|
کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه |
|
معادله معکوس؛ غرق شدن «پادگان شناور» در «اقیانوس مقاومت» |
|
|
|
امروز، تقابل جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای نوین شده است: نبرد میان دو دکترین کاملاً نامتقارن؛ دکترین «پادگان شناور» در برابر دکترین «اقیانوس مقاومت». اولی مبتنی بر قدرت سخت، تمرکز، انزوا و نمایش هیمنه است. دومی مبتنی بر قدرت نرم و سختِ درهمتنیده، شبکه و فرسایش اراده. |
|
|
از قزوین؛ مرتضی امیری نژاد کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه در یادداشتی به تقابل جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده پرداخت.
منازعه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، یک منازعه بر سر «حدود» (پروندههای هستهای یا منطقهای) نیست؛ بلکه یک تقابل پارادایمی بر سر «وجود» و ماهیت نظم در غرب آسیاست. آمریکا برای حفظ هژمونی خود به یک ساختار امنیتی متمرکز، وابسته و قابل کنترل نیاز دارد؛ در حالی که ایرانِ مستقل، به مثابه یک «گره ژئوپلیتیکی»، ذاتاً نافی چنین نظمی است. از این رو، تمام صورتبندیهای «مذاکره یا جنگ»، پوششهای تاکتیکی برای حل این تضاد بنیادین هستند.
امروز، این تقابل وارد مرحلهای نوین شده است: نبرد میان دو دکترین کاملاً نامتقارن؛ دکترین «پادگان شناور» در برابر دکترین «اقیانوس مقاومت». اولی مبتنی بر قدرت سخت، تمرکز، انزوا و نمایش هیمنه است. دومی مبتنی بر قدرت نرم و سختِ درهمتنیده، شبکه و فرسایش اراده.
از فرسایش تا فروپاشی کارآمدی
«غرق شدن» در این معادله، یک رویداد سینمایی و آنی نیست؛ بلکه یک فرآیند انهدام راهبردی است که کارآمدی گرانترین ابزار نظامی آمریکا را از بین میبرد. این فرآیند از طریق سه مکانیزم همزمان در حال وقوع است:
۱. فلجسازی راهبردی و وارونگی ابتکار عمل: پادگان شناور از یک ابزار «تهاجمی» برای اعمال اراده، به یک هدف «تدافعی» و پرهزینه تبدیل شده است. این وارونگی، ابتکار عمل را از فرمانده ناو به فرماندهان میدانی مقاومت منتقل کرده و آن را از وضعیت «شکارچی» به موقعیت «شکار» تنزل داده است.
۲. فرسایش لجستیک و بازدارندگی: هزینه حفاظت از این جزایر آهنی در برابر تهدیدات دائمی، چندجبههای و نامتقارن (پهپاد، موشک، قایقهای تندرو)، منطق هزینه-فایده حضور نظامی آمریکا را معکوس کرده است. هر دلار که برای نمایش قدرت هزینه میشود، چندین دلار هزینه برای محافظت از همان قدرت ایجاد میکند.
۳. انهدام شناختی و اعتبارزدایی از هیمنه: هر عملیات موفق مقاومت علیه منافع مرتبط با این پادگانها، یک ترک بر پیکره روایت «شکستناپذیری» آن است. این پادگانها بیش از آنکه ابزار نظامی باشند، نمادهای روانی-سیاسی هستند. مقاومت با هدفگیری هوشمندانه، در حال خنثیسازی «اعتبار» این نمادهاست.
میدان نبرد سهلایه: آتش، روایت، اراده
این غرقشدن راهبردی در سه لایه موازی پیگیری میشود:
لایه سخت (موازنه آتش): گسترش چتر آتش مقاومت (موشکی و پهپادی) به نقطهای رسیده که مفهوم «منطقه امن» را برای ناوهای آمریکایی از بین برده است. هدف در این لایه، نه نابودی فیزیکی ناو، بلکه تحمیل یک ریسک غیرقابل محاسبه بر هرگونه تصمیم تهاجمی است. این یعنی «سلب آزادی عمل» که ستون فقرات قدرت نظامی آمریکاست.
لایه شناختی (جنگ روایتها): پادگان شناور حامل پیام «ثبات از طریق سلطه» بود. مقاومت این روایت را باطل کرده و روایت «ناامنی از طریق حضور بیگانه» را جایگزین کرده است. هر تحرک ناو، به جای ایجاد آرامش برای متحدان، به عامل تنش و بیثباتی در منطقه تبدیل میشود و این بزرگترین شکست روایتی برای آمریکاست.
لایه اراده (فرسایش عزم سیاسی): در نهایت، نبرد اصلی در این لایه تعریف میشود. افزایش هزینه نظامی (لایه سخت) و فروپاشی اعتبار (لایه شناختی)، مستقیماً عزم سیاسی را در واشنگتن و افکار عمومی آمریکا هدف میگیرد. مقاومت با تحمیل هزینههای مستمر و کمشدت، دوام حضور نظامی پرهزینه را برای سیاستگذاران آمریکایی ناممکن میسازد.
نتیجهگیری راهبردی:
هنر راهبردی شهید سلیمانی، تبدیل «محور» به «جریان» و سپس تبدیل «جریان» به یک «اکوسیستم رزمی هوشمند» بود که امروز آن را «اقیانوس مقاومت» مینامیم. این اقیانوس، پادگان شناور را نه با یک موج، بلکه با فرسایش دائمی و از همه جهات، از کارکرد تهی میکند. این «غرقشدن» به معنای فروپاشی کارآمدی، بازدارندگی و مشروعیت است، نه لزوماً انهدام فیزیکی. در این معادله جدید، آینده از آنِ قدرتی است که مبتنی بر ارادههای شبکهای، ابتکار عمل نامتقارن و استقامت راهبردی باشد، نه برادههای آهنین منزوی و آسیبپذیر.
پایان/* |