کارشناس فرهنگي دانشگاه بيرجند:
رمز موفقيت سردار دلها تلفيق خدمتگزاري در کنار تقيد اعتقادي بود
کارشناس فرهنگي دانشگاه بيرجند رمز موفقيت سردار سليماني و نفوذ او در قلبها را تلفيق خدمتگزاري در کنار تقيد ديني و اعتقادي دانست.
1404/10/13 - 10:00
تاریخ و ساعت خبر:
151618
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - استان خراسان جنوبي، دي ماه سالگرد شهادت سرداري را فرياد ميزند که نامش با اخلاص، شجاعت و مجاهدت در راه حق گره خورده است؛ مردي که فراتر از يک فرمانده نظامي، نماد غيرت، عقلانيت و ايستادگي در برابر ظلم بود.
شهيد سپهبد حاج قاسم سليماني با نگاهي سرشار از ايمان و قلبي آکنده از عشق به مردم، مسير عزت و امنيت را براي ملت ايران و آزادگان جهان هموار کرد و ردّ قدمهايش هنوز بر جغرافياي مقاومت ديده ميشود.
ياد و خاطره او نهتنها يادآور رشادتهاي ميدان نبرد، بلکه تجلي مکتبي از انسانيت، وفاداري و مسئوليتپذيري است.
در سالگرد عروج ملکوتي اين شهيد والامقام، دلها بار ديگر به سوي آرمانهايي بازميگردد که او برايشان زيست و جان داد؛ آرمانهايي که امروز همچون چراغي روشن، راه آينده را براي نسلها نشان ميدهد.
محمد چهکندي يکي از راويان سيره شهداست که مدتي مدافع حرم بوده است و اکنون به عنوان کارشناس فرهنگي دانشگاه بيرجند با خبرنگار ما در رابطه با نقش ايمان و اعتقادات مذهبي در استقامت و تصميمسازي شهيد سردار سليماني به گفتگو نشسته که در شرح زير ميخوانيد؛
*شهيد سليماني در سخنانش بارها به «عشق به خدا و اهلبيت(ع)» و «انتظار فرج» به عنوان محرک اصلي خود اشاره ميکرد؛ به نظر شما چگونه اين باورهاي عميق مذهبي، هويت فرماندهي و مأموريتجويي او را شکل داد؟
وي اظهار داشت: شهيد سليماني با توجه به تجربه درک عنايت ائمه (ع) در زندگي، به ويژه در سالهاي دفاع مقدس بر اين باور بود که رابطه قلبي با خدا و اهل بيت(ع) ميتواند همواره بحرانها را تبديل به بهترين فرصتها کند و عامل پيروزي در مسير جهاد باشد.
نگاه ايشان به جايگاه اهل بيت(ع) و مسئوليتي که داشت در راستاي زمينه سازي ظهور، خودش را موظف به نقش آفريني در اين راستا ميدانست و فراتر از فضاي شغلي و مسئوليت سازماني، به دنبال نقش آفريني در حراست از حريم اهل بيت(ع) و زمينه سازي ظهور بود.
*در طول سالهاي مبارزه با داعش و فشارهاي سياسي-نظامي سنگين، شهيد سليماني چگونه از منابع معنوي خود (مانند نماز، دعا، زيارت عاشورا و...) براي حفظ آرامش و تداوم رهبري بهره ميبرد؟
اين کارشناس فرهنگي در دانشگاه بيرجند در اين باره اين چنين گفت: موقعيتهاي سخت و دشواري در ميانه جنگ با داعش تجربه شد، علاوه بر حساسيتها و دشواريهاي جنگ،در بازهاي از زمان شهيد سليماني نگران حق و حقوق خانواده رزمندگان و تامين معيشت ايشان هم بود.
اما در اين شرايط آن ارتباط قلبي و عميق با خداوند ميتوانست باعث تداوم انگيزه و حرکت در مسير فرماندهي و رهبري مبارزه با دشمن استفاده ميکرد.
آن معنويت بود که ميتوانست توان را حفظ کند، به قدمها برکت دهد و روحيه خستگي ناپذيري را بسازد.
*شهيد سليماني نه فقط يک فرمانده، که يک «پدر معنوي» براي نيروها توصيف ميشود. چگونه او از آيينهاي مذهبي (مثل عزاداري محرم، دعاي کميل و...) براي ايجاد انسجام و روحيه در بين رزمندگان استفاده ميکرد؟
آيا ميتوان گفت که قدرت نفوذ کلام او در سخنرانيهايش، بيشتر از محتواي ديني و عاطفه مذهبي آن نشأت ميگرفت؟
وي بيان داشت: شهيد سليماني به شدت به منطق درست اعتقاد داشت؛ به عنوان مثال در جمع يکي از گردانهاي اعزامي به سوريه، لحظه باز شدن درب هواپيما براي سخنراني حاضر شد، از وسط جمع يک رزمنده بلند شد و با شور فراوان گفت سردار ما آمدهايم به عشق شهادت! سردار فرمود: اگر براي شهادت آمديد همه برگرديد، ما آمديم براي پيروزي، اگر در مسير مبارزه و پيروزي در نبرد به شهادت هم رسيديم پيروزي است؛ اين نشان از منطق درست و ديني ايشان است و در قدم بعد معنويت ايشان بود که نفس و کلام ايشان را نافذ ميکرد.
سردار سليماني چه در زندگي شخصي و چه در زندگي سازماني توجه به آيينهاي مذهبي از جمله ايام فاطميه را قطعا در روحيه بخشي به رزمندگان و برکت بخشيدن به مجاهدتها مؤثر ميدانست و چنين هم بود.
* به نظر شما، ترکيب «سادهزيستي»، «قدرت نظامي» و «نفوذ معنوي» در شخصيت سليماني، چه پيامي براي فرماندهان امروزي در جهان اسلام دارد؟
به بياني ديگر او چگونه ميان تعصب مذهبي و تعامل با گروههاي مختلف قومي-مذهبي در عراق و سوريه تعادل برقرار ميکرد؟ آيا اين رفتار ريشه در آموزههاي اسلامي داشت؟
چهکندي تصريح کرد: شهيد سليماني با تمام محبوبيت و هيبتي که داشت، اصل ساده زيستي را همواره رعايت ميکرد، نوع مسئوليت ايشان اقتضا ميکرد حتي مدت زمان قابل توجهي در کنار خانواده هم نباشد. فرماندهان نظامي و مسئولان دستگاههاي مختلفي که عهدهدار فرماندهي عرصههاي مختلف کشور هستند بايد از اين مجاهدتهاي شبانه روزي و روحيه خدمتگزاري شهيد الگوبرداري کنند.
سرتاسر زندگي شهيد سليماني بر اساس خدمتگزاري تنظيم شده بود. از خدمت در جنوب شرق کشور، تا حل گره اشرار و مسلحين کرمان، فرماندهي در دفاع مقدس و فعاليتهاي گسترده نيروي قدس در کشورهاي مختلف، خدمتگزاري در سيلها و زلزلهها در مناطق مختلف کشور و تا نابودي حکومت داعش در منطقه... همانطور که مقام معظم رهبري هنگام اعطاي نشان عالي ذوالفقار به ايشان فرمود [شما با نابودي داعش خدمتي بزرگ به بشريت کرديد].
رفاقت شهيد با گروهها و احزاب مختلف يکي از الزامات موفقيت در مسئوليت ايشان بوده و رفتار و مبارزه ايشان مصداق عيني "اشداء علي الکفار و رحماء بينهم" بود. از دشمن مشترک مسلمانان، براي ايجاد الفت بين مذاهب و حتي اديان مختلف استفاده ميکرد.
* به نظر شما، چه عنصري در ايمان شهيد باعث شد که نه فقط يک فرمانده نظامي، که يک «نماد مقاومت فراملي» براي بسياري از ملتها شود؟
او روحيه خدمتگزاري سردار شهيد در هر شرايطي را بهترين درس زندگي ايشان عنوان کرد و گفت:
همانطور که پيامبر مکرم اسلام فرمود: احب الناس الي الله، انفع الناس للناس.
خدمت خالصانه به خلق در کنار تقيد ديني و اعتقادي ميتواند انسان را آن چنان عزيز کند که ابرقدرتهاي جهان هم توان مقابله با اين عزت را نداشته باشند.
خداوند نيز فرموده: تعز من تشا و تذل من تشا
و قطعا کسي که با خدمت محبوبترين مردم نزد خداوند باشد از جمله عزيز کردههاي خدا خواهد بود.
*اگر امروز شهيد سليماني را الگويي براي تلفيق «ايمان» و «تدبير نظامي» بدانيم، چه شاخصهاي از ايمان او را ميتوان به عنوان مؤثرترين عامل در استقامت و تصميمسازيهايش معرفي کرد؟
وي خاطرنشان کرد: حضرت اميرالمومنين علي(ع) فرمود: کسي که ميان خود و خدا را اصلاح کند خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد کرد، و کسي که امر آخرتش را اصلاح کند خداوند امر دنيايش را اصلاح مي کند و کسي که در درون وجودش واعظي داشته باشد خداوند حافظي براي او قرار خواهد داد.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه