از اعتياد زنان تا نابساماني خانواده
يکي از مهمترين عوامل ابتلا شدن زنان به اعتياد، شوهر معتاد داشتن است. آنها براي آنکه در موقع استعمال مواد مخدر مصاحبي داشته باشند و از سرزنش و انتقاد همسر خود بکاهند و در موقع تنگدستي و عدم تمکّن مالي براي تهيه مواد مخدر، او را به کارهاي ناپسند و نامشروع نظير گدايي، فروش مواد مخدر و خودفروشي بکشانند، زن خود را معتاد ميکنند و حتي از فرزندان خويش سوء استفاده مينمايند و آنها را به توزيع مواد مخدر وادار ميکنند.
1402/04/05 - 09:01
تاریخ و ساعت خبر:
150087
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - خانواده اولين محيطي است که فرزندان را با باورها، ارزشها و هنجارهاي جامعه آشنا ميکند و به تدريج شخصيت فرزندان را بر اساس اين عناصر شکل ميدهد. فرزندان با الگوبرداري از والدين، اغلب رفتارهاي آنان، حتي رفتارهايي را که والدين توجهي به آن ندارند، نـظـير شـيـوه و لـهجه صحبت کردن، پرخاشگري، به کار بردن الفاظ ناپسند، فحاشي، کارهاي خلاف و ... تقليد ميکنند. اعتياد والدين به سيگار يا مواد مخدر، موجب ميشود تا فرزندان، رفتار آسيبزاي آنها را الگو قرار داده و معتاد شوند. از سوي ديگر تحمل فرزندان، به جهت زندگي در خانهاي که آلوده به مواد مخدر است ، کاهش مييابد و به سوي اعتياد کشيده ميشوند، از طرفي درگيري و نزاع بين والدين در محيط خانواده موجب سلب آرامش و آسايش فرزندان در خانه ميشود، لذا آنها ترجيح ميدهند که بيشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپري نمايند و به جهت کمبود محبت از سوي والدين، جذب محبتهاي ظاهري گروه هاي منحرف شوند و با تحريک آنها براي رهايي از سختيها و مشکلات زندگي، به مصرف مواد مخدر روي آورند. بايد گفت اعتياد به مواد مخدر يکي از معضلات مهم و اصلي جامعه جهاني است. آمار رو به افزايش مصرف مواد مخدر در دنيا به حدي است که مي توان گفت هيچ مادهاي در روي زمين نيست که به اندازه مواد مخدر اين چنين آسان وارد زندگي ملتها شده باشد.همچنين تحقيقات نشان مي دهدکه مصـرف مـواد مـخدر در ايـران نـيز روندي افزايشي دارد و در ميان انواع ناهنجاريها، اعتياد آسيبزاترين و گستردهترين معضل براي افراد جامعه است.
امروزه عوامل بسيار زيادي وجود دارد که باعث اعتياد زنان در جامعه و در نتيجه از هم گسيختگي خانواده شده است، عواملي که تيشه به ريشه و بنيان خانواده مي زند و به معناي واقعي ميتوان گفت زندگي را نابود مي کند . از مهمترين اين عوامل مي توان به موارد زير اشاره کرد.
?_ اعتياد همسر:
يکي از مهمترين عوامل ابتلا شدن زنان به اعتياد، شوهر معتاد داشتن است. آنها براي آنکه در موقع استعمال مواد مخدر مصاحبي داشته باشند و از سرزنش و انتقاد همسر خود بکاهند و در موقع تنگدستي و عدم تمکّن مالي براي تهيه مواد مخدر، او را به کارهاي ناپسند و نامشروع نظير گدايي، فروش مواد مخدر و خودفروشي بکشانند، زن خود را معتاد ميکنند و حتي از فرزندان خويش سوء استفاده مينمايند و آنها را به توزيع مواد مخدر وادار ميکنند. گاه برخي مردان معتاد، دختران کم سن و سال خود را به ازدواج با افراد مسن و ثروتمند مجبور ميکنند و يا به انجام کارهاي سخت واميدارند.
?- نارضايتي از زندگي زناشويي:
زناني که از زندگي زناشويي خود، راضي نيستند و احساس ميکنند که راهي براي بازگشت ندارند، بيشتر در معرض خطر اعتياد هستند. به طور نمونه دختر کم سني که پدرش براي رهايي از مخارج زندگي، او را مجبور به ازدواج با فردي ميکند که از نظر سني بزرگتر است و شغل و تحصيلات مناسبي ندارد؛ در اين صورت، تنفر بيش از اندازه از شوهر، او را وادار ميکند که به جاي دلبستن به زندگي و انجام نقشهاي خويش و اظهار عشق و علاقه به شوهر، جذب گروههاي منحرف و معتاد شود و به انگيزههاي مختلفي از جمله تقليل ناراحتيهاي روحي و رواني، رهايي از فشار زندگي و جبران نارضايتي از ارتباط جنسي با شوهر، به سوي کسب لذتهاي جايگزين نظير مصرف مواد مخدر کشيده شود.همچنين زناني که در زندگي قبلي و فعلي خود مورد بدرفتاري و خشونت همسر قرار گرفتهاند، ممکن است براي غلبه بر درد، اضطراب و ترس ناشي از آن، مواد مخدر مصرف کنند.
?_ از همگسيختگي خانواده:
طلاق و جدايي به عنوان آسيبي اجتماعي، آثار رواني نامطلوبي بر روي زوجين و فرزندان آنها ميگذارد. پژوهشها نشان ميدهد که تعداد قابل توجهي از زنان بعد از طلاق نسبت به آينده نااميد بوده و احساس اضطراب، دلتنگي و اندوه مينمايند. در اغلب خانوادههاي طلاق، فرزندان به ويژه دختران، از منزل و مدرسه فرار ميکنند و جذب باندهاي انحراف شده و به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتياد تن ميدهند. طلاق و جدايي از همسر همچنين اثرات سوء و ناگواري را بر زوجين به ويژه زن برجاي ميگذارد، به حدي که زن مطلقه براي رفع مشکلات روحي ناشي از طلاق به اعتياد گرايش پيدا ميکند.
?_ پارتيهاي خانوادگي:
يکي ديگر از عواملي که در انحراف افراد خصوصاً زنان تأثير بسياري دارد، برگزاري پارتيهاي خانوادگي، به ويژه پارتيهاي شبانه معروف به «ميهمانيهاي شيطاني» است. مردان و زنان به بهانههاي مختلفي از قبيل جشن تولد، جـشـن و سور و... در يک منزل و محفل گرد آمده و به جشن و پايکوبي ميپردازند. افراد در اين مجالس، پس از مصرف مواد مخدر، خصوصاً مواد توّهم زا شروع به رقص ميکنند. مصرف اين مواد، نشاط و سرخوشي کاذبي ايجاد ميکند و آنها را به انجام کارهاي نامعقول و ناشايست وا ميدارد.
اعتياد زنان، براي خود فرد ،خانواده و جامعه آسيبهاي جبرانناپذيري دارد که اين آسيب ها پيامدهاي فردي و خانوادگي در بر دارد .
که پيامدهاي فردي شامل :
* ابتلا به بيماريهاي رواني و روحي :
اغلب موارد بيماريهاي روحي زمينهساز اعتياد زنان ميباشد، اما چنانچه فرد قبل از اعتياد، از سلامت روحي و رواني برخوردار باشد، اعتياد ميتواند موجب بروز بسياري از بيماريهاي رواني باشد.
-* ابتلا به بيماريهاي جسمي:
احتمال ابتلا به انفارکتوس عضله قلب، سکته مغزي و سرطان لثه و مثانه و سرطان دهانة رحم با مصرف سيگار و مواد مخدر در زنان افزايش مييابد.استعمال مواد مخدر همچنين منجر به عوارض سوء در دوران حاملگي و يائسگي زود هنگام ميشود و احتمال ناباروري و يا باروري ديرهنگام و سقط جنين را افزايش ميدهد.
* ابتلا به بيماريهاي جنسي:
متاسفانه اعتياد زنان آنها را براي تأمين هزينه مواد مخدر به خودفروشي ميکشاند، در نتيجه، اغلب آنان مبتلا به انواع بيماريهاي جنسي نظير سفليس، سوزاک و ايدز هستند.
ب)- پيامدهاي خانوادگي اعتياد زنان :
* کاهش فرصت ازدواج دختران معتاد:
اعتياد ميتواند مانع بزرگي در ازدواج دختران معتاد باشد؛ زيرا هيچ فردي راضي نميشود چنين دختري را به عنوان مادر فرزندان خود انتخاب کند.
* طرد از خانواده:
زنان معتاد علاوه بر از دست دادن اعتبار و منزلت اجتماعي خود، از لحاظ عرف جامعه مورد قبول نيستند و طرد ميشوند. اين طرد همچنين از سوي خانواده فرد معتاد نيز صورت ميگيرد، به جهت آنکه اعتياد زنان معمولاً نشانه فروغلتيدن آنها در انواع رفتارهاي ضداخلاقي ميباشد.
* عدم ايفاي نقش مادري:
بيترديد اعتياد مادر موجب ميشود که دائماً به فکر رفع نيازها و وابستگيهاي جسماني و رواني خود باشد و نتواند وظايف مادري خود را به خوبي انجام دهد. فرزندان اين خانواده از ابراز احساسات و عواطف مادري محرومند و ممکن است جذب کساني شوند که به دروغ نسبت به آنها اظهار عشق و علاقه مينمايند.
*فروپاشي خانواده:
زن معتاد، نسبت به اعضاي خانواده خود احساس مسئوليت نميکند و هميشه نيازهاي خود را برخواستههاي آنها مقدم ميدارد. ارتباط عاطفي او با اعضاي خانواده بسيار سطحي و زودگذر است و در آلام آنها همدردي نمينمايد. هيچ يک از وظايف و نقشهاي خود را انجام نميدهد، چنين رويهاي در نهايت منجر به درخواست طلاق از سوي مرد ميشود.
* ايجاد نسل معتاد:
يکي از اميال و آرزوهاي هر خانواده، داشتن فرزندان سالم و تندرست است، از اينرو والدين تمام توان خود را براي دسترسي به اين مطلوب به کار ميگيرند، اما مادر معتاد در دوران بارداري، فرزندش را معتاد و ناقص ميکند و با دست خود، از داشتن فرزند سالم محروم ميشود و فرزنداني معتاد و بيمار تحويل جامعه ميدهد.
* عدم نظارت بر رفتار فرزندان :
يکي از آثار اعتياد، از ميان رفتن نظم و انضباط در خانواده است. وکسي بر رفتار فرزندان کنترل ندارد در اين شرايط فرزندان از آزادي بيشتري برخوردار بوده و در مقابل رفتارهاي مختلف خود پاسخگو نيستند. در اغلب موارد، پسران (و اخيراً دختران) شبها را با گروه دوستان خود سپري ميکنند و بدون اجازه و رضايت والدين به هر شهري که بخواهند مسافرت ميکنند و هر گروهي را براي دوستي خود برميگزينند و از هرراهي دنبال کسب درآمد هستند .
* ارائه الگوي نامناسب رفتاري :
در خانوادهاي که مادر، معتاد ميباشد، احترام متقابل بين افراد، جاي خود را به نزاع و درگيري ميدهد و در نتيجه فرزندان براساس ارزشها و هنجارهاي موجود در جامعه پرورش نمييابند، زيرا الگوهاي مناسب رفتاري ندارند، همچنين به دليل عدم روابط محبتآميز با مادر، حاضر به پذيرش نصايح وي نيستند و رفتارهاي خود را براساس خواسته خود تنظيم ميکنند.
تحقيقات نشان ميدهد تأثير اعتياد مادر در فروپاشي خانواده و قرباني شدن کودکان، از اعتياد پدر بيشتر است. زيرا با اعتياد مادر به عنوان رکن اصلي خانواده، نظم و انضباط خانواده برهم ميخورد و در صورت زنداني شدن زن معتاد، معمولاً همسر وي ازدواج مجدد مينمايد و اصولاً زندگي خانوادگي نابسامان ميگردد.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه