شرايط تحقق ازدواج موفق از منظر وظايف حاکميت، خانواده و آموزش هاي فردي
اگر 50 درصد نقش اقتصاد مي تواند يک زندگي را سامان دهد 50 درصد ديگر ساختن پايه هاي اخلاقي يک جوان مبني بر آداب و رسوم باورهاي رشد يافته و خلقيات خانواده است که او را در زمينه ازدواج موفق مي کند پس خانواده ها نيز همچون حاکميت بايد از همان زمان که صاحب فرزند شدند خود را در معرض آموزش هاي کاربردي براي تربيت نسل آينده و جامعه سالم قرار دهند که اين امر مي تواند با مطالعه – تحقيق آموزش فردي در کارگاه هايي که تعريف شده باشند .
1402/01/30 - 17:06
تاریخ و ساعت خبر:
147099
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - زمان بر قانون و نظام هستي تغيير ايجاد نمي کند چون نظمي را که در آن همچون رازي نهفته قرار داده و حرکت در مسير اين نظام و قانون هستي يعني رسيدن به کمالي که خداوند براي موجودي چون انسان در نظر گرفته و براي ارتقاء سطح زندگي فردي او را به سمت اجتماعي بودن سوق داده و راه را روشن کرده تا بتواند همانگونه که خداوند در يکي از نظم هاي عالم هستي خود فرموده ما شما را زوج زوج آفريديم و اين يک قانون براي ابتدا تا انتهاي بودن درر جهان هستي خداوند است .
پس بنابر نظم و قانون جهاني وعده و پيمان محکم خداوند خالق هستي زمينه را فراهم ساخته تا انسان بداند نقش او در جهان هستي به تنهايي مفهوم دارد يا ندارد و او را به فکر مي اندازد که براي ايفاي نقش خود در اين جهان و جايگاهي که خداوند براي کمال او در نظر گرفته مستلزم گرايش به زوجيت و اجتماعي گرايي باشد .
که اين نظم را مي شود در تمدن هاي مختلف به صورت رسم و رسومات و آداب و خلقيات جامعه هايي که روي اين کره خاکي شکل گرفته و حالا به صورت يک جامعه انساني و جهاني در سراسر دنيا پراکنده شده و در حال زندگي هستند چگونه بشر در طي اين ساليان از فرديت عبور کرده و در حال اجتماع گرايي دست از خود خواهي ها فرد گرايي ها و آنچه او را از غربت تنهايي درآورده و روبه سوي هم راهي را باز کرده اند تا بتوانند با تشکيل زندگي مشترک در اين نظام و قانون هستي قرار بگيرند تا رشد و تکامل انسانيت به کمال خود نزديک شود و اين چرخه از کار باز نايستد .
و اما هرچه در اين زمان ها جلوتر مي رويم و از موجودي مثل زن و مرد بيشتر مي دانيم آن اين است که آيا جسم اين دو تغيير کرده يا نه ؟ و روحيات و خلقيات آنها چطور ؟ پس نتيجه ميگيريم که زمان جسم انسان ها را تغيير نداده بلکه زن قرن ها پيش با همان جسم است و مرد قرن ها پيش نيز با همان جسم آفريده شده و خواهد شد و اين قانون اين گونه آفرينش شدن ادامه خواهد داشت .
اما آنچه تغيير پذير بوده و بايد باشد نحوه همسو کردن و خدمات دادن و رفاه حاصل کردن براي روحيات و خلقيات انسان هايي هست که با تغيير زمان دچار چالش مدرن بودن شده اند زيرا خواه و ناخواه عوامل و تاثيرات اين تکنولوژي ها و مدرنيته بودن بر روي بشر امروزي مقتضيات زمان خود را دارد که قدرتي و برنامه ريزي اي باشد که او را از اين چالش به ظاهر نجات بخش ، نجات دهد زيرا جان انسان و روح دروني او با انگيزه هاي فطري او در يک راستا قرار دارد ، و اين قانون و نظم غيرقابل چالش است .
چيزي که انسان امروزي دست رد به سينه فطرت درون ميزند و سعي در تجربه گري در مسير دنياي مدرن خود دارد او را خسته مي کند و در آخر اگر برنامه اي نباشد از اول او را به يک آدم ماشيني تبديل خواهد کرد و نقش خود را در نظام هستي فراموش و به انحطات فردي خود به سمت سقوط از تماميت کمال حرکت مي کند .
اما روحيات و تغيير مقتضيات زمان هرکشور و هر حکومت ايجاب مي کند تا راه را براي اين تشکل مهم فردي و اجتماعي فراهم آورد زيرا الآن مقتضيات زمان اين گونه است و برنامه هايي که يک کشور يا حکومت و دولت در پيش خواهد گرفت مستقيم بر روند اين تشکل بسيار مهم اثر خواهد گذاشت .
حکومت و حاکميت بر مبناي آيين هاي مقدس کتب الهي و همچنين داشتن تمدن و فرهنگ غني مي توانند جامعه سازي کنند يکي از مهم ترين کار حکومت مي تواند تعيين و تامين شغل براي جامعه اي باشد که 50 درصد آن جوان و جوياي کار هستند . کار حکومت تشکيل گروه هاي کاري و بنگاه هاي ثبت نام براي کار که هرکس بنا بر حرفه خود بتواند در چرخ کار فعال جامعه با ميزان سواد و تقسيم عوامل کار در سطح کشور و متمرکز نبودن کارخانه ها و ادارات و صنعتي و خدماتي و توزيع عادلانه محيط کار در سطح کشور بنابر نياز و آمار جوانان آن شهر و استان باشد تا هم دغدغه رفت و آمد جوان کمتر شود هم در محيط بومي خود شروع به کار کند و هم از لحاظ تشکيل خانواده نوعي امتياز براي جوان محسوب شود .
کاري که حکومت و دولت ها مي توانند انجام دهند بالا بردن سطح آموزش هاي ارتباط موثر در بين اعضاي خانواده ها و فاميل ها براي اثربخشي ازدواج در همان مقطع فرهنگي و بومي هر شهر و استان نسبت به خلقيات و روحيات فرهنگي و اجتماعي همان مناطق براي آشنايي آنان از سبک زندگي خود سطح آگاهي يک جامعه جوان را بالا ببرند و با گذاشتن همايش هاي کاربردي در مکان هاي همچون مدارس و دانشگاه ها کارا بنيادي و از پايه شروع کند .
تا جامعه را به ارتقاء درجه تصميم گيري براي ايجاد و تشکيل خانواده با فرهنگ خودشان به سرانجام و مقصود براي يک دختر و پسر و يک خانواده سالم برساند .
حکومت مي تواند با بکارگيري برنامه و بودجه مناسب در ارتقاء سطح کيفيتي يک زندگي مشترک وتشويق جوانان سرزمين خود در جهت داشتن مسکن و تسهيلات آرامش خاطر را براي دغدغه يک جوان از لحاظ تامين مسکن و مخارج اوليه زندگي را فراهم آورد و اين جوان را با اميد به آينده تشويق کند تا از فرديت گرايي به اجتماع گرايي فرصت را مناسب ببيند زيرا فطرت هر انسان اين است که اميد باعث حرکت به جلو او مي شود مخصوصا اگر اين اميد و تشويق به هنگام و زمان نياز فطرتي او صورت بپذيرد .
و چندين مورد ديگر که مي توان براي حاکميت در نظر گرفت که در جهت تشويق و اميد جوانان کار پايه اي و فرهنگي انجام دهد تا نتيجه مطلوب را در سال هاي بعد به دست گيرد.
1- پايداري و تقسيم عادلانه در کل کشور براي خانواده ها از لحاظ اقتصادي – اموزشي و فرهنگي اجتماعي
2- ايجاد کمپ ها و گروه هاي آموزش کاربردي در سطح شهر به صورت چهره به چهره در اماکن شلوغ مثل مسجد پارک ها – مراکز فرهنگي و تفريحي نصب کارت پستال ها
3- ارتقاء سطح معنوي و ربط آن به ارتباط با خانواده و زوجيت گرايي سالم با ازدواج کردن ترسيم اميدوار با روش نو و تازه از جمله داخل مدارس و دانشگاه ها و مراکز عالي
و اما براي اينکه تمام اين برنامه ها از سمت حاکميت به تحقق برسد لازم است هسته جامعه که در آن دختر و پسر جوان در حال رشد است . بتوانند با آموزش هاي برنامه تلويزيوني و رسانه اي زمان خود خانواده را تاثيرگذار بدانند و در جهت اميد آفريني و تشويق و توقعات کم دو طرف از يک ديگر خانواده ها را آموزش دهند .
زماني که ما حرف از ازدواج سالم و موفق مي زنيم بايد بدانيم که هر خانواده اعم از پدر و مادر مي تواند سهمي در پيش برد اين امر مهم داشته باشد و به تصوير کشيدن زندگي و سختي و به جاي نفرت از ابتداي زندگي خود با گفتن سختي ها کنار شيريني هاي زندگي جوان را به سمت زندگي که خود بسازد سوق دهد نه اينکه فراهم بودن هرچيز به هر قيمتي و نداشتن معرفت و پايداري در برابر آن زندگي شايد گاهي ديده مي شود که پدر و مادر بيش آنچه بايد براي فرزند هزينه مي کنند ولي بخاطر زحمت نکشيدن فرزند براي بدست آوردن امکانات اوليه زندگي و نکشيدن سختي در اين مسير براي بالا بودن روحيه مقاومت فرزند را پرتوقع و خالي از هرگونه رابطه احساس مسيوليت نسبت به زندگي و فرد مورد نظر در زندگي اش پرورش مي دهد .
اگر 50 درصد نقش اقتصاد مي تواند يک زندگي را سامان دهد 50 درصد ديگر ساختن پايه هاي اخلاقي يک جوان مبني بر آداب و رسوم باورهاي رشد يافته و خلقيات خانواده است که او را در زمينه ازدواج موفق مي کند پس خانواده ها نيز همچون حاکميت بايد از همان زمان که صاحب فرزند شدند خود را در معرض آموزش هاي کاربردي براي تربيت نسل آينده و جامعه سالم قرار دهند که اين امر مي تواند با مطالعه – تحقيق آموزش فردي در کارگاه هايي که تعريف شده باشند .
وقتي يک جوان را از لحاظ رشد تربيتي و اخلاقي به يک سطح از آگاهي دروني رسانده باشيم چه از طرف حاکميت و چه از طرف خانواده مي توان گفت او خود به خود با فطرت دروني و سطح آگاهي عقلي و رشد معنوي بر پايه باورهاي خود ميتوان اعتماد به نفس خود او را محک زد تا بتواند به عنوان يک فرد موفق در مسير تشکيل زندگي برود .
براي چنين قشري از جامعه که هم جوان هستند هم فطرت دروني آنها اقتضا ميکند و هم با تکنولوزي مدرن دست و پنجه نرم ميکنند دور از عقلانيت باشد که بگويم او اين چنين زندگي را نمي خواهد يا دوست ندارد بلکه بايد شرايط و اقتضاي زمان او را فهميد و به موقع عمل کرد و با آگاهي دادن او را به سمت جريان هستي و نظام انسانيت تشويق کرد که جوان به اين باورها نياز دارد تا خود را به کمال واقعي برساند .
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه