«خانواده علوي»؛ مدلي ساختاريافته براي تبديل بحران‌ها به فرصت‌هاي رشد اجتماعي

تاب‌آوري اجتماعي مفهومي انتزاعي به نظر مي‌رسد، اما مي‌توان آن را در قالب يک الگوي خانوادگي عيني و قابل فهم بازتعريف کرد. «خانواده علوي» به عنوان يک مدل ذهني و ساختاريافته، نشان مي‌دهد چگونه يک خانواده ايراني مي‌تواند در مواجهه با فشارهاي اقتصادي، تعارضات درون‌خانوادگي و شوک‌هاي اجتماعي، نه‌تنها فرو نپاشد بلکه قوي‌تر از قبل بازسازي شود.
«خانواده علوي»؛ مدلي ساختاريافته براي تبديل بحران‌ها به فرصت‌هاي رشد اجتماعي
1404/10/15 - 09:30
تاریخ و ساعت خبر:
151661
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - در شرايطي که خانواده ايراني با فشارهاي اقتصادي، تغييرات اجتماعي و چالش‌هاي دروني متعددي روبه‌روست، مفهوم «تاب‌آوري» بيش از هر زمان ديگري به يک ضرورت اجتماعي تبديل شده است. در اين ميان، طرح «خانواده علوي» به عنوان يک الگوي ذهني و ساختاريافته، تلاش مي‌کند نشان دهد چگونه مي‌توان تاب‌آوري را از يک مفهوم نظري به مهارتي قابل تمرين در زندگي روزمره خانواده تبديل کرد. بر همين اساس، گفت‌وگويي داشته‌ايم با حجت‌الاسلام والمسلمين حاج مهدي هاشمزاده سلاله، مشاور مذهبي، حافظ قرآن کريم و فعال فرهنگي شهرستان گرمي، تا ديدگاه‌هاي او را درباره کارکردهاي اين الگو و نسبت آن با تاب‌آوري اجتماعي جويا شويم.
درباره تاب اوري اجتماعي توضيح دهيد.
ببينيد بدون مقدمه مي روم سراصل مطلب استفاده از خانواده علوي به عنوان يک الگوي فرضي اما ساختاريافته در اين گفتگو، به ما کمک کرد تا مفاهيم انتزاعي تاب‌آوري را به مراحل عملياتي و قابل درک تبديل کنيم.
در واقع، خانواده علوي يک مدل ذهنيست که بر اساس بهترين شيوه‌هاي روانشناسي خانواده و مطالعات تاب‌آوري طراحي شده است تا نشان دهد چگونه يک خانواده مي‌تواند در برابر شوک‌هاي زندگي مقاومت کند و حتي قوي‌تر شود.
وي گفت: خانواده علوي نماينده? سيستمي است که تاب‌آوري را يک وضعيت ثابت نمي‌بيند، بلکه يک مهارت پويا مي‌داند که بايد دائماً تمرين و به‌روز شود.
وي افزود: اين خانواده بر چهار رکن اصلي استوار است: ?- معنابخشي مشترک : اين خانواده شکست‌ها يا سختي‌ها را نه به عنوان پايان راه، بلکه به عنوان بخش اجتناب‌ناپذير داستان مشترک خود مي‌بيند. ويژگي کليدي: آنها به جاي پرسش چرا ما؟مي‌پرسند اين درد به ما چه مي‌آموزد؟ اين کار باعث مي‌شود که هر بحراني، فرصتي براي عميق‌تر کردن پيوندهاي خانوادگي و تأييد ارزش‌هاي اصلي‌شان باشد.
?- فرآيند ساختاريافته براي تعارض : آن‌ها تعارضات داخلي را نه يک تهديد بلکه يک منبع داده مي‌دانند. ويژگي کليدي: تعارض بين محافظه‌کاري پدر و ريسک‌پذيري فرزند به جاي منجر شدن به شکاف، به خلق يک فرآيند تصميم‌گيري سه‌لايه منجر شد (تأمين نظر هر دو طرف + برنامه خروج). اين يعني آن‌ها آموخته‌اند که تضادها ابزاري براي بهبود کيفيت تصميم‌گيري هستند.
?- باورهاي حمايتي قدرتمند باورهاي اصلي آن‌ها بر اين اصل استوار است که ما با هم در اين شرايط هستيم، هر اتفاقي بيفتد. ويژگي کليدي: اين باور، يک شبکه? ايمني رواني ايجاد مي‌کند. اگر يکي از اعضا دچار نوسان شود، ساير اعضا به سرعت او را با تکيه بر اين باور مرکزي، دوباره در شبکه? حمايت جمعي قرار مي‌دهند (همان چيزي که در سؤال شما در مورد برگرداندن اعضاي منزوي مطرح شد).
?- هم‌افزايي در مسئوليت‌ها : موفقيت‌هاي فردي به عنوان منابعي براي کل خانواده ديده مي‌شوند، نه بار اضافي براي خانواده.
آقاي هاشم‌زاده ويژگي کليدي در تاب آوري به چه چيزي اشاره دارد گفت: مرزهاي روشني بين زمان کار/موفقيت فردي و زمان بازيابي/حضور خانوادگي قائل هستند. موفقيت فردي بايد در خدمت تقويت انسجام باشد و نه تضعيف آن. اين تقسيم وظايف موقت و جشن گرفتن مشترک دستاوردها، حس شايستگي جمعي را تقويت مي‌کند. خانواده علوي يک الگوي تاب‌آوري اجتماعي است زيرا نشان مي‌دهد که يک خانواده مي‌تواند همزمان: دروناً منسجم باشد (از طريق مديريت تعارض و معنابخشي).در برابر محيط بيروني مقاوم و سازگار باشد (از طريق فرآيندهاي تصميم‌گيري ساختاريافته). اين مدل، براي خانواده‌هاي ايراني که اغلب فشار زيادي براي موفقيت بيروني و حفظ ساختار سنتي دارند، راهکاري ارائه مي‌دهد تا بتوانند انعطاف‌پذيري را بدون قرباني کردن انسجام به دست آورند.
هاشم زاده در ادامه بيان کرد: در نگاه شما، مفهوم «تاب‌آوري» براي خانواده‌اي که به عنوان الگو معرفي شده، دقيقاً به چه معناست؟ آيا تاب‌آوري يعني هرگز شکست نخوردن يا توانايي بازگشت قوي‌تر است؟ اين سؤال شما مستقيماً به تعريف بنيادين تاب‌آوري در مدل خانواده علوي اشاره دارد.
در نگاه اين خانواده الگو، تاب‌آوري به هيچ وجه به معناي هرگز شکست نخوردن نيست.اگر خانواده‌اي هرگز شکست نخورد، در واقع هيچ‌گاه ظرفيت واقعي خود را نيازموده و ريسک‌هاي لازم براي رشد را تجربه نکرده است.
وي افزود: خانواده علوي اين حالت را ثبات ايستا مي‌نامد که در برابر شوک‌هاي بزرگ، شکننده است. تاب‌آوري ابتدا يعني توانايي خم شدن بدون شکستن در برابر فشار اوليه. اين يعني وقتي يک تهديد يا شوک وارد مي‌شود، سيستم خانواده (روابط نقش‌ها، بودجه) به سرعت خود را با شرايط جديد تنظيم مي‌کند، بدون اينکه ساختار اصلي‌اش از هم بپاشد.
مثال: اگر يک نفر از اعضاي خانواده بيمار شود، بقيه فوراً نقش‌ها را بين خود تقسيم مي‌کنند تا عملکرد حياتي خانواده متوقف نشوداين مهم‌ترين و متمايزترين بخش تاب‌آوري در الگوي علوي است. تاب‌آوري يعني بازگشت قوي‌تر. خانواده پس از عبور از بحران، نه تنها به حالت قبل بازمي‌گردد، بلکه سيستم‌هاي جديدي براي مواجهه بهتر با چالش‌هاي آينده ايجاد مي‌کند.
اينجاست که تعارض حل‌نشده? قبلي تبديل به فرآيند تصميم‌گيري ساختاريافته شد. شکست‌ها به عنوان داده‌هاي ارزشمند براي ارتقاي عملکرد سيستم تلقي مي‌شوند.
وي ادامه داد: در خانواده علوي تاب‌آوري يعني داشتن يک برنامه? خروج و بازيابي داخلي که در دل بحران، به يک برنامه? ارتقاء و رشد تبديل مي‌شود.
اين خانواده شکست مي‌خورد، اما هرگز از شکست درسي نمي‌آموزد که در آينده تکرار شود؛ بلکه درس مي‌گيرد تا در دفعات بعدي، هم سريع‌تر بازيابي شود و هم فرآيند شکست بعدي را به فرصتي براي بهتر شدن تبديل کند.
حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمزاده در مقاطع سخت زندگي اشاره غيرمستقيم به چالش‌هاي اجتماعي اقتصادي يا فردي خانواده شما چگونه اين سختي‌ها را تفسير کرد؟ چه نوع معنايي به آن داديد تا بتوانيد ادامه دهيد؟گفت : اگر فرض کنيم خانواده علوي با چالش‌هايي مانند رکود اقتصادي، تغييرات ناگهاني در بازار کار يا بيماري يکي از اعضا روبرو شده باشند، تفسير آن‌ها اين گونه بوده است:
?. تفسير بحران اقتصادي: کوره? صيقل‌دهنده چالش غيرمستقيم: کاهش ناگهاني درآمد يا از دست دادن يک منبع مالي اصلي (اشاره به سختي‌هاي اقتصادي). تفسير و معناي داده شده: اين اتفاق، يک تراشيدن اضافي نيست؛ بلکه يک “کوره? صيقل‌دهنده” است. معنا: سختي اقتصادي موقتي، فرصتي است براي آزمايش ظرفيت واقعي ما در مورد ارزش‌هايمان. آيا ما واقعاً به داشته‌هاي مادي وابسته بوديم، يا به توانايي خود در خلق ارزش!اين تفسير باعث شد به جاي تمرکز بر از دست دادن ير اقتصاد دروني و کاهش وابستگي به منابع بيروني تمرکز کنند. آن‌ها به خود يادآوري کردند که مهارت‌هاي ما و اتحادمان، دارايي اصلي ماست نه موجودي حساب بانکي.
اين نگاه آن‌ها را به سمت نوآوري در کار و ساده‌سازي سبک زندگي سوق داد.زندگي، به ما يادآوري مي‌کند که خطوط دفاعي بيروني (شغل، دارايي، موفقيت اجتماعي) شکننده هستند، اما شبکه? عاطفي خانواده، تنها سازه? واقعي باقي‌مانده است. اين چالش به ما فرصت مي‌دهد تا عشق و مراقبت را به جاي سخنان زيبا در اقدامات روزمره نشان دهيم.
وي به نتيجه کلي اشاره کرد و گفت: نتيجع کلي اين است که باعث شد تا تمام برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت و اهداف بيروني براي مدتي در اولويت دوم قرار گيرند. اين يک توقف اجباري اما معنادار بود که انرژي خانواده را به سمت ترميم و تقويت ظرفيت‌هاي دروني هدايت کرد. اين تجربه، ارزش حضور را بالاتر از ارزش توليد قرار داد.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
خانواده علوي، تاب‌آوري اجتماعي، تاب‌آوري خانوادگي، الگوي خانواده، معنابخشي مشترک، مديريت تعارض، باورهاي حمايتي، هم‌افزايي مسئوليت‌ها، انسجام خانوادگي، مشاوره مذهبي، خانواده ايراني
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر: