|
یادداشت |
|
پاسداری از حریم خانواده؛ سنگر نخست در برابر تهاجم فرهنگی |
|
|
|
خانواده، نخستین مدرسه انسانسازی و بنیادیترین نهاد اجتماعی است؛ نهادی که امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض تهاجم فرهنگی قرار دارد. صیانت آگاهانه از این حریم، نه یک انتخاب فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی و سرنوشتساز برای آینده جامعه است. |
|
|
از استان مرکزی شهرستان دلیجان؛ مریم اصلانی نوشت:
خانواده، بنیادیترین نهاد اجتماعی و نخستین بستر شکلگیری هویت فردی و جمعی است. جامعهای که از خانوادههایی سالم، پویا و آگاه برخوردار باشد، در برابر بحرانها و تحولات پرشتاب، مقاومتر عمل میکند.
از همین رو، خانواده همواره یکی از اهداف اصلی تهاجم فرهنگی بوده است؛ تهاجمی آرام، تدریجی و گاه نامرئی که در صورت غفلت، میتواند بنیانهای فکری و اخلاقی جامعه را دچار فرسایش کند.
در چنین شرایطی، پاسداری از حریم خانواده نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه وظیفهای اجتماعی، فرهنگی و حتی تمدنی است.
تهاجم فرهنگی الزاماً با تقابل مستقیم و آشکار همراه نیست؛ بلکه اغلب از مسیر تغییر ذائقهها، جابهجایی ارزشها و عادیسازی الگوهای ناسازگار با فرهنگ بومی و دینی رخ میدهد.
در این میان، خانواده بهعنوان نخستین محیط تربیتی، بیش از هر نهاد دیگری در معرض آسیب قرار دارد.
تضعیف نقش پدر و مادر، کمرنگسازی پیوندهای عاطفی، عادیسازی فردگرایی افراطی و تقلیل مفهوم تعهد، از جمله راهبردهایی است که حریم خانواده را هدف گرفتهاند.
پاسداری از خانواده، پیش از آنکه به معنای محدودسازی باشد، به معنای «صیانت آگاهانه» است.
خانوادهای که مخاطرات فرهنگی را بشناسد، بیآنکه دچار افراط یا انفعال شود، میتواند با عقلانیت و انتخابی سنجیده، مسیر خود را حفظ کند.
این صیانت، نیازمند شناخت ابزارهای تهاجم فرهنگی است؛ از رسانهها و شبکههای اجتماعی گرفته تا محصولات سرگرمی، سبکهای زندگی وارداتی و الگوهای رفتاری تبلیغشده.
یکی از چالشهای جدی امروز، نفوذ تدریجی مفاهیمی است که در ظاهر جذاب و بیخطر به نظر میرسند، اما در عمل به تضعیف ساختار خانواده میانجامند.
بازتعریف نادرست آزادی، عادیسازی روابط بیتعهد، کماهمیت جلوه دادن نقش والدین و ترویج نگاه مصرفمحور به زندگی، همگی در چارچوبی قابل تحلیلاند که پیامد آن، سست شدن بنیان خانواده است.
مقابله با این روند، مستلزم هوشیاری جمعی و مسئولیتپذیری خانوادگی است.
در این میان، نقش والدین کلیدی است.
پدر و مادر صرفاً ناظران منفعل تحولات فرهنگی نیستند، بلکه کنشگرانی فعالاند که میتوانند با مدیریت فضای رسانهای خانواده، گفتوگوی مستمر با فرزندان و الگوسازی رفتاری، حریم خانه را تقویت کنند.
خانهای که در آن گفتوگو جریان دارد، اعتماد متقابل شکل گرفته و پرسشها بیپاسخ نمیماند، کمتر در معرض نفوذ مخرب فرهنگی قرار میگیرد.
پاسداری از حریم خانواده به معنای بستن درها به روی جهان نیست؛ بلکه به معنای «انتخابگری هوشمندانه» است.
خانوادهای که بتواند میان آنچه با هویت، ارزشها و آینده فرزندانش سازگار است و آنچه مخرب یا بیریشه است تمایز قائل شود، در عمل مسئولیت خود را انجام داده است.
این انتخابگری، نیازمند آموزش، مطالعه و ارتقای سواد رسانهای است؛ موضوعی که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
در کنار خانواده، نقش جامعه و نهادهای فرهنگی نیز تعیینکننده است.
سیاستگذاری فرهنگی کارآمد، تولید محتوای سالم، حمایت از الگوهای موفق خانوادگی و تقویت گفتمان خانوادهمحور در رسانهها، مکمل تلاش خانوادههاست.
با این حال، نقطه آغاز هر تحول، باور درونی خانواده به ارزش و جایگاه خود است.
در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، خانواده جایگاهی فراتر از یک واحد زیستی دارد؛ خانواده مدرسه انسانسازی است.
حفظ این جایگاه در برابر امواج تهاجم فرهنگی، نیازمند بازخوانی هوشمندانه این میراث و انطباق سنجیده آن با شرایط روز است.
سنت، اگر با عقلانیت و زمانشناسی همراه شود، نهتنها مانع پیشرفت نیست، بلکه پشتوانه آن خواهد بود.
امروز پاسداری از حریم خانواده، مسئولیتی محدود به چهاردیواری خانه نیست؛ بلکه وظیفهای اجتماعی با پیامدهای ملی است.
آینده فرهنگی جامعه، در گرو تصمیمهای امروز خانوادههاست؛ تصمیمهایی درباره تربیت، ارتباط، مصرف رسانه و سبک زندگی. هر خانوادهای که آگاهانه از حریم خود صیانت میکند، در حقیقت سهمی مؤثر در حفظ هویت و سلامت جامعه ایفا میکند.
تهاجم فرهنگی واقعیتی انکارناپذیر است، اما شکستناپذیر نیست.
خانوادهای آگاه، پویا و مسئولیتپذیر میتواند نهتنها از خود محافظت کند، بلکه به کانونی برای بازتولید ارزشها و تقویت سرمایه فرهنگی جامعه تبدیل شود.
پاسداری از حریم خانواده، امروز یک وظیفه است؛ وظیفهای که آینده را رقم میزند. |