«منصوره سگوند» که اهل زاغه لرستان و دانشجوي در حال تحصيل شهرستان آبدانان استان ايلام بود، روز گذشته بر اثر يک اتفاق جان خود را از دست داد، اما طي ساعات اخير شاهد راهاندازي پروژه کشتهسازي توسط شبکههاي معاند خارجي و برخي چهرههاي ضدانقلاب در خصوص مرگ مرحومه سگوند بوديم، پروژهاي که با واکنش خانواده متوفي خنثي شد.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - پريسا قرباني نژاد؛ از روز گذشته خبري در فضاي مجازي مبني بر جان باختن منصوره سگوند، دختر ?? ساله لرستاني که در دانشگاه آبدانان ايلام مشغول به تحصيل بود، منتشر شد.
اگرچه از سوي اورژانس ايلام، سکته قلبي علت جان باختن مرحومه سگوند عنوان شد، اما رسانههاي معاند و برخي افراد معلومالحال، با شايعهسازي تلاش کردند مرگ وي را مشکوک جلوه داده و آن را نوعي سرکوب حکومت تلقي دهند.
«منصوره سگوند» که اهل زاغه لرستان و دانشجوي در حال تحصيل شهرستان آبدانان استان ايلام بود، روز گذشته بر اثر يک اتفاق جان خود را از دست ميدهد، اما طي ساعات اخير شاهد راهاندازي پروژه کشتهسازي توسط شبکههاي معاند خارجي و برخي چهرههاي ضدانقلاب در خصوص مرگ مرحومه منصوره سگوند هستيم.
بر اساس اعلام رسمي دانشگاه علوم پزشکي ايلام، مرحومه سگوند دچار ايست قلبي شده و پيکر بيجانش تحويل اورژانس استان شده است.
صيد نور عليمرادي، رئيس اورژانس پيش بيمارستاني ايلام در اين زمينه ميگويد: بيمار فاقد هرگونه علايم حياتي بوده و پس از يک ساعت تلاش نيروهاي اورژانس، اما متاسفانه جان خود را از دست ميدهد.
بنا به گفته رئيس کل دادگستري ايلام نيز هيچگونه آثاري از ضرب و جرح بر پيکر مرحومه وجود نداشته و منصوره سگوند به علت ايست قلبي از دنيارفته است.
مرحومه منصوره سگوند از کارکنان نيروي انتظامي نبود
از طرفي با توجه به استوري مرحومه سگوند مبني بر پليس افتخاري بودن خرمآباد، فرماندار اين شهرستان نيز به اين موضوع واکنش نشان داد.
به گفته محمدباقر احمدي چگني؛ فرماندار خرمآباد، مرحومه منصوره سگوند از کارکنان نيروي انتظامي نبود و تنها در گذشته و در يک مقطع کوتاه به عنوان هميار پليس همکاري داشت.
مسوولان انتظامي استان نيز داشتن هرگونه رابطه استخدامي مرحومه با اين مجموعه را تکذيب کرده و ميگويند نامبرده تنها به عنوان يک هميار پليس فعاليت ميکرده است.
ساعتي پيش نيز پدر و عموي مرحومه منصوره سگوند در گفتوگو با رسانهها نيز روشن و واضح اعلام کردند که مرگ مرحومه بر اثر سکته قلبي بوده است.
پروژه نخنما شده ضد انقلاب
شهريور سال گذشته بود که فوت مهسا اميني، به بهانهاي براي حملات چند وجهي عليه کشورمان بدل شد.
همان روزها بود که دشمنان داخلي و برخي فريبخوردههاي داخلي تلاش کردند با دامن زدن به اين حادثه، آن را به يک جنگ ترکيبي تمام عيار تبديل کرده و متاسفانه در اين ميان برخي افراد فريب اين نقشه دشمن را خورده و در مقاطعي نيز با سناريو از پيش تعيين شده آنان همراه شدند.
رسانه هاي ضدانقلاب بارها سعي داشته فضاي مجازي را به محلي براي تزريق اطلاعات دروغ و در واقع محيطي براي بمباران ذهن مخاطبان تبديل نمايد و تا توانسته از اين بستر براي مبارزه عليه نظام و ملت ايران استفاده کرده است.
با اين وجود هر چه جلوتر ميرفتيم، دروغهاي دشمنان يکي پس از ديگري رو شده و چهره واقعي دنبالکنندگان آشوب و فتنه مشخص ميشد، جمهوري اسلامي اما با گذر زمان توانست با روشنسازي وقايع و استفاده از مستندات شکست تمام عيار را براي دشمنان هميشگي رقم زند.
يکي از مواردي که دشمن طي اين ماهها و چه بسا سالها دنبال کرده، پروژه کشتهسازي است، کليدواژهاي که از سال ?? وارد ادبيات رسانهاي شده و حتي در برخي موقع ترند نيز شد.
در نوعي از کشتهسازي، گاهي متوفي ربطي به يک جريان و حادثه نداشته و تنها با تلاش برخي چهرههاي معروف و افراد معلومالحال و البته سناريوي آن طرف آبيها، اين پروژه رقم زده ميشود.
از جمله اين موارد ميتوان به مرگ دختر لرستاني به نام «نيکا شاکرمي» اشاره کرد، دختري که اگرچه دشمن و حتي برخي افراد نزديک به خانوادهاش تلاش داشتند وي را سوژه کشتهسازي قرار دهند، اما انتشار اسناد و تصاوير مشخص کرد که مرگ متوفي هيچ ربطي به آشوب و تجمعات نداشته است.
مردم ايران طي ماههاي اخير نمونه بسياري را از اين نوع کشتهسازي در جاي جاي مختلف کشور مشاهده کرده و گاها خبرهاي آن را در فضاي واقعي و مجازي شنيدهاند، کمااينکه در پاييز سال گذشته موارد بسياري از اين دست کشتهسازي داشتهايم.
گاهي ضدانقلاب پا را فراتر از اين موارد گذاشته و با انتشار و وايرال فيلم و عکس، فرد زندهاي را به عنوان سوژه کشته شده توسط نيروهاي نظامي جا ميزند، نمونه اين مورد «زهرا ميکائيلي» دختر اهل تبريز بود که ادعا شد توسط حکومتيها کشته شده، اما وي در گفتوگوي مستقيم با مردم خبر از زنده بودن خود و دروغ شايعهسازان داد.
«نسيم صدفي» ديگر موردي بود که ضد انقلاب با شائبه سازي تلاش داشت مرگ اين دختر اصفهاني را به نيروهاي امنيتي منسوب کند، حال اينکه از سوي خانواده اين موضوع کاملا رد شد و ادعاي رسانههاي معاند همچون بي بي سي را در اين خصوص تکذيب کردند.
به نظر ميرسد حناي شائبهسازي براي مرگهاي مشکوک توسط ضد انقلاب ديگر در بين ملت ايران رنگي ندارد و هر چه بيشتر در اين باتلاق دست و پا بزند، جز مرگ چيزي فرا رويش نخواهد بود.
آنچه در اين بين جاي تامل دارد، بازي برخي چهرهها در زمين ضد انقلاب است که باعث تشويش اذهان عمومي ميشود، اميد ميرود آنهايي که ناخواسته در زمين دشمن بازي ميکنند پس از هوشياري و آگاه شدن به مسير درست برگردند و آنهايي که عامدانه خبر دروغ منتشر ميکنند نيز ميبايست مورد برخورد قرار گيرند تا زين پس اين رويه غلط را شاهد نباشيم.
فارس
پايان پيام/*