چالش‌هاي فروش آنلاين کتاب بررسي شد

فروش آنلاين کتاب راه رفتن روي تيغ دو لبه است.
چالش‌هاي فروش آنلاين کتاب بررسي شد
1401/05/19 - 19:46
تاریخ و ساعت خبر:
140623
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - فروش آنلاين کتاب راه رفتن روي تيغ دو لبه است. از يک سو، به فروش رفتن کتاب در پلتفرم‌هايي مثل ديجي‌کالا مصداق عدالت در توزيع و دسترسي به کتاب براي سراسر ايران است و از سوي ديگر بعضي فعالان فرهنگي بر اين باورند که فروش آنلاين کتاب به «کتاب‌سازها» يا تخفيف‌هاي غير منطقي ميدان مي‌دهد. اين درحالي است که همه چيز بر اساس قوانين صنعت نشر پيش مي‌رود و ديجي‌کالا به عنوان يک واسط فروش نمي‌تواند نقش مميزي را با معيارهاي شخصي ايفا کند.
پشت تمام کتاب‌هايي که در ديجي‌کالا به فروش مي‌رسند يک «کتاب‌فروش» ايستاده است و بررسي‌ها نشان مي‌دهد سازوکار حاکم بر بازار فروش کتاب و صنعت نشر نياز به اصلاح دارد. ديجي‌کالا به عنوان آخرين حلقه از اين زنجيره و به صورت کلي فروشندگان، پلتفرم‌ها ... به عنوان آخرين حلقه از اين زنجيره نمي‌توانند پاسخگوي همه چالش‌ها باشند بلکه تنها مي‌توانند در فضاي تعاملي دغدغه فعالان اين حوزه را بشنوند و در مسيري قانوني به راهکاري برسند که همه حال همه ذي‌نفعان به واسطه به کار گرفتن آن بهتر باشد. اين ميزگرد، به همين بهانه تشکيل شد که در آن محمد بيگلري، کارشناس فرهنگي و مدير گوشه کتاب، امير حسن موسوي، مدير روابط عمومي ديجي‌کالا، سجاد رسولي مدير گروه فرهنگ و هنر ديجي‌‌کالا و شهاب دارابيان به عنوان مجري حضور داشتند تا چالش فروش آنلاين کتاب از همه ابعاد مورد بررسي قرار بگيرد.
دارابيان: به نظر مي‌رسد بزرگ‌ترين چالش در فروش کتاب در اينترنت، مواجهه با دوستان «کتاب‌ساز» است! بعضي از دوستان کتاب‌هاي پرفروش ناشرانِ ديگر را پيدا مي‌کنند، سپس اين کتاب‌ها را با اندکي تغيير دوباره و البته با سر و شکلي متفاوت منتشر مي‌کنند. در حالت ديگر اين کتاب‌ها را به يک مترجم ديگر مي‌سپارند تا آن‌ها را دوباره ترجمه کنند. جالب اين است که ميزان فروش کتاب‌‌ها توسط ناشران کتاب‌ساز خيلي بيشتر از فروش توسط ناشران اوليه است! اين دوستان از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز دارند. از طرفي مجوز فروش را هم از اتحاديه ناشران و کتاب‌‌فروشان دارند. بنابراين راهکار مشخصي براي مقابله با اين کار وجود ندارد. برخي معتقدند که ما بايد در قوانين تجديد نظر کنيم. عده ديگري هم معتقدند ديجي‌کالا و ساير فروشندگان کتاب در فضاي مجازي هم بايد در اين ماجرا مسئوليت بپذيرند و رسالت فرهنگي و اجتماعي را بر عهده بگيرند و اگر مي‌بينند که تعدادي از اين دوستان «ناشرنما» و کساني دارند به شکلي «فرهنگي بودن» و «کتابي بودن» خودشان را يدک مي‌کشند جلوي آنها را بگيرند. در همه جاي دنيا اين اتفاق رخ مي‌دهد. ما هم نمي‌توانيم به اين بهانه که از کتاب‌فروش حمايت کنيم جلوي آن را بگيريم و در فضاي مجازي کتاب نفروشيم. چه بسا که خيلي از دوستان کتاب‌فروش ما هم امروز بخش عمده‌اي از فروش خودشان را يا در سايت خودشان انجام مي‌دهند يا در سايت‌هايي که به فروش کتاب مي‌پردازند که تعدادشان هم کم نيست. اما راهکار چيست؟
بيگلري: طبيعي است که نياز به فروش آنلاين سال‌هاست احساس مي‌شود. من با بديهيات مخالف نيستم. وقتي مي‌گوييم از کتاب‌فروشان حمايت شود من به عنوان يک کتابفروش با اين جمله مخالفم. هر بيزينسي بايد خودش توانايي اين را داشته باشد که سرپا بماند. ما قرار نيست از يک بيزيينس به زور و با چيزي شبيه صدقه دادن حمايت کنيم.
اگر مي‌گوييم کتاب‌فروشي‌ها بايد سرپا بمانند نه به خاطر اين که من و چند نفر ديگر مثل من بيزينس کنيم و سود داشته باشيم. به خاطر اين است که شهر بدون «کتاب‌فروشي» شهر ترسناکي است. کتاب‌فروشي «ريه معنوي» شهر است. چيزي که شاه‌کليد اين اتفاق است و معضل اصلي از آنجا شکل مي‌گيرد بحث «تخفيف» است. ما تخفيفِ کارآمد را رها کرده‌ايم و به سراغ تخفيف بي‌رويه رفته‌ايم. وقتي منِ مصرف‌کننده عادت کنم به تخفيف، ديگر تحت هيچ شرايطي حاضر نمي‌شوم کتاب را به قيمت پشت جلدش بخرم. ولو اين که آن کتاب ارزشمند باشد.
دارابيان: تخفيف‌ها فريب‌دهنده است. يعني ناشر اصلي کتاب، کتابش را مثلا با قيمت 100 هزار تومان براي فروش گذاشته است. اما دوستان کتاب‌ساز قيمت مي‌گذارند 180 هزار تومان. بعد تخفيف 90 درصدي منظور مي‌کنند و کتاب را به قيمت 90 هزار تومان مي‌فروشند.
موسوي: بگذاريد من در ابتدا يک تبيين موضوع انجام دهم. وقتي مي‌گوييم «فروشگاه اينترنتي»، يک واژه کلي است که مدل‌هاي مختلفي دارد. الان مدلي که در دنيا وجود دارد و در کشور ما هم ديجي‌کالا بر اساس همان مدل است و طبعا اختراع ما هم نيست و بزرگ‌ترين فروشگاه‌هاي اينترنتي دنيا هم بر اساس همين مدل کار مي‌کنند، مدل «مارکت‌پليس» يا «بازارگاه» است. مارکت‌پليس يا بازارگاه چيست؟ يک بستر تکنولوژي است که در يک سمت توليد کننده، فروشنده، بازرگان، هنرمند، صنعتگر و ... کسي که يک کالا را توليد مي‌کند يا وارد مي‌کند قرار دارد. آن‌ها محصولات خودشان را با قيمتي که خودشان تعيين مي‌کنند مي‌فروشند. تخفيف گذاشتن يا نگذاشتن هم با خود فروشنده است. در سمت ديگر ميليون‌ها کاربر (ديجي‌کالا امروز 40 ميليون کاربر دارد) هستند که به اين فروشنده‌ها دسترسي دارند. اين توليد کننده‌ها و فروشنده‌ها روي کيفيت و قيمت با هم رقابت مي‌کنند و اين بستر موجب مي‌شود که بهترين کالا با بهترين قيمت به دست مصرف کننده برسد. ما واسطه‌هايي داريم که هيچ ارزش افزوده‌اي خلق نمي‌کنند و فقط با «دست به دست شدن»، کالا ده‌‌ها برابر گران‌تر از قيمت توليد کننده به دست مصرف کننده مي‌رسد. مارکت‌پليس‌ها در واقع اين اشکال را رفع و اقتصاد را به اين شکل، بهينه مي‌کنند. ما امروز که درباره ديجي‌کالا صحبت مي‌کنيم 250 هزار فروشنده، صنعتگر، هنرمند و ... از جاهاي مختلف کشور داريم. الان يک خانم دارد در جنوب استان يزد ترمه توليد و در ديجي‌کالا عرضه مي‌کند. از اين سو ميليون‌ها کاربر از سراسر ايران به آن ترمه دسترسي دارند. به شکلي «عدالت اجتماعي» هم بسط داده مي‌شود. قيمت‌گذاري توسط فروشنده‌ها انجام مي‌شود. مسئوليت پلتفرم بر اساس قانون چيست؟ قانون به پلتفرم مي‌گويد که شما نمي‌توانيد کالايي را بيشتر از قيمت مصرف کننده‌اش عرضه کنيد. اما ما در کشور هيچ قانوني نداريم که شما بايد جلوي «زيرفروشي» را بگيريد.
دارابيان: همينجا بمانيم. چه بايد کرد آقاي بيگلري؟ کار در کتاب‌فروشي‌ها الان به چه شکلي است؟ شما مي‌توانيد يک کتاب را با 90 درصد تخفيف بفروشيد؟
بيگلري: امکان ندارد.
بيگلري: به هر حال فروشنده‌اي که دارد در ديجي‌کالا کتاب مي‌فروشد يک «کتاب‌‌فروش» است. همان قواعد و قوانيني که در کتابفروشي فيزيکي‌اش وجود دارد طبيعتا بايد در اين فضا هم برقرار باشد. نکته دوم اين است که داريم درباره «زيرفروشي» کدام کالا صحبت مي‌کنيم. کالاي اصلي يا کالاي فيک يا کتاب‌سازي؟ يک کالاي فيک با استفاده از تلاش، برند و سابقه يک نويسنده و مترجم و ناشر ديگري، ظرف يکي دو روز کتابي را عرضه مي‌کند با قيمت‌گذاري اشتباه... و با تخفيف 90 درصد.
شما مي‌توانيد «سمت» و «جهت» خودتان را مشخص کنيد. بگوئيد ما سمت کيفيت هستيم يا سمت بي‌کيفيتي. اين شما هستيد که تعيين‌کننده‌ايد. منِ مخاطب بايد بفهمم ديجي‌کالا سمت کيفيت و اصالت ايستاده يا سمت بي‌کيفيتي.
رسولي: متولي امر کتاب در ايران چه نهادي است؟ وزارت فرهنگ و ارشاد. اتحاديه هم به عنوان يک حوزه مردمي به اين موضوع کمک مي‌کندفرض کنيد که ديجي‌کالا همين امروز بخش کتابش را تعطيل کند. آيا مشکل کتاب‌سازي در ايران حل مي‌شود؟ آيا ديجي‌کالا به عنوان آخرين حلقه از اين زنجيره و به صورت کلي فروشندگان، پلتفرم‌ها ... به عنوان آخرين حلقه از اين زنجيره، متولي اين نابساماني است؟ بنده شنيده‌ام و اميدوار هستم که اشتباه باشد. شنيده‌ام که به اين کتاب‌سازها کاغذ دولتي مي‌دهند!
به لحاظ اخلاقي و عرفي من هم ممکن است که با جناب بيگلري، شما و بقيه دوستان موافق اين موضوع باشم. ولي ما به عنوان يک پلتفرم موظف هستيم که خدماتي مبتني بر قانون و استاندارد را به همه مردم ارائه بدهيم.
همه دوستان امروز توقع دارند که ديجي‌کالا بشود يک ارشاد و مميزي شماره دو! خيلي عجيب است
موسوي: يعني ما بنشينيم و تشخيص بدهيم که کدام باکيفيت است و کدام کتاب بي‌کيفيت؟ به بي‌کيفيت‌ها اجازه فروش ندهيم؟ آيا من بر اساس تشخيص خودم مي‌توانم جلوي فروش محصولي را بگيرم ؟
دارابيان: ولي در کالاهاي ديگري اين کار را مي‌کنيد. برچسب «غيراصل» مي‌زنيد.
موسوي: ببينيد! «کتاب‌سازي» با ماجراي «غير اصل» تفاوت دارد. «غير اصل» يعني اين که يک توليد کننده کفش، مشابه کفش يک برند معروف خارجي را توليد مي‌کند و اسم همان برند را روي محصول خودش مي‌گذارد و به جاي محصول اصلي عرضه مي‌کند. ديجي‌کالا جلوي اين اتفاق را مي‌گيرد. بعضي موارد هم هست که مشابه برند خارجي را توليد مي‌کنند اما آن را به قيمت يک‌دهم کالاي خارجي و با نام شبه آن برند عرضه مي‌کنند. برخي از کاربران هم خواستار اين محصولات هستند. در اين موارد ديجي‌کالا اجازه فروش مي‌دهد اما به اين شرط که بالاي عکس محصول عنوان «غير اصل» قيد شود. اين با کتاب‌سازي فرق دارد. اين دوستان کتاب‌ساز مجوز نشر دارند.
جنس غير اصل در کتاب مي‌شود کتاب «افست» که در ديجي‌کالا به فروش نمي‌رود. حتي به عنوان غير اصل هم اجازه فروش ندارد.
بيگلري: بايد براي تعريف استاندارد به توافق برسيم. به عقيده من کتابي کتاب‌سازي مي‌شود که مي‌بينيم چند صفحه ندارد. جمله کلا اشتباه ترجمه شده است. کتاب‌هايي هستند که بد ترجمه مي‌شوند. مثل کتاب‌هاي چارلز بوکوفسکي. البته اين‌ها که نافي انتقادات و گلايه‌هاي ما و خلاهاي قانوني نيست!
موسوي: انتظار داريد که ديجي‌کالا جلوي فروش کتابي که ارشاد به آن مجوز داده و اتحاديه به آن مجوز فروش داده را بگيرد؟
بيگلري: بله. انتظارمان اين است!
رسولي: ما در ديجي‌کالا بيش از 100 هزار عنوان کتاب داريم. مي‌گوييد چرا در کتاب‌فروشي من اين کتاب‌ها راه ندارند. به خاطر اين که شما محدوديت داريد. اولا که شما يک فضاي مستقل داريد. بسياري از ناشرين هستند که يک کتاب بسيار معروف مثلا «ايران بين دو انقلاب» ... دو تا نشر مطرح در ايران اين کتاب را چاپ کرده‌اند. هر دو هم جزو ناشرين برگزيده هستند. شما به عنوان يک کتاب‌فروش مي‌توانيد يکي از اين دو را براي فروش در کتاب‌فروشي خودتان انتخاب کنيد، يا هر دو را بياوريد يا اصلا نياوريد! شما اين موضوع را شخصي مي‌بينيد ولي ما بررسي حقوقي مي‌کنيم. من هم اگر شخصا يک کتاب‌فروشي داشتم ممکن بود رويه شما را پيش ببرم.
بيگلري: هر نهادي مي‌تواند نظارت مستقل خودش را داشته باشد.
رسولي: دوستاني مي‌گويند ديجي‌کالا ذائقه فرهنگي را پايين مي‌آورد. اصلا ذائقه فرهنگي ما در حوزه‌هاي سينمايي و موسيقي و هنري در چه فضايي قرار دارد که ديجي‌کالا بخواهد آن را تغيير بدهد؟ ما الان با ناشري کار مي‌کنيم که خودش کتاب‌فروشي دارد اما کتابِ خودش را ندارد! کتابي که ما داريم به خاطر اين است که ما کل بازه محصولات و کتاب‌هايش را دريافت مي‌کنيم، کتاب‌فروشي که با تابلوي نشر خودش فعاليت مي‌کند به دليل محدوديت فضا، کتاب خودش را ندارد. اينجا ما داريم درباره کمتر از 0.9 درصد از عناوين کتاب‌هايي حرف مي‌زنيم در ديجي‌کالا موجود است.
بيگلري: آن تعداد کمتر، گردش بيشتري دارد. کتاب 1984 خبرش اعلام شد. يک بار شنيدم 30 هزارتا و يک بار شنيدم 280 هزارتا. اين کتاب دو تا ترجمه اصلي دارد. سال‌‌هاي پيش نشر چشمه و نشر نيلوفر آن را منتشر کردند. من در خبر خودِ شما خواندم. 25 يا 30 ناشر کتاب در ديجي‌کالا دارند اين کتاب را مي‌فروشند. آيين‌نامه‌اي، قانوني يا چيزي نبايد در اين باره باشد؟
موسوي: آيين‌نامه‌هاي داخلي ديجي‌کالا بايد در چهارچوب قوانين کشور باشد. يعني ما نمي‌توانيم يک آيين‌نامه داخلي بگذاريم که يکي از قوانين عمومي کشور را نقض کند.
رسولي: اصلا منبعي که مي‌خواهد اعلام کند و سره را از ناسره تشخيص بدهد کيست؟ ما بايد اجتهاد کنيم؟ آيا جامعه نشر مي‌پذيرد که ما با تخصص خودمان در اين مسائل اعمال نظر کنيم؟ کتاب 1984 معروف‌ترين ناشرش نشر نيلوفر است. آيا ديجي‌کالا مي‌تواند بگويد چون نيلوفر ناشر قديمي و اول اين کتاب بوده است پس من به ديگر ناشران اجازه نشر و فروش اين کتاب را نمي‌دهم؟
بيگلري: شما به همه اجازه بدهيد. اما محدوده تخفيف تعيين کنيد. اگر تخفيف 80 درصدي را برداريد و بشود 20 يا 10 درصد، من انتخابم طبيعتا کتاب استانداردتر است.
رسولي: فروشندگان کتاب در ديجي‌کالا مطلقا غير از کتاب‌فروش و يا ناشر نيستند. بر خلاف ساير گروه‌هاي کالايي. يعني همه اهالي همين صنف هستند. اگر تخلفي صورت مي‌گيرد به نظرم صنف بايد ورود کند.
بيگلري: کمتر از 10 تا بازيگر اصلي در حوزه کتاب‌سازي داريم که شناخته شده هستند. تمام صنف از جمله ارشاد همه اتفاق نظر دارند که اين‌ها کتاب‌سازند. تشخيص اين‌ها کار سختي نيست. ما هم مي‌دانيم بهينه کردن قيمت‌ها باعث حذف واسطه و بهينه کردن اقتصاد مي‌شود. بله. اين‌ها تعريف مارکت‌پليس هست. ولي لزوما آنچه که اتفاق مي‌افتد اين نيست. بهينه کردن قيمت‌ها تا يک جايي منطق دارد. از يک جايي به بعد يعني ورشکستگي اقتصاد تمام کسب و کارهاي ايراني. رقابت «ته» ندارد، زيرفروشي «ته» ندارد، من فقط به اجبار بايد محصولم را به هر قيمتي که شده بفروشم.
رسولي: نهاد متولي مجوز اعطا مي‌کند و نهاد صنفي پيگير امور صنفي است. اتفاقا ديجي‌کالا در سال 1399 تصميم گرفت که به دليل حمايت از کتاب‌فروش‌ها و حمايت از صنف به عنوان تنها گروه کالايي در ديجي‌کالا، فروشندگان را به کتاب‌فروش و ناشر و يا شرکت پخش محدود کند. لذا ما همين الان در بحث کتاب يک استثنايي قائل شده‌ايم که اتفاقا خيلي هم معترض دارد که منِ مولف يا منِ ناشر – مولف، مني که به هر جهت به يک منبعي از تامين کتاب دسترسي دارم در حالي که بقيه کالاها را مي‌توانم بفروشم چرا کتاب را نفروشم؟ و اين اتفاقا در راستاي حمايت از همين بحثي بود که ما الان درباره حمايت از نشر و کتاب‌فروش‌ها مي‌شنويم. به صورت فعالانه يکسري گام‌هايي برداشتيم. من دغدغه شما را هم مي‌فهمم جناب آقاي بيگلري و به لحاظ شخصي هم با بخشي از فرمايشات شما کاملا موافقم. ولي ما در يک ساختار قانوني داريم فعاليت مي‌کنيم. بنده معتقدم اگر مي‌خواهيم معضلي به نام کتاب‌سازي از بين برود تنها راهش حمله به حلقه آخر اين جريان نيست. مگر نمي‌گوييد گل‌درشت‌ها شناخته شده هستند؟ اسامي اين‌ها را منتشر کنيد.
من همين‌جا از خود اتحاديه و از خود اهالي نشر دعوت هم مي‎کنم که به ما کمک کنند که بتوانيم يک چارچوب براي اين موضوع طراحي کنيم.
بيگلري: خيلي خوب است که به اين مرحله رسيده‌ايم. ما هم معتقديم نهادهاي ديگر هم مسئول هستند. قانون‌گذار و ارشاد حتما بايد جلوي کتاب‌سازي را بگيرند.
برترين ها
انتهاي پيام/م

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
اينترنت، مدير روابط عمومي، وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، يزد،
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
فرهنگي
V
آرشیو