کد خبر: 182934                      تاريخ انتشار: 1404/12/05 - 13:52
نگرانی مزمن؛ تهدیدی برای امنیت روانی خانواده
 
نگرانی اگرچه در حد طبیعی می‌تواند هشداری سازنده باشد، اما وقتی به سناریوسازی‌های منفی و «باید»های افراطی ذهن تبدیل شود، آرامش فرد و خانواده را به خطر می‌اندازد که این حالت روانی با انتقال ترس به فرزندان، تضعیف روابط زناشویی و کاهش تمرکز و کارآمدی، می‌تواند امنیت روانی خانه را مختل کند؛ مسئله‌ای که مدیریت و آگاهی نسبت به آن ضرورتی جدی دارد.
 
دکتر علی عیسی زادگان، عضو هیات علمی و رییس مرکز مشاوره دانشجویی دانشگاه ارومیه در گفت‌وگو با خبرگزاری زنان ایران اظهار کرد: نگرانی یکی از تجربه‌های رایج انسانی است که اگرچه در ذات خود می‌تواند کارکردی هشداردهنده و محافظتی داشته باشد، اما زمانی که از حد تعادل خارج شود، به عاملی فرساینده برای فرد و خانواده تبدیل می‌شود و آنچه ما از نگرانی می‌شناسیم، اغلب با مفاهیمی مانند دل‌مشغولی، تشویش، اضطراب و پریشانی همراه است؛ حالتی که ذهن را درگیر آینده‌ای مبهم و سناریوهایی اغلب بدفرجام می‌کند.
وی افزود: از منظر روان‌شناختی، نگرانی نوعی اشتغال ذهنی مداوم درباره رویدادهای منفی احتمالی در آینده است به تعبیر دقیق‌تر، نگرانی «سناریوسازی منفی ذهن درباره حوادثی است که هنوز رخ نداده‌اند» در این حالت، فرد به جای زیستن در زمان حال، درگیر پیش‌بینی تهدیدها و خطرهایی می‌شود که ممکن است هرگز اتفاق نیفتند و به همین دلیل گفته می‌شود نگرانی نوعی جنگ ذهن با واقعیت است؛ تلاشی برای حذف ابهام و رسیدن به اطمینان کامل در جهانی که ذاتاً با عدم‌قطعیت همراه است.
دکتر عیسی زادگان بیان کرد: ذهن نگران معمولاً از مجموعه‌ای از قواعد سخت‌گیرانه پیروی می‌کند: در این ذهن، «باید»ها نقش پررنگی دارند: باید مطمئن شوم این اتفاق نمی‌افتد، باید همه چیز را کنترل کنم، باید از پیش آماده باشم، باید فوراً پاسخ درست را پیدا کنم که این «استبداد بایدها» فشار روانی شدیدی ایجاد می‌کند و فرد را در چرخه‌ای از کنترل‌گری و اجتناب گرفتار می‌سازد و چنین فردی اغلب خطر را همه‌جا حاضر می‌بیند و احساس می‌کند اگر نگران نباشد، مسئولیت‌ناپذیر محسوب می‌شود.
وی ادامه داد: وقتی این الگوی ذهنی در نقش والدگری ظاهر می‌شود، آثار آن گسترده‌تر شده و در جامعه ما، بسیاری از والدین بیشترین نگرانی خود را درباره آینده فرزندانشان تجربه می‌کنند؛ آینده تحصیلی، شغلی، مالی و حتی امنیتی آنان. این نگرانی اگر از حد بگذرد، می‌تواند به نصیحت‌گری افراطی، کنترل‌گری بیمارگونه، مقایسه مداوم با دیگران، هشدارهای پی‌درپی درباره آینده و القای احساس گناه در فرزندان منجر شود که در چنین فضایی، کودک به جای تجربه امنیت روانی، در معرض اضطراب مزمن قرار می‌گیرد.
عضو هیات علمی و رییس مرکز مشاوره دانشجویی دانشگاه ارومیه تصریح کرد: یکی از پیامدهای مهم نگرانی والدین، انتقال غیرمستقیم ترس به فرزندان است و کودکان به شدت با هیجانات والدین خود هم‌نوا می‌شوند و وقتی پدر یا مادری دائماً از جنگ، بحران، فروپاشی یا آینده‌ای تاریک سخن می‌گوید، ذهن کودک نیز همان سناریوها را بازسازی می‌کند و در نتیجه، احساس ناامنی در خانه شکل می‌گیرد و این ناامنی می‌تواند بر روابط اجتماعی کودک، اعتمادبه‌نفس و عملکرد تحصیلی او اثر بگذارد.
وی گفت: نگرانی مزمن تنها یک حالت ذهنی نیست؛ بلکه با نشانه‌های شناختی و جسمانی همراه است و ناتوانی در تمرکز، آشفتگی ذهنی، سردرگمی، ترس از طرد شدن یا آسیب دیدن، و حتی علائم جسمانی مانند لرزش، تنش عضلانی و اختلال خواب از پیامدهای شایع آن هستند و وقتی والد در چنین وضعیتی باشد، توانایی او برای تصمیم‌گیری منطقی و تربیت متعادل نیز کاهش می‌یابد.
دکتر عیسی زادگان عنوان کرد: افزون بر این، نگرانی می‌تواند روابط زناشویی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و فرد نگران ممکن است بیش از حد حساس، بدبین یا کنترل‌گر شود و گفت‌وگوهای همسران حول محور تهدیدها و پیش‌بینی‌های منفی می‌چرخد و به تدریج صمیمیت جای خود را به دلواپسی مشترک می‌دهد که این فضای پرتنش، بستر مناسبی برای رشد سالم فرزندان نخواهد بود.
وی افزود: می‌توان نگرانی‌ها را در چند حوزه اصلی دسته‌بندی کرد: روابط بین‌فردی، آینده شغلی و مالی، سلامت و مرگ، تحصیل، و مسائل اجتماعی و سیاسی. اگرچه توجه به این حوزه‌ها طبیعی است، اما زمانی که ذهن دائماً بر جنبه‌های منفی آنها تمرکز کند، آینده در نگاه فرد تاریک و بی‌امید جلوه می‌کند. چنین تصویری از آینده، انگیزه تلاش و امید را تضعیف می‌سازد.
عضو هیات علمی و رییس مرکز مشاوره دانشجویی دانشگاه ارومیه اضافه کرد: نکته مهم این است که نگرانی با مسئولیت‌پذیری تفاوت دارد و مسئولیت‌پذیری یعنی برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و اقدام مؤثر در زمان حال؛ اما نگرانی افراطی یعنی غرق شدن در احتمالات و از دست دادن کارآمدی که بسیاری از افراد گمان می‌کنند اگر نگران نباشند، بی‌تفاوت‌اند؛ در حالی که آرامش ذهنی، پیش‌شرط تصمیم‌گیری عاقلانه است.
وی ادامه داد: برای کاهش نگرانی، نخست باید بپذیریم که ابهام بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است و تمرین تاب‌آوری، تقویت مهارت‌های حل مسئله، محدود کردن مواجهه با اخبار تنش‌زا، و تمرکز بر اقداماتی که در کنترل ماست، از راهکارهای مؤثر هستند و همچنین گفت‌وگوی آرام و واقع‌بینانه با فرزندان، بدون بزرگ‌نمایی تهدیدها، می‌تواند امنیت روانی خانواده را حفظ کند.
دکتر عیسی زادگان گفت: زندگی در زمان حال، تمرین ذهن‌آگاهی و پرهیز از «باید»های افراطی، به فرد کمک می‌کند از چرخه نگرانی فاصله بگیرد و به جای پرسیدن «اگر بدترین اتفاق بیفتد چه می‌شود؟» می‌توان پرسید «اکنون چه کاری از دست من برمی‌آید؟» این تغییر زاویه نگاه، از جنگ ذهن با آینده به همکاری با واقعیت منجر می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: در نهایت، نگرانی اگر مهار نشود، نه‌تنها فرد بلکه کل نظام خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ اما با افزایش آگاهی، تمرین آرام‌سازی، اصلاح باورهای ناکارآمد و تقویت امید واقع‌بینانه، می‌توان آن را به سطحی سازنده و قابل مدیریت رساند و خانواده‌ای که در آن امنیت روانی برقرار باشد، حتی در شرایط دشوار نیز می‌تواند فرزندانی تاب‌آور، امیدوار و متعادل پرورش دهد.
انتهای پیام/*