در اين گفت وگو با مادري جوان و داراي 4 فرزند آشنا مي شويد که علاوه بر موفقيت در عرصه خانواده بانوي فعال اجتماعي، مبلغي توانمند و معلمي مهربان است .
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - کرمانشاه: فائزه رضايي، مبلغ، استاد توانمند و مادري موفق است . متولد سال ?? در کرمانشاه است و بعد از ازدواج از از همان سال هاي اول ورود به حوزه علميه در فعاليتهاي تبليغي به همراه همسرش به شهرهاي مختلف از جمله شيراز و کرمان و لرستان و .....سفر کرده است. فائزه خانم در استان کرمانشاه نيز قريب به بيست و چند سال است در فعاليت هاي تبليغي به عنوان مبلغ جامعه الزهرا و همچنين سازمان تبليغات اسلامي استان در پايگاه ها و هيئت ها و مساجد خوابگاه هاي دانشجويي مشغول به فعاليت مي کند و با وجود 4 فرزندي که دارد به عنوان مربي تعيين در مدرسه طرح امين در مدارس مشغول فعاليت است . خبرنگار طنين ياس پاي گفت وگوي صميمي با اين مادر جوان و تحصيل کرده و بانوي فعال اجتماعي رفته است که خواندن آن خالي از لطف نيست.
وي به خبرنگار ما مي گويد: در زمستان سال ?? در خانواده مهربان و صميمي به عنوان سومين دختر خانواده به دامن پاک مادري مهربان و صبور و با ايمان و به قول سهراب مهربان تر از برگ گل و پدري که صورت و سيرتش مايه ي آرامش روح و روانم بود به دنيا آمدم.
با تولد برادرانم و خواهر کوچکترم خانواده ما به يک خانواده ?? نفره و بسيار صميمي تبديل شد. دوران دبستان در مدرسه دانش و عصمتيه با فضل خدا با معلم هاي بسيار ارجمند و مهربان سپري کردم و معمولاً تا پايان مقطع راهنمايي هميشه جز نفرات برتر مدرسه از لحاظ درسي و فعاليتهاي فرهنگي در مدرسه بودم.
چون اندک بهره اي از خط و نقاشي داشتم معمولاً در هر مناسبتي مشغول درست کردن روزنامه ديواري و بروشور بودم و بسيار شرکت در اين فعاليت ها برايم لذت بخش بود.
اين بانوي مبلغ ادامه مي دهد: به مطالعه بسيار علاقه داشتم هميشه پول تو جيبي هايم را جمع ميکردم تا بتوانم کتاب بخرم و لذت بخش تر از آن مجله هاي کيهان بچه ها بود که حتي پول خرجي و خوراکيهايم را نيز پس انداز ميکردم تا بتوانم تمام مدل هايش را بخرم.
زمان ما مثل الان نبود که همه چيز به راحتي در دسترس باشد.ما هم در خانوادههايي مرفه زندگي نمي کرديم که همه چيز در دسترس مان باشد و هنوز هم حلاوت خريد آن مجلات و بوي ورقه هاي کاهي شان را فراموش نمي کنم چقدر لذت بخش بود پول جمع کنيد تا بتوانيد در نمايشگاه کتاب چند کتاب بخريم.
با عنايت مدير راهنمايي مان خانم اسکندري عزيز که هميشه مديون و ممنون او هستم من به دبيرستان نمونه مردمي جلال آل احمد که حقيقتا همه دانش آموزان نخبه بودند رفتم در آنجا با دوستان بسيار عالي که هم از لحاظ درسي و هم اخلاقي و ايماني آشنا شدم و خدا را شکر الان هم جز بهترين دوستانم هستند که رفت و آمد خانوادگي داريم و همچنان پاک و زلال اند مثل نور.
از همان دوران نوجواني به فعاليت هاي بسيج علاقمند بودم و در انجمن اسلامي دانش آموزان بسيار فعاليت داشتم، سفر راهيان نور و سفر به مشهد مقدس به همراه انجمن اسلامي دانش آموزي يکي از شيرين ترين دوران زندگي من بود آشنايي با شهيدان و زندگي نامه هايشان و مطالعه کتابهاي مذهبي و ادبي در آن زمان جز علايق وجودي من بودند به خاطر همراهي با دوستان هر چند بسيار علاقه نداشتم من وارد رشته تجربي شدم ولي علاقه اي اصلي من رشته رياضيات و ادبيات فارسي بود.
فائزه خانم يکي از لذت بخش ترين زمان هاي دوران مدرسه را که اصلاً متوجه گذر نميشد، زماني مي داند که مشغول حل کردن مسائل رياضي بود . حل رياضي برايم بسيار شيرين بود آن هم آموزش گرفتن از مهر استادان بزرگي چون سيد مرتضي حسني نسب و استادان بزرگوار بود.
مادر جوان داراي 4 فرزند ادامه مي دهد: به هرحال دبيرستان هم گذشت و من وارد پيش دانشگاهي شدن در همان سال من با يکي از اقوام که طلبه بودن نامزد شدم و پس از گذراندن پيش دانشگاهي براي زندگي به شهر کريمه اهل بيت مهاجرت کرديم. زندگي در قم برايم به مثابه وارد شدن به بهشتي بود که قابل وصف نيست در آنجا همزمان در رشته ادبيات فارسي دانشگاه و تحصيلات حوزه جامعه زهرا ادامه تحصيل دادم .
وي ادامه داد: زندگي و درس خواندن در جامعه الزهرا و معنويت و نورانيت اين محيط و نفس کشيدن در فضاي آنجا و بهره بردن از نفس استاداني همچون استاد مومني و ديگر عزيزان در اين محيط فاطمي يکي ديگر از نابترين لحظات زندگي من بود که هميشه خداوند را به خاطر آنها شاکرم .اين بانوي مدرس با بيان اينکه متاسفانه من به علت همين درس خواندن ها يک مقدار فرزند آوري را به تعويق انداختم که قطعاً اشتباه بود در سال ?? فرزند اول سقط شد و خداوند متعال در سال ?? آقا محمد حسين را به من عطا کرد و در سال ?? فرزتد دومم آقامهدي نيز وارد زندگيم شد، گفت: پس از تولد ايشان به خاطر شرايط کاري همسر مجبور شدم باز به کرمانشاه برگرديم در سال ?? فرزند سومم آقا محمد علي به دنيا آمد همزمان با تولد ايشان من در مقطع ارشد رشته کلام قبول شدم و به همراه فرزند يک ماه ام براي مصاحبه راهي ديار غم شدم با عنايت خداوند متعال سال بعد يعني سال ?? نيز فرزند چهارمم آقا محمد جواد به دنيا آمد .
وي ادامه داد: چون فرزندانم فاصله زماني خيلي کمي داشتند و همسرم هم معمولا به علت شرايط کاري در منزل نبودن تا بتوانند روي کمکشان حساب کنم و درس خواندن همزمان يک مقدار از اين شرايط برايم سخت بود که با بزرگ شدن بچه ها اين سختي هايم به مرور زمان کمرنگ و کمرنگ تر شدند و از همان سالهاي ورود به حوزه در فعاليتهاي تبليغي به همراه همسرم به شهرهاي مختلف از جمله شيراز و کرمان و لرستان و .....حضور داشتم و در استان کرمانشاه قريب به بيست و چند سال در فعاليت هاي تبليغي به عنوان مبلغ جامعه الزهرا و همچنين سازمان تبليغات اسلامي استان در پايگاه ها و هيئت ها و مساجد خوابگاه هاي دانشجويي مشغول به فعاليت هستند.
خانم رضايي درباره فعاليت هايش با اشاره به اينکه اکنون به عنوان مربي تعيين در مدرسه طرح امين در مدارس مشغول فعاليت و انجام وظيفه هستم ، افزود: خداوند را بسيار شاکرم بخاطر وجود همه مهرباني ها و فرزندان عزيزم هرچند من حس مي کنم بسيار بيشتر از اين ميتوانستم موثر باشم .
اين بانوي مبلغ و مادر جوان 4 فرزند گفت: هم در جامعه هم در حوزه خانواده کم کاري هاي داشتهام ولي خواهشي که از همه خواهران عزيز دارم اين است که در اين شرايط که يکي از دغدغههاي ولي فقيه و امام و رهبر مان مسئله فرزندآوري است آستين همت را بالا زده و به اين مهم بپردازند و قطعاً اگر با انگيزه الهي باشد خداوند متعال هم اسباب کمکها و نورانيت اش را بر زندگي آنها نازل مي کند.
وي ادامه داد: من در زندگي هم با بدنيا آمدن هر کدام از فرزندانم متوجه ورود اين رحمت ها و آثار و برکات در زندگي شده ام و اين مسئله اصلا منافاتي با ادامه تحصيل و حضور در فعاليتهاي اجتماعي زنان و مادران نمونه نداشت و نخواهد داشت فقط مقداري توکل و جديت و صبوري مي طلبد که با وجود زنان سرزمين من به وفور ياد مي شود.
انتهاي پيام/*