|
تکفرزندی،نسخه وارداتی برای خلع سلاح جمعیتی در جنگهای آینده |
|
در حالیکه بسیاری از قدرتهای جهانی برای جبران کاهش جمعیت خود سیاستهای تشویقی فرزندآوری را در پیش گرفتهاند، ترویج الگوی تکفرزندی در کشورهای مستقل و مقاوم، بیش از آنکه انتخابی شخصی باشد، نسخهای وارداتی برای خلع سلاح جمعیتی و تضعیف تمدنی آنان است. تکفرزندی امروز دیگر یک موضوع خانوادگی نیست، بلکه سلاحی خاموش در جنگهای آینده است؛ جنگی که بقا یا افول ملتها را رقم خواهد زد. |
|
-در جهان امروز که صحنه نبردها از میادین سنتی فراتر رفته و به عرصههای نرمافزاری، روانی و جمعیتی کشیده شده است، اهمیت نیروی انسانی بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود. جمعیت، دیگر تنها عددی در سرشماریها نیست؛ بلکه سرمایهای راهبردی است که دوام و بقای هر تمدنی را رقم میزند. درست در چنین شرایطی، ایده تکفرزندی بهعنوان نسخهای وارداتی، همچون سلاحی خاموش به جوامع مستقل و مقاوم تزریق میشود تا آنان را از درون تضعیف کند.
تمدنها همواره بر شانههای جمعیت خود ایستادهاند. تجربه تاریخی نشان میدهد که هرگاه نرخ زاد و ولد در تمدنی رو به کاهش نهاده، چرخه افول آن آغاز شده است. امپراتوری روم در قرنهای پایانی حیات خود نه به دلیل شکستهای نظامی، بلکه بهواسطه بحران جمعیتی و کاهش نیروی انسانی، توان دفاعی و اقتصادیاش را از دست داد. نمونههای مشابه در شرق و غرب تاریخ، نشان میدهد که جمعیت، موتور پویایی و ماندگاری تمدن است.
اما در روزگار کنونی، راههای فرسایش تمدنها دیگر تنها جنگهای سخت و خونین نیست. امروز دشمنان با تبلیغ سبک زندگی فردگرایانه، مصرفگرایی افراطی و ارزشزدایی از خانواده، زمینههای ریزش جمعیتی را فراهم میکنند. ترویج تکفرزندی، نماد بارز این جنگ نرم است؛ جنگی که بدون شلیک گلوله، اما با پیامدهای سهمگینتر از بمبهای ویرانگر همراه است.
جنگهای آینده بیش از هر چیز بر توان انسانی متکی خواهند بود. نیروی نظامی، اقتصادی و حتی علمی یک کشور، در گروی جمعیت فعال و سالم آن است. اگر ملتی دچار بحران جمعیتی شود، در میدان جنگ دیگر نه نیروی کافی برای دفاع دارد و نه توان استمرار در جبهههای اقتصادی و فناورانه.
اینجاست که تکفرزندی بهعنوان یک سلاح خاموش معنا پیدا میکند. وقتی یک خانواده تنها به یک فرزند بسنده کند، در واقع در مقیاس ملی، نرخ جانشینی نسلها مختل میشود. پیامد چنین روندی، پیرشدن جمعیت، کاهش نیروی کار، افزایش هزینههای رفاهی و در نهایت، فروپاشی آرام یک تمدن است. دشمنانی که نمیتوانند در میدان سخت پیروز شوند، بهخوبی میدانند که با ترویج سیاستهای تکفرزندی میتوانند ریشههای مقاومت یک ملت را خشک کنند.
فراتر از تهدیدهای امنیتی و نظامی، تکفرزندی آسیبهای فرهنگی و اجتماعی گستردهای نیز بهدنبال دارد. خانوادههای تکفرزند، بهطور طبیعی در معرض فرزندسالاری قرار میگیرند؛ کودک تکفرزند کمتر مفهوم مشارکت، ایثار و همبستگی خانوادگی را تجربه میکند و در آینده به فردی آسیبپذیر و کمتحمل بدل میشود. در مقیاس ملی، چنین فرزندانی جامعهای کمظرفیت و شکننده را شکل میدهند.
از سوی دیگر، در فرهنگهای شرقی و جوامع مستقل، خانواده همواره پایگاه اصلی هویت و انسجام اجتماعی بوده است. تضعیف خانواده از طریق ترویج تکفرزندی، در حقیقت حملهای مستقیم به ریشههای فرهنگی این جوامع است. نباید فراموش کرد که بسیاری از کشورهایی که نسخه تکفرزندی را به دیگران توصیه میکنند، خود امروز با بحران کاهش جمعیت دستوپنجه نرم میکنند و برای جبران، سیاستهای تشویقی گستردهای جهت چندفرزندی اتخاذ کردهاند.
تکفرزندی بیش و پیش از آنکه انتخابی شخصی باشد، یک پروژه تمدنی است. پروژهای که هدف آن، تضعیف جوامع مستقل و مقاومی است که با اتکا به جمعیت جوان و پویا، میتوانند در برابر فشارهای جهانی ایستادگی کنند. پذیرش تکفرزندی در این کشورها، چیزی جز افتادن در دام نسخه وارداتی دشمن نیست؛ نسخهای که نهتنها آینده اقتصادی و امنیتی را تهدید میکند، بلکه هویت و استقلال را نیز به مخاطره میاندازد.در نهایت به نظر می رسد برای مقابله با این تهدید خاموش، سه گام اساسی ضروری است بازآفرینی گفتمان خانواده و چندفرزندی در رسانهها، آموزش و نظام فرهنگی.حمایتهای اقتصادی و اجتماعی واقعی از خانوادههای چندفرزند، تا دغدغه معیشتی مانع فرزندآوری نشود.
افشای ابعاد پنهان جنگ جمعیتی برای مردم، تا بدانند انتخاب تکفرزندی، صرفاً یک تصمیم شخصی نیست بلکه اثری ملی و تمدنی دارد.تمدنها نه با شمشیر دشمن، بلکه اغلب با فرسایش درونی فرو میپاشند. تکفرزندی، یکی از همان فرسایشهای نرم است که اگر با آن مقابله نشود، میتواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. امروز که در آستانه جنگهای جدید هستیم، باید بدانیم که خلع سلاح جمعیتی، مقدمهای برای خلع سلاح تمدنی است. ملتهایی که میخواهند مستقل و مقاوم بمانند، چارهای جز بازگشت به ارزشهای خانواده و چندفرزندی ندارند.
یادداشت: لیلا همتی |