سه زن در مريوان با الهام از خلاقيت، همبستگي خانوادگي و ريشههاي فرهنگي، مسير توانمندسازي زنان و احياي هنرهاي سنتي را پيش گرفتهاند و نشان ميدهند که سرمايهگذاري در زنان، سرمايهگذاري در اقتصاد، فرهنگ و جامعه است.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - در قلب کوهستانهاي سربهفلککشيده مريوان، جايي ميان مه، درياچه زريبار و خيابانهايي که روزي روايتگر رنج و فقر بودند، زناني زندگي ميکنند که با دستان خسته اما دلهايي بزرگ، راهي تازه در مسير توسعه و توليد گشودهاند. اين گزارش، روايت سه زن است؛ زناني که هر يک در جبههاي متفاوت از زندگي ايستادهاند و با تلاشهاي عاشقانه خود، هم چهره شهر را دگرگون کردهاند و هم درهاي اشتغال را به روي زنان ديگر گشودهاند.
مريوان امروز، مديون همين زنان است؛ زناني که نهتنها کارآفرين، بلکه اميدآفريناند.
عاليه حسنزاده؛ زني که زندگي را به خيابانهاي مريوان بازگرداند
در ميان روايتهاي تاثيرگذار شهر، داستان عاليه حسنزاده شکوه ديگري دارد؛ زني که ?? سال از عمر خود را به بهزيستي و واکاوي دردهاي پنهان جامعه سپرده است. او نه کارمند ساده، بلکه ناجي متکديان خياباني مريوان است؛ فرشتهاي که از سال ???? با عزم و ارادهاي کمنظير، سايه تکديگري را از چهره شهر زدود.
وقتي خيابانهاي مريوان پر از زنان و مرداني بود که به دليل فقر و آسيبهاي اجتماعي به تکديگري روي آورده بودند، عاليه با دلي پر از دلسوزي وارد ميدان شد. او شبهايي را روايت ميکند که ساعت سه بامداد به دنبال خبر يک متکدي جديد، بيدرنگ به آن نقطه ميرفت. او توجه داشت که پشت هر دست درازشده، داستاني هست؛ پشت هر نگاه درمانده، زندگياي از ريخت افتاده بود.
عاليه و تيم کوچک اما پرتلاشش، در ? سال ??? متکدي را شناسايي، ثبت، ساماندهي و براي بازگشت به زندگي آماده کردند.
اين کار فقط يک اقدام اجتماعي نبود؛ يک سرمايهگذاري انساني بود که نتيجهاش بازگشت امنيت، زيبايي و کرامت به شهر بود.
او روايت ميکند:«مريوان شهر گردشگريست. نميتوانستم بيتفاوت باشم. اگر ميخواستم شهرم زيبا باشد، بايد دردي از دل مردمش دوا ميشد.»
در کار او، انسانيت مهمترين سرمايه است؛ سرمايهاي بيقيمت که نه در کارخانه توليد ميشود و نه در بازاري خريداري. عاليه با گوش دادن به رنج مردم، با گرفتن تعهد کتبي، کمکهاي آموزشي و مشاورهاي، و حتي معرفي افراد به فرصتهاي شغلي، مسير را براي رهايي آنان از چرخه فقر هموار ساخت.
امروز مريوان شهر بدون متکدي شناخته ميشود و اين مهم، تنها با تلاش يک زن ممکن شد؛ زني که ثابت کرد کارآفريني فقط در کارخانهها و واحدهاي توليدي نيست؛ کارآفريني يعني ايجاد فرصت دوباره براي زيستن.
مريم بافکار؛ بانويي که چرخهاي صنعت پوشاک را در مريوان به حرکت درآورد اگر عاليه حسنزاده ناجي روحهاي خسته بود، مريم بافکار بنيانگذار اميدي نو در حوزه توليد پوشاک است.
مريم، مديرعامل شرکت تعاوني بانوان روژدا زريبار، زني است که با جسارت و خلاقيت، صنعت پوشاک در مريوان را متحول کرد.
او با تکيه بر تخصص مديريت بازرگاني و همکاري همسر و دوستان متخصص خود، وارد حوزه توليد پوشاک شد؛ نه بهعنوان يک تجارت صرف، بلکه بهعنوان يک پروژه توانمندسازي زنان. امروز نتيجه اين تلاشها، ايجاد اشتغال براي ?? بانوي مريواني است؛ زناني که هر کدام با پشت سر گذاشتن موانع شخصي و اجتماعي، اکنون در مسير استقلال اقتصادي گام برميدارند.
مريم معتقد است: ?? درصد موفقيت يک مدير به کارکنان او بستگي دارد.»
اين جمله نه يک شعار که رويکردي واقعي در شرکت اوست؛ جايي که کار تيمي، آموزش و مهارتمحوري اساس پيشرفت است.
چالشهاي او کم نبود؛ از تأمين مواد اوليه مرغوب تا تهيه تجهيزات بهروز، ايجاد شبکه توزيع و رقابت با برندهاي بزرگ. اما مريم از دل همين دشواريها فرصتي ساخت:
فرصتي براي توليد پوشاک استاندارد، ايجاد بازار فروش در شهرهاي بزرگتر، و حتي توسعه فروش در فضاي مجازي.
او ميگويد: در سالهاي اول شکست خورديم، اما کنار نکشيديم. عاشق کارمان بوديم و عشق ما را زنده نگه داشت.
مريم نهتنها توليدکننده است، بلکه الهامبخش نسل جديد زنان کارآفرين است؛ زناني که توانايي و خلاقيت را سرمايه اصلي خود ميدانند.
بهار سعيدپور؛ احياگر هنرهاي سنتي و بانويي که فرهنگ را به توليد تبديل کرد
در گوشه ديگري از شهر، زني توانمند و مؤثر، ميراث فرهنگي کردستان را به کالايي ارزشمند تبديل کرده است.
بهار سعيدپور، هنرمند ?? ساله و کارآفرين صنايع دستي، با ساخت گردنبندها، سخمهها، ميخکها، کمربندها، صندوقچهها و آينههاي سنتي، روح هنر اصيل کردي را زنده نگه داشته است.
هفت سال پيش، او تنها با ساخت چند کلاه سنتي آغاز کرد؛ اما امروز بهار نهتنها يک هنرمند شناختهشده است، بلکه توانسته براي هفت نفر از زنان و دختران مريواني اشتغال ايجاد کند.
پشت هر اثر او قصهاي نهفته است؛ قصه پارچههايي که سالها در صندوقچه مادربزرگهاي کرد پنهان مانده بودند و اکنون در دستان بهار، تبديل به آثاري ارزشمند و ماندگار ميشوند.
بهار ميگويد:«هرقطعهاي که ميسازم، داستاني دارد؛ داستان عشق مادرم، خلاقيت خواهرم و ريشههاي فرهنگيمان.»
او در کنار تمام اينها، مادر است؛ مادري که در اوايل مسير، مسئوليتهاي خانه و کودک کوچک، او را بارها از ادامه راه بازداشت. اما حمايت خواهرش، تکيهگاه او شد.
اين نمونهاي از سرمايه اجتماعي زنان است؛ سرمايهاي که گاهي از سرمايه مالي بسيار مهمتر است.
بهار امروز يکي از احياگران مهم هنرهاي سنتي کردستان است و درخواستش از مسئولين اين است که حمايت بيشتري از او و زنان همکارش شود تا بتوانند دايره اشتغال را گستردهتر کنند.
سه زن؛ يک هدف مشترک: ساختن آيندهاي روشنتر براي زنان مريوان
هر سه زن، با مسيرهاي متفاوت، به يک نقطه مشترک رسيدهاند:
توانمندسازي زنان از طريق اشتغال و توليد.
اين سه زن، نماينده هزاران زن ايرانياند که اگر ديده شوند، اگر حمايت شوند، اگر فرصت بيابند، ميتوانند موتور محرکه اقتصاد، فرهنگ و اجتماع باشند.
زنان؛ ستونهاي نامرئي توسعه
تجربه اين سه زن نشان ميدهد که سرمايهگذاري در زنان، سرمايهگذاري در توسعه است.
وقتي زني کارآفرين ميشود:
يک خانواده از چرخه فقر خارج ميشود
چندين زن ديگر شغل مييابند
اقتصاد محلي رونق ميگيرد
فرهنگ و هنر زنده ميماند
جامعه به آرامش و زيبايي نزديک ميشود
زنان مريوان امروز ثابت کردهاند که توليد فقط کارخانه و دستگاه نيست؛
توليد يعني خلق ارزش، اميد و کرامت.
زني که چراغ ميافروزد، خاموشي را شکست ميدهد
در جهاني که هر روز چالشهاي تازهاي پيش روي جامعه قرار ميگيرد، اين زناناند که با نوري کوچک، اما پايدار، مسير را روشن ميکنند.
مريوانِ امروز، با خيابانهاي بدون متکدي، کارگاههاي فعال پوشاک و دستان هنرمند زنان صنعتگرش، نمادي است از شهري که زنانش دست در دست هم دادهاند تا آينده را بسازند.
اين گزارش، اداي ديني است به زناني که بيصدا اما عميق، تمدن ميسازند؛
زناني که اگرچه نامشان گاه در رسانهها کمتر شنيده ميشود، اما اثرشان در زندگي هزاران نفر جاري است.
و تقديم به تمام زناني که باور دارند:
«اگر زني بخواهد، شهر از نو ساخته ميشود.»
انتهاي پيام/*