آغاز کوهنوردي بانوان در جهان به قرن ?? ميلادي باز مي گردد، در حالي که در ايران نخستين فعاليت هاي ثبت شده بانوان کوهنورد به دهه 14 شمسي مربوط مي شود.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - معصومه کوشکستاني- ورود زنان به رشته کوهنوردي، هم در ايران و هم در جهان، با چالش هاي فرهنگي و اجتماعي زيادي همراه بوده اما اين مسير با اراده، جسارت و عشق به طبيعت توسط بانوان ايراني فتح شد و امروز زنان با وجود موانع تاريخي در تمامي شاخه هاي کوهنوردي حضور فعال دارند.
رشته کوهنوردي بانوان در ايران در سال 1315 آغاز شد که چند کوهنورد آلماني با شگفتي عکسي از ملوک تيموري در قله توچال را برداشته و براي انتشار در جرايد به برلين فرستادند. اين سال را مي توان سرآغاز کوهنوردي نوين براي زنان شمرد. سپس، ليدا مارکاريان، بانوي ارمني ايراني سه سال بعد توانست قله الوند را فتح کرد. ملوک تيموري، از بنيانگذاران کوهنوردي بانوان در کشورمان هم در سال ???? قله توچال را فتح کرد و توانست در جمع ده نفري مردان 10 سال بعد موفق به صعود قله دماوند شود. اين زنان نه تنها قله ها را فتح کردند، بلکه کليشه ها، تبعيض ها و محدوديت هاي تاريخي را نيز شکستند. حضورشان در کوهستان، صدايي براي ميليون ها زن ديگر شد که آرزوهاي بزرگ داشتند و دارند.
پس از سال ها افسانه حساميفرد، پزشک و کوهنورد اهل سبزوار با ترکيب دانش پزشکي و عشق به طبيعت، به يکي از چهره هاي شاخص کوهنوردي ارتفاع بالا در ايران تبديل شد و در مهر ماه سال جاري موفق به صعود قله چوآيو در تبت شد و هفتاد و پنجمين فرد در دنيا، دومين در ايران پس از عظيم قيچي ساز و نخستين بانوي ايراني است که توانست به تمامي ?? قله بالاي هشت هزار متر جهان (اورست، K2، کانگچنجونگا، لهوتسه، ماکالو، چوآيو، دهالاگيري، ماناسلو، نانگا پاربات، آناپورنا، گاشربروم، برودپيک، شيشاپانگما، گاشربروم) صعود کند و نامش وارد باشگاه جهاني «هشت هزار متري ها» شود. او در بسياري از اين صعودها بدون اکسيژن کمکي، با تيم هاي کوچک يا حتي به تنهايي صعود کرد، که نشان دهنده مهارت و جسارت بالاي اوست. افسانه نماد اراده، دانش و استقامت در کوهنوردي حرفه اي محسوب مي شود.
تلفيق دانش پزشکي با تجربه کوهنوردي، او را به چهره اي منحصر به فرد در ورزش هاي ارتفاع بالا تبديل کرده و نه تنها يک کوهنورد حرفه اي، بلکه يک الگوي الهام بخش براي زنان ايراني است. او در مصاحبه ها و پيام هايش بارها بر اهميت، ايمان به توانايي هاي زنان، پشتکار و عشق به طبيعت تاکيد کرده است. او يک معلم زندگي است. کسي که نشان داد با علم، ورزش، و آرمان خواهي مي تواند راهي به سوي قلههاي انساني باز کند.
حسامي پس از عبور از گردنه هاي پر پيچ و خم، گذر از گردنه هاي صعب العبور توام با باد و بوران، زماني که به قله رسيد و پس از فتح آن پيامي ارسال نمود: "ملت عزيز ايران. امروز در بلندترين نقطه اي [هستم] که جسمم مي تواند برسد، اما قلبم قطعا در جايگاهي بلندتر در ميانه عشق به مردمم به ايران قرار گرفته، اينجا چهاردهمين قله هشت هزاري من است؛ جايي که روياي دورم به واقعيت رسيده و در عين حال آغازي تازه رقم مي خورد. در مسير رسيدن به اينجا بارها با مرگ با خستگي و با تنهايي روبرو شدم، اما هميشه اميد به زندگي و ياد ايرانم، نيروي دوباره به من داد. هر گامي که در اين کوهستان ها برداشتم با باور به اينکه انسان اگر بخواهد مي تواند فراتر از مرزهاي محدود ذهنش برود، بوده است. امروز اين صعود را تقديم مي کنم به تمام زنان و مردان سرزمينم که در دلشان قله هايي بزرگتر دارند؛ قله هايي به نام شرافت، مهرباني، تلاش و آزادي. از اين ارتفاع تنها يک پيام دارم: هيچ رويايي دور نيست، هيچ ديواري بلندتر از اراده شما نيست. از دل برف و طوفان و خستگي و تاريکي، مي شود خورشيد را ديد. براي ايران براي آينده اي بهتر."
پيش از حسامي فرد بانوان درخشان کوهنورد ديگري نيز بوده اند که راه را براي او هموار نموده اند. برجسته ترين بانوان کوهنورد ايراني شامل فرخنده صادق، لاله کشاورز و ملوک تيموري هستند که هر يک نقش مهمي در تاريخ کوهنوردي زنان ايران ايفا کردهاند. اين بانوان نه تنها مرزهاي فيزيکي کوه ها را فتح کردند، بلکه مرزهاي فرهنگي و اجتماعي را نيز جابه جا کردند. آن ها الهام بخش نسل جديدي از دختران و زنان ايراني هستند که به زندگي و کوهستان عشق مي ورزند و با جسارت مسيرهاي دشوار را طي مي کنند.
در دل سرما، براي فردايي آزاد؛ افسانه واقعي است
تا دهه هاي اخير، ورزش زنان در بسياري از مناطق ايران به دليل موانع فرهنگي و اجتماعي با مخالفت هاي سنتي روبرو بوده است. کمبود امکانات و توزيع ناعادلانه منابع ورزشي بين زنان و مردان، ، محدوديت هاي قانوني و الزام به رعايت حجاب و محدوديت در حضور در برخي رقابت هاي بين المللي، مسير ورزش حرفهاي زنان را دشوارتر کرده است. در دهه هاي اخير، حمايت هاي مطبوعاتي نقش مهمي در معرفي ورزشکاران زن و تغيير نگرش عمومي ايفا کرده اند. هم چنين، فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي بستري براي ديده شدن تلاش هاي زنان ورزشکار فراهم کرده اند، به ويژه در شرايطي که پوشش رسانه اي رسمي محدود بوده است.
اما همه اين محدوديت ها مانعي براي پيشرفت بانوان نبوده و زنان فعال ايراني ثابت کرده اند با حضور در ورزشهاي همگاني، حرفهاي و افتخار آفريني هاي بيشمار خود موفق به کسب مدالهاي آسيايي و جهاني بسياري مي توانند بشوند. ورزشکاراني مانند کيميا عليزاده (تکواندو)، نجمه خدمتي (تيراندازي)، الهه منصوريان (ووشو) و افسانه حساميفرد (کوهنوردي) نمادهاي موفقيت زنان ايراني در ورزش هستند.
مقام افسانه حساميفرد براي بانوان ايران زمين چيزي فراتر از فتح قلههاست. او ثابت کرد زن ايراني مي تواند، مي داند، و مي درخشد. زنان موفقي که در کنار وظايف فرزندي، همسري، مادري، خواهري و ديگر وظايف تعريف شده در جامعه با هر عنواني، ثابت کرده اند نه تنها مي توانند مرزهاي فيزيکي را پشت سر بگذارند، بلکه مي توانند با تمام محدوديت هاي محيطي، مرزهاي ذهني و اجتماعي را هم بشکنند، آن هم در جهاني که هنوز هم گاهي توانايي زنان را زير سوال مي برند. افسانه حساميفرد ثابت کرد، افسانه نيست؛ واقعيتي است که با هر قدمش، تاريخ زنان ايران را بازنويسي کرده است.