|
|
|
روانِ ایران زیر فشار بحرانها؛ نگرانی، تهدید نیست |
|
|
|
تحلیلهای روانشناختی نشان میدهد اضطراب امروز جامعه ایرانی بیش از آنکه نشانه فروپاشی باشد، زمینهساز بازسازی روانی و همبستگی اجتماعی است. |
|
|
کبری دریکوند :
مریم رهسپار روانشناس و مدرس امور خانواده در پاسخ به سوال که ما سال سختی رو پشت سر گذاشتیم جنگ تحریم این روزها احساس نگرانی در جامعه ایران عزیزمان وجود دارد؛ و همه (نظامی و غیر نظامی) مستقیماً در معرض این تهدیدها و آسیب ها قرار دارند شما بهعنوان روانشناس، این وضعیت را چطور تحلیل میکنید؟ گفت: این نگرانی، واکنشی طبیعی و اجتماعی است. در روانشناسی اضطراب جمعی، ما اصطلاح anticipatory anxiety (اضطراب آینده یا اضطراب پیش بینی شونده ) را داریم؛ اضطرابی که پیش از وقوع تهدید شکل میگیرد . در عصری که بحران های پیچیده توسط خودخواهان و ابرقدرتان در جهان، شدت بیشتری دارد. ما میراث دار یک فرهنگ قوی و آرامش طلب هستیم و نکته جالب تر اینکه در فرهنگ ایرانی، این اضطراب اغلب به کنش تبدیل میشود، نه انفعال. به تعبیر نظریهی پارک و فولکمن، مردم از طریق معنامحور کردن رنج، اضطراب را باز تنظیم میکنند.
لطفا بفرمایید این معناسازی در فرهنگ ایرانی چطور خودش را نشان میدهد؟
وی اظهار داشت: بهصورت اجتماعی و معنوی. مثلاً مردم در مواجهه با بحران، دور هم جمع میشوند، دعا یا نذر جمعی میخوانند، گروههای داوطلب تشکیل میدهند، یا حتی صفحات مجازی برای کمک روانی به هموطنان ایجاد میکنند. در پژوهشهای انجامشده در مؤسسه روانشناسی اجتماعی تهران (۱۴۰۳)، دیده شد افرادی که در فعالیت دینی یا اجتماعی مشارکت دارند، سطح اضطراب جمعیشان تا ۴۰٪ کمتر از دیگران است. این یعنی استفاده از معنویت بهعنوان «تنظیمگر هیجانی جمعی».
رهسپار در ادامه گفت: در سنت عرفانی ما هم همین حضور در معنا دیده میشود؛ مثلاً در مناجات ها و نیایش های ما، انسان در اوج اضطراب، به سمت «نور و امید الهی» رجوع میکند. این بازگشت، همان سازوکار روانی معناسازی در فرهنگ دینی ایرانی است؛ پیوندی میان روانشناسی مدرن و معنویت بومی.
بعضی افراد از نااطمینانیهای سیاسی و جهانی به شدت مضطرباند و احساس در کنترل نبودن زندگی خود را دارند. از نظر شما، چطور میتوان این احساس را مدیریت کرد؟
کارشناس امور خانواده به نظریهی تنظیم هیجان گروس (Gross, 2015)، اشاره کرد و ابراز داشت: در این نظریه گفته میشود افراد باید بین کنترل بیرونی و کنترل درونی تفاوت بگذارند. وقتی جهان بیرونی بیثبات است، تنها پناهگاه پایدار، کنترل درونی است؛ یعنی تمرکز بر معنا، هدف شخصی و کنش مؤثر. مردم ایران در این زمینه الگوهای جالبی دارند: از مادرانی که برای فرزندشان محیط آرام ایجاد میکنند تا جوانانی که در پروژههای امدادی مشارکت میکنند. این رفتارها مصداق collective efficacy هستند؛ یعنی باور مشترک به توان اثرگذاری.
یک سؤال شخصیتر، شما فکر میکنید مردم ایران از نظر روانی در چه مرحلهای از تابآوری جمعیاند؟
رهسپار تصریح کرد: من معتقدم جامعه ایران در مرحلهی «بازتعریف ارزشها»ست. پس از بحرانهای متعدد، مردم نه تنها سازوکارهای انقباضی را آموختهاند، بلکه در حال ایجاد هویت روانی جدیدی هستند که بر اساس امید فعال و معنا بنا شده است. این همان چیزی است که فرانکل از آن با عنوان tragic optimism یاد میکند—یعنی خوشبینی در دل رنج.
در میدان عمل، این را در رفتارهای روزمره میبینیم: معلمی که برای شاگردان نگرانش جلسه گفتوگو ترتیب میدهد، یا جوانانی که پویش «دلگرمی برای ایران» در فضای مجازی راه انداختند. اینها نشانهی بازسازی روان ملی از دل نگرانیاند.
به اعتقاد من نگرانی، دشمن و تهدیدی برای جامعه نیست؛ فرصتی است برای پیوند و بیداری جمعی. مردم ایران در هر بحران، با تکیه بر معنویت و همدلی، بار دیگر اثبات میکنند که روانشان «در حالت بقا و معنا» است.
انتهای پیام/* |
|