي مديريتي، بهويژه در عرصههاي فرهنگي و اجتماعي، در توسعه تمدن اسلامي بسيار حائز اهميت است. زنان با حضور در مناصب مديريتي، به حفظ و ترويج ارزشهاي اسلامي کمک ميکنند و فضايي براي تقويت هويت تمدن اسلامي فراهم ميآورند. بهعنوان مثال، حضور زنان در وزارتخانههاي فرهنگ و ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش، بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و علوم، تحقيقات و فناوري، به گسترش فرهنگ ديني در جامعه کمک کرده است.
مديريت زنان در سازمانهاي فرهنگي و آموزشي موجب ارتقاي سطح فرهنگي جامعه و پيوند بيشتر آن با آموزههاي اسلامي ميشود. زناني که در اين حوزهها فعاليت دارند، با تدوين برنامههاي فرهنگي، ميتوانند بستر مناسبي براي آموزش و ترويج اصول تمدن اسلامي فراهم کنند.
بهطور نمونه، معاونهاي رئيسجمهور در امور زنان، با برنامهريزيهاي خود توانستهاند در ارتقاي جايگاه زنان و نقشآفريني آنها در مديريت فرهنگي و اجتماعي تأثيرگذار باشند.همچنين، حضور زنان در شوراهاي فرهنگي و اجتماعي به بهبود و توسعه برنامههاي مرتبط با تمدن اسلامي کمک کرده است. اين زنان با ايفاي نقشهاي مديريتي در سازمانهاي مردمنهاد، ميتوانند به کاهش آسيبهاي اجتماعي و تقويت روحيهي همکاري در جامعه بپردازند. بهعنوان نمونه، زنان مدير در بنيادهاي خيريه و سازمانهاي مردمنهاد، با اجراي طرحهايي در زمينهي کمک به محرومان و حمايت از توسعهي فرهنگي، نقش مهمي در پيشبرد تمدن اسلامي ايفاء ميکنند.
تفاوت نگاه به زنان از ديدگاههاي غربي و اسلامي
يکي از تفاوتهاي بنيادين در نگاه به زنان ميان ديدگاه غربي و اسلامي، تأکيد بر جايگاه والاي زنان در تمدنسازي و حفظ هويت ديني است. در ديدگاه غربي، زنان بيشتر بهعنوان ابزار مادي و تبليغات تجاري مورد استفاده قرار ميگيرند. در حاليکه در اسلام، جايگاه زنان بر اساس آموزههاي ديني به عنوان مادران، مربيان و مديران جامعه، بسيار والا ديده ميشود.
در تمدن اسلامي، زنان در کنار ايفاي نقشهاي اجتماعي و علمي، موظف به حفظ ارزشهاي ديني و فرهنگي هستند. بهعنوان مثال، بانوان مسلمان در ايران با پوشش اسلامي و فعاليتهاي فرهنگي خود، نشاندهندهي نقش منحصر بهفرد زنان در حفظ هويت اسلامي هستند. در مقابل، در جوامع غربي، آزادي زنان به گونهاي تعريف شده که ممکن است باعث شود استعدادهاي ذاتي آنها در حاشيه قرار گيرد.
يکي ديگر از تفاوتهاي اساسي، توجه به نقش مادري و تربيت فرزندان در تمدن اسلامي است. در ديدگاه اسلامي، زنان به عنوان پايههاي اصلي تربيت نسلهاي آيندهي تمدن اسلامي شناخته ميشوند. اين در حالي است که در ديدگاه غربي، تمرکز بيشتر بر آزادي زنان در عرصههاي فردي است که ممکن است جنبههاي تربيتي کمتر مورد توجه قرار گيرد. به همين دليل، نقش زنان در تمدن اسلامي، بسيار پيچيدهتر و متعاليتر از نگاه غربي است.
دستاوردهاي ورزشي زنان ايراني در عرصه بينالملل زنان ايراني در عرصههاي ورزشي نيز نقش برجستهاي در تقويت تمدن اسلامي داشتهاند. حضور بانوان ورزشکار ايراني در مسابقات بينالمللي، در معرفي و تقويت هويت اسلامي و فرهنگ ايراني کمک کرده است. بهعنوان نمونه، حضور زنان در رشتههايي مانند تيراندازي و تکواندو همراه با رعايت پوشش اسلامي، توانسته است الگويي براي حفظ ارزشهاي ديني در ميادين جهاني باشد.
در مسابقات آسيايي و المپيک، زنان ورزشکار ايراني بارها نشان دادهاند که توانمنديهاي آنها فقط محدود به رقابتهاي داخلي نيست و ميتوانند در عرصههاي جهاني نيز افتخارآفرين باشند. زهرا نعمتي، بانوي ورزشکار ايراني، با کسب مدالهاي جهاني در رشته تيراندازي، نشاندهنده جايگاه زنان در توسعه ورزشي تمدن اسلامي است. او توانسته است با فعاليتهاي خود، نهتنها جايگاه ورزش زنان در ايران را ارتقاء دهد، بلکه هويت ديني و فرهنگي را در عرصه بينالمللي حفظ کند.
علاوهبر اين، زنان ورزشکار با ترويج اخلاق اسلامي و رفتار شايسته در مسابقات بينالمللي، جايگاه تمدن اسلامي را تثبيت ميکنند. آنها با الهام گرفتن از آموزههاي ديني، توانستهاند در کنار رقابتهاي ورزشي، به ترويج اخلاق و ارزشهاي اسلامي بپردازند. بهطور کلي، ورزش زنان ايراني، بهعنوان نمادي از توسعهي تمدن اسلامي، زمينهساز ارتقاي موقعيت زنان در سطوح جهاني شده است.
حضور مديريتي زنان در دولت چهاردهم با هدف افزايش نقشآفريني بانوان در سطوح مختلف اجرايي و تصميمگيري صورت گرفته است. اين حضور توانسته است ظرفيتهاي مديريتي زنان را به خوبي به منصه ظهور برساند و از توانمنديهاي آنها در ارتقاي مديريت و توسعهي جامعه استفاده کند. از جمله نمونههاي موفق حضور زنان در پستهاي مديريتي، ميتوان به «فاطمه مهاجراني»، سخنگوي دولت، «شينا انصاري»، معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، «زهرا بهروز آذر»، معاون رئيسجمهور در امور بانوان و خانواده و «فرزانه صادق» وزير راه و شهرسازي اشاره کرد که توانستهاند
در راستاي سياستهاي دولت، نقش موثري ايفاء کنند.
در دولت چهاردهم، حضور زنان در مناصب مديريتي تنها محدود به چند مورد خاص نشده و گسترش يافته است. بسياري از زنان توانمند در حوزههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به مسئوليتهاي کلان مديريتي منصوب شدهاند. اين اقدام نهتنها به بهبود جايگاه زنان در عرصههاي اجرايي کمک کرده، بلکه به تقويت نگاه جامع و تعادل جنسيتي در ادارهي امور نيز منجر شده است. به همين دليل، نقش زنان در دولت چهاردهم، الگويي براي توانمندسازي بانوان در سطوح مختلف مديريتي محسوب ميشود.
حضور زنان در دولت چهاردهم با توجه به تجارب موفق آنها در پيشبرد امور اجرايي، تأثير قابلتوجهي بر توسعه و مديريت کشور داشته است. بانوان در اين دوره به شکلهاي مختلف از جمله در وزارتخانهها، سازمانها و نهادهاي مختلف حضور داشتهاند و توانستهاند سياستهاي دولت را به بهترين شکل ممکن اجراء کنند. با استمرار اين روند، ميتوان اميدوار بود که نقش زنان در آيندهي مديريت کشور، تقويت شده و زمينههاي گسترش مشارکت آنان در ساختارهاي مختلف فراهم شود.
آينده تمدن اسلامي با نقشآفريني زنان، روشن و اميدوارکننده به نظر ميرسد. بانوان با مشارکت در عرصههاي مختلف، از علمي و مديريتي گرفته تا فرهنگي و اجتماعي، ميتوانند پايههاي محکمي براي تمدن اسلامي ايجاد کنند. در اين مسير، زنان بهعنوان نيروهايي پرتوان و متعهد، نقش مؤثري در استمرار ارزشهاي اسلامي ايفاء خواهند کرد.
تحقيقات نشان ميدهد که، نقش زنان در آموزش و پرورش نسلهاي آيندهي تمدن اسلامي، بهبود يافته است. زناني که در مدارس، دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي فعاليت ميکنند، ميتوانند نسلهايي تربيت کنند که به اصول ديني پايبند باشند. اين آيندهي روشن نشان ميدهد که تمدن اسلامي با نقشآفريني زنان، بهويژه در زمينه تربيت نسل جديد، تقويت خواهد شد.
همچنين، مشارکت زنان در حوزههاي علمي و فناوري، بهعنوان يکي از مؤلفههاي کليدي تمدن اسلامي، به افزايش توان علمي و معنوي جامعه کمک خواهد کرد. زنان با ترويج علوم اسلامي و کارآفريني مبتنيبر اصول ديني، ميتوانند نقشي کليدي در پيشرفت تمدن اسلامي داشته باشند. بنابراين، آيندهي تمدن اسلامي با توجه به نقشآفريني مؤثر زنان، به سمت پيشرفت و تعالي بيشتر سوق خواهد يافت.
نقش زنان در تمدنسازي اسلامي، با تکيه بر ويژگيهايي همچون فداکاري، تعهد و مشارکت فعال، امري بنيادين است. حضور بانوان در عرصههاي مختلف، از مديريت خانواده گرفته تا مشارکت در عرصههاي علمي، فرهنگي و اجتماعي، نشاندهندهي توانمندي و اثرگذاري آنان در شکلگيري تمدني بر اساس ارزشهاي اسلامي است. در اين مسير، الگوهايي همچون حضرت فاطمه الزهراء(س) به عنوان نمونهاي کامل از زنان متعهد و توانمند شناخته ميشوند که الهامبخش نسلهاي آينده هستند.
زنان مسلمان با الهام از تعاليم و سيرهي اهلبيت(ع)، به عنوان پايههاي استوار تمدن اسلامي، همواره در ساختار جامعه تأثيرگذار بودهاند. آنان در تلاشند تا با نگاهي عميق به تاريخ و ميراث فرهنگي اسلامي، در جهت تحقق آرمانهاي ديني و اخلاقي گام بردارند. اين روند ادامه دارد و با مشارکت روزافزون زنان در عرصههاي مختلف، تمدن اسلامي با قدرت بيشتري به پيش خواهد اورد.
«جهاد تبيين»؛ مقدمهاي براي اصلاح، تحول و مطالبه
«در اين جهادي که وجود دارد، در اين جنگ بياماني که وجود دارد بين اسلام و کفر، بين حق و باطل، بين روايت دروغ و حقيقت -اين جنگي است بين اينها- ما در کجاي اين جبهه قرار داريم و حضور داريم؟» ????/??/?? «جهاد تبيين» موضوعي است که ماههاي اخير در بيانات حضرت آيتالله خامنهاي بارها مورد تأکيد و اشاره قرار گرفته است و رهبر انقلاب اسلامي ابعاد مختلف آن را توصيف کردهاند. ««جهاد تبيين» يک فريضه است. «جهاد تبيين» يک فريضهي قطعي و يک فريضهي فوري است و هر کسي که ميتواند[بايد اقدام کند].» ????/??/?? خطابي عمومي که همه افراد جامعه در جنگ رسانهاي دشمن عليه حقايق انقلاب اسلامي مردم ايران، مخاطب آن هستند و ميتوانند ايفاي نقش کنند؛ اگرچه مسئولين در اين زمينه وظايف سنگينتري بر دوش دارند.
نخستين مرتبه نيست که رهبر انقلاب، مفهوم و اصطلاح «جهاد تبيين» را مطرح کردند. ايشان در طي سالهاي قبل بارها اين تعبير را بهکار بردند؛ ضمن اينکه واژه تبيين هم بارها در بيانات ايشان و در مباحث متفکران انقلاب اسلامي مطرح شده است. تبيين بهمعناي روشنگري و بيان حقيقت و واقعيت است. در حقيقت آنچه در تبيين مدنظر است، زدودن غبار بدفهمي، تحريف و کجفهمي از مفاهيم و معارف انقلاب اسلامي و همچنين فهميدن تحليلهاي نادرست، غلط و مغرضانه از رويدادها و پيشگيري از تحريف و دريافت نادرست است؛ بنابراين، تبيين در جهت روشنگري است، بدون جهتگيري خاصي که بخواهيم مطلبي را توجيه کنيم يا امر نادرستي را درست جلوه دهيم.
اگر بخواهيم تبيين را در معارف اسلامي ريشهيابي کنيم، مشاهده ميکنيم که اصولاً پيامبران براي تبيين آمدهاند؛ تبيين حقايق عالم، تبيين وجود خود انسان، تبيين ظرفيتهاي انسان، تبيين راهي که بايد برود. به همين جهت، يکي از نامهاي قرآن کريم بيان است: «هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاس»؛ قرآن تبيينکنندهاي براي مردم است. رهبر انقلاب از موضع اسلامشناس معتقد به معارف انقلاب و اسلام و معارف اسلامي ميخواهد خط تبيينگري پيامبران و امامان را ادامه دهد.
انقلاب اسلامي هم نتيجه تبيين گسترده و عميق بود که در جامعه شکل گرفت. حضرت امام رحمةاللهعليه حقايق کشور و اسلام را تبيين کرد و واقعياتي را که در رژيم پهلوي اتفاق ميافتاد و آنها مخفي ميکردند، مورد روشنگري قرار داد؛ بنابراين، تبيين مبناي تفکر انقلاب اسلامي و امتداد آن است؛ يعني اگر بخواهيم جامعه در مسير پيشرفت و تعالي حرکت کند، اين حرکت بدون حضور مردم ممکن نيست. اگر بخواهيم مردم و جوانان با انقلاب باشند، بايد اين تبيين را بهگونهاي فراگير، مستند و مستدل انجام دهيم. اينکه بعضيها تعريف تبيين را تحريف کردند و بهمعناي پوشاندن حقايق يا توجيه اشتباهات بهکار بردهاند، برداشت کاملاً نادرستي است و بايد اين برداشت را اصلاح کرد. نکته مهم ديگر اينکه بايد اين مفهوم را در کنار ساير مفاهيمي که رهبر انقلاب بر روي آن تأکيد دارند، تعريف کنيم.
رهبر معظم انقلاب بر روي مفاهيمي مانند تحول، کار فرهنگي و گفتمانسازي، نقد منصفانه و مطالبهگري تأکيد دارند. اگر تبيين را در کنار اين مفاهيم قرار دهيم، مشخص ميشود که معناي عميق آن چيست. در اين صورت، تبيين مقدمهاي خواهد بود براي اصلاح، تحول و مطالبه درست. از سوي ديگر، تبيين يکي از راهکارهاي جذب حداکثري در برابر طرد و راندن کساني است که احياناً برداشت صحيحي از حقايق انقلاب و جامعه ندارند و بر اثر تبليغات و القائات ديگران، دچار تحليل غلط از واقعيات ميشوند. به هر حال، عدهاي هستند که اگر کساني با آنها همنظر نباشند، آنها را طرد ميکنند؛ حتي ممکن است کساني به نام انقلابيگري، عدهاي را طرد کنند يا بعضاً برخورد تهديدآميز داشته باشند و چنين افرادي را ضدانقلابي تلقي کنند! تبيين در مقابل اين تلقيها قرار دارد. تبيين به اين معناست که در برابر افرادي که دريافت درستي از انقلاب، مفاهيم انقلاب، پيشرفتها و پسرفتهاي آن ندارند، روشنگري انجام گيرد و بهعنوان يک راهبرد براي انقلاب، نظام، جامعه و يک کار مستمر تلقي شود.
جهد بهمعناي تلاش و کوشش جدي است. منتها جهادي که در اسلام مطرح است، تلاش و کوشش جدي در برابر دشمن است. نمونه برجسته آن جهاد نظامي و جهاد در ميدان رزم است. البته در عرصههاي اقتصادي، فرهنگي، تربيتي و ... نيز بهکار ميرود؛ چون بعضي از عرصهها و ابعادي که نياز به تبيين دارد، به تلاش جدي و مايه گذاشتن هم نياز دارد. در اين صورت تبيين به جهاد تبديل ميشود؛ جهادي که وظيفه همه بهخصوص علما، اساتيد، نخبگان و رسانههاست. زماني که ابهام و ترديدي در برخي اذهان ايجاد ميشود و شرايط، شرايط فتنهانگيزي و تحريف توسط دشمنان است، اگر کسي بخواهد سخني بگويد و حقيقتي را تبيين کند، بايد متحمل هزينه معنوي و حيثيتي شود و شجاعت و صراحت در اعلان مواضع براي او هزينهبر است. اينجا جهاد لازم است. اگر بعضي افراد موجه در قضاياي فتنه ?? به ميدان ميآمدند و واقعاً آنچه واقعيت داشت بيان ميکردند، خسارات جامعه کاهش پيدا ميکرد. تنزهطلبي و محافظهکاري و ملاحظهکاري مانع «جهاد تبيين» است. گاهي سخن حق در جامعه در برابر يک جريان نادرست نياز به جهاد جدي و نوعي ازخودگذشتگي دارد. اين شرايط «جهاد تبيين» را توجيه ميکند. گاهي تصورات نادرست باعث ميشود کسي فکر کند اگر در اين مقطع حرفي بزند که حرف حقي هم هست و خودش هم به آن اعتقاد دارد، ولي ممکن است طرفدارانش ريزش کنند يا او را به تحجرگرايي متهم کنند، در اينجا بايد با شجاعت، منطق و استدلال وارد شد. «جهاد تبيين» در مقابله با محافظهکاري است؛ چون اساساً جهاد حرکتي انقلابي است بر ضد محافظهکاري، نه اينکه «جهاد تبيين» ما را بهسوي محافظهکاري سوق دهد که اشکالات را نبينيم! «جهاد تبيين» هرگز مغايرتي با نقد وضعيت ندارد و نهتنها نميخواهد همه روشها، اقدامات و برنامهها را تلقي به قبول کند، بلکه معايب را هم ميبيند؛ بنابراين، اين برداشتهاي غلط از مفهوم «جهاد تبيين» را بايد اصلاح کنيم.
نکته مهم ديگر اين است که ما به تبيين اثربخش نياز داريم؛ همانگونه که در جهاد نظامي کسي که ميخواهد جهاد کند بايد محاسبهگرانه و با برنامه وارد شود، تبيين هم همينطور است. حرکت آتشبهاختيار به اين معنا نيست که حرکت ناپخته، خام و بدون محاسبه انجام گيرد، بلکه بايد کار محاسبهشده و عقلاني باشد. عقلانيت، بستر مشترک براي همه اين مفاهيم و همه تحرکاتي است که در انقلاب اسلامي انجام ميشود؛ چون انقلاب اسلامي انقلاب عقلاني است. اگر کسي به گوشهاي از فعاليتهاي کشور، نظام و انقلاب نقد دارد، بايد بداند که انقلاب، عقلاني است و ميتوان با آن گفتوگو کرد؛ همانگونه که در آغاز بيانيه «گام دوم» تأکيدشده انقلاب اسلامي بايد بماند، اما اينکه چگونه بماند هم برايش مهم است؛ يعني انقلاب اسلامي استمرار و تقويت خود را در بستر عقلانيت، مردمسالاري، منطق و پيشرفتگرايي تعريف ميکند. به همين دليل، اثربخشي تبيين هم بسيار مهم است.
در تبيين اثربخش بايد به ظرفيت مخاطب، منطق مخاطب، باورپذيربودن تبيين، مستدلبودن (که واقعاً واقعيت و حقيقت را روشن کند) توجه کرد. البته تبيين در فضاي تعاملي و اعتمادآميز مبتني بر انديشهورزي، بسيار اثرگذارتر خواهد بود. مردميبودن تبيين، يعني تبيين رسالتي است که هرکسي در هرجايي بايد آن را انجام دهد. البته کساني که از نخبگان جامعه بهحساب ميآيند، دستگاههايي که برد بيشتري دارند در اين زمينه بسيار بيشتر از ديگران مسئولاند. در يکسري عرصهها، رسانه ملي بايد «جهاد تبيين» کند و جهادگونه وارد شود يا ساير رسانهها و مراکز پژوهشي، آموزشي و تربيتي بايد وارد شوند؛ بنابراين، بايد توجه کرد که در «جهاد تبيين» بهدنبال تبيين اثربخش باشيم.
نکته آخر هم اينکه لايه اساسي مخاطبان تبيين، نخبگان و مسئولان هستند. اتفاقاً در مواجهه با نخبگان، مسئولان، روشنفکران، عالمان ديني و کساني که در مسند هدايت مردم قرار دارند، «جهاد تبيين» ارزش مضاعف پيدا ميکند؛ زيرا مجاهدت مضاعفي لازم است تا فردي که در رأس دستگاه تبليغي يا رسانهاي است، مطلب برايش روشن شود و او بتواند براي ديگران روشنگري کند؛ بنابراين، يکي از مهمترين مخاطبان تبيين، نخبگان، مسئولان و مديران هستند.
رهبر معظم انقلاب شخصاً بزرگترين «جهاد تبيين» را انجام دادند. صدور بيانيه «گام دوم» در چهلمين سالگرد انقلاب در سال ?? جهاد بزرگ تبيين بود که ايشان انجام دادند. نکاتي که ايشان از موضع دفاع از حق و افشاي طراحيهاي پيچيده دشمنان انقلاب و اسلام مطرح ميکنند توسط رسانههاي بيگانه و کساني که تمام وقت خود را ميگذارند که اشکالي به حرف ايشان وارد کنند بلافاصله ممکن است مورد هجوم قرار گيرد، ولي ايشان ملاحظه اين موارد را نميکنند، بلکه به اداي تکليف فکر ميکنند. در «جهاد تبيين» نوعي تکليفگرايي الهي بسيار عميقي وجود دارد، همانگونه که حضرت امام رحمهاللهعليه بر روي تکليف الهي بسيار تأکيد داشتند. «جهاد تبيين» مصداق تکليفگرايي است که اميدوارونق:
ريم همه مخاطبان بتوانند در اين جهت وارد شوند.در درجه بعد قرار گرفته. قدرت نرم، تأثيرگذاري بر دلها و ذهنها و روحيهها، اين مهم است»؛ بر اساس بيانات رهبري، هدف اصلي دشمن در جنگ نرم دو مورد است، از جمله متزلزل کردن ايمان مردم که عامل اصلي حفظ انقلاب هستند، همچنين هدف دشمن، اغواي تودههاي مردم و جداسازي آنها از انقلاب اسلامي است.
برنامه دشمن فشار اقتصادي و لجن پراکني فکري است، در نتيجه قدرت نرم دشمن شبهه پراکني است و افکار مردم را مديريت ميکند.
هدف دشمن نااميدي و جدايي مردم از نظام است/ راهبرد ما در جهاد تبيين بايد اميدافزايي و اميدآفريني باشد
در اغتشاشات اخير، سلبريتيها ميدان دار بودند، آماج توطئههاي دشمن در جنگ نرم، خواص هستند که به فرموده رهبر انقلاب، «نيروهايي که با زبانشان، با قلمشان، با رفتارشان، با امضايشان، بر روي مسير يک ملت اثر ميگذارند».
اينکه هدف دشمن نااميدي و جدايي مردم از نظام است و روش دشمن شبهه افکني و لجن پراکني است، گفت: ما ميتوانيم به وسيله جهاد تبيين با دشمن مقابله کنيم و راهبرد ما در جهاد تبيين بايد اميدافزايي و اميدآفريني باشد.
ابزار رسانه دست دشمن است/ نقطه تمرکز دشمن را شناسايي کنيم
اشاره به اينکه در جهاد تبيين دو بعد سخت افزار و نرم افزار وجود دارد، با بيان مثالهايي به بخشهاي سخت افزاري و نرم افزاري جهاد تبيين اشاره کرد و در ادامه افزود: ابزار رسانه دست دشمن است و از اين ابزار نهايت استفاده را ميکند.
فعاليتهاي دشمن در عرصه ابزارهاي سخت افزاري و نرم افزاري، امسال ?? ميليون نفر در اربعين حسيني شرکت کردند، اما همان زمان دختري در تهران بر اثر سانحه اي از دنيا ميرود و ابزار سخت افزاري دشمن، خبر فوت اين دختر را به صورت بسيار گسترده تر از حضور ?? ميليوني زائران حسيني پوشش ميدهد، زيرا دشمن به وسيله ابزارهاي سخت افزاري و نرم افزاري اجازه ترويج و مديريت محتواهاي ما را نميدهد.
وقتي سخت افزار را شناختيد بايد در نرم افزار جهاد تبيين به توليد محتوا بپردازيد؛ ما در بخش نرم افزار بايد روشها، تکنيکها و ابزارهاي توليد محتوا را بشناسيم و در توليد محتوا بايد تقويت شويم، به طوريکه محتوا بايد جريان ساز باشد و اصول توليد محتواهاي جريان ساز را بايد بدانيم.
در جهاد تبيين بايد دقت کنيم هرجا که دشمن لجن پپراکني ميکند نقطه تمرکز دشمن را شناسايي کنيم. دشمن در چند حوزه لجن پراکني ميکند، از جمله تضعيف باور مردم، يعني هدف دشمن در مفاهيم عالي اسلامي و مباني و اصول انقلاب، تئوريزه کردن و سکولار کردن مفاهيم اسلامي و اصول انقلاب است؛ همچنين هدف دشمن در آرمانها و اهداف انقلاب اسلامي، هويت زدايي است. اينکه جوان براي باخت تيم ملي خوشحالي ميکند، يعني دارد هويت زدايي صورت ميگيرد.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه