کد خبر: 162344                      تاريخ انتشار: 1404/11/19 - 09:20
جنگ روایت‌ها؛ میدان اصلی نبرد امروز انقلاب اسلامی
 
پس از ناکامی دشمن در جنگ سخت و فشارهای اقتصادی، جنگ روایت‌ها به محور اصلی تقابل با انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ میدانی که تحریف واقعیت‌ها و تخریب سرمایه‌های راهبردی نظام، ابزار اصلی آن به‌شمار می‌رود.
 
- یزد لیلا همتی طی یادداشتی نوشت :امروز بیش از هر زمان دیگری باید پذیرفت که میدان اصلی تقابل جمهوری اسلامی با جبهه‌ی معارض، نه میدان جنگ سخت است و نه صرفاً عرصه‌ی اقتصاد و تحریم؛ بلکه میدان روایت‌هاست. دشمنان انقلاب اسلامی، پس از تجربه‌ی شکست‌های پی‌درپی در حوزه‌های نظامی، امنیتی و حتی فشار حداکثری اقتصادی، تمرکز راهبردی خود را بر جنگ شناختی و روایت‌سازی معطوف کرده‌اند؛ جنگی که هدف آن نه تصرف جغرافیا، بلکه تسخیر ذهن‌ها و تحریف واقعیت‌هاست.
در جنگ روایت‌ها، آنچه اهمیت دارد آن چیزی نیست که هست،بلکه آن چیزی است که روایت می‌شود. دشمن با بهره‌گیری از شبکه‌ای منسجم از رسانه‌های فارسی‌زبان، اتاق‌های فکر، پلتفرم‌های اجتماعی و چهره‌های اثرگذار، می‌کوشد تصویری وارونه از انقلاب اسلامی، کارنامه‌ی آن و به‌ویژه رهبری نظام ارائه دهد. این جنگ، جنگ تکرار دروغ‌های هدفمند، بزرگ‌نمایی ضعف‌ها و پنهان‌سازی دستاوردهاست.
در این میان،جایگاه رهبر حکیم و فرزانه‌ی انقلاب اسلامی، یکی از کانونی‌ترین اهداف این تهاجم رسانه‌ای است. دشمن به‌خوبی می‌داند که رهبری، نقطه‌ی ثقل ثبات، عقلانیت و استمرار انقلاب اسلامی است. از همین‌رو، پروژه‌ی تخریب، تحریف یا بی‌اثر نشان دادن نقش رهبری، به‌صورت مستمر و لایه‌لایه دنبال می‌شود؛ از القای شکاف میان مردم و رهبر تا نسبت‌دادن ناکارآمدی‌ها به تصمیمات کلان نظام.
جنگ روایت‌ها اما صرفاً یک نبرد رسانه‌ای نیست؛ بلکه مکمل و پیش‌زمینه‌ی سایر فشارهاست. تحریم‌ها زمانی مؤثر می‌شوند که در روایت دشمن،ناشی از ناکارآمدی داخلی جلوه داده شوند. تهدیدهای امنیتی زمانی اثر روانی می‌گذارند که در قالب بن‌بست راهبردی روایت شوند. حتی اعتراضات اجتماعی نیز در چارچوب جنگ روایت‌ها، از مطالبه به آشوب و از نقد به براندازی بازتعریف می‌شوند.
رهبر انقلاب اسلامی بارها نسبت به خطر تحریف هشدار داده‌اند و آن را مقدمه‌ی تحمیل دانسته‌اند. ملتی که روایت صحیح از گذشته، حال و مسیر آینده‌ی خود نداشته باشد، آماده‌ی پذیرش نسخه‌هایی خواهد شد که دشمن برایش نوشته است. از این منظر، جنگ روایت‌ها نه یک مسئله‌ی حاشیه‌ای، بلکه نبردی سرنوشت‌ساز برای هویت و آینده‌ی انقلاب اسلامی است.
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی، علی‌رغم همه‌ی فشارها، کارنامه‌ای قابل دفاع در حوزه‌های گوناگون دارد؛ از حفظ تمامیت ارضی و امنیت پایدار در منطقه‌ای ناامن گرفته تا پیشرفت‌های چشمگیر علمی، دفاعی و فناورانه. اما آنچه در جنگ روایت‌ها هدف قرار می‌گیرد، همین واقعیت‌هاست. دشمن می‌کوشد پیشرفت را انکار، اقتدار را تهدید و مقاومت را هزینه‌ی بی‌فایده معرفی کند.
در این شرایط، نقش رسانه‌های داخلی و خبرگزاری‌ها حیاتی است. در جنگ روایت‌ها، سکوت به‌معنای واگذاری میدان است. روایت‌گری دقیق، مستند و به‌موقع، نه یک اقدام تبلیغاتی، بلکه یک وظیفه‌ی حرفه‌ای و ملی است. خبرگزاری‌ها باید بتوانند روایت انقلاب را از دل واقعیت‌ها استخراج کرده و در برابر روایت‌های جعلی، روایت بدیل و اقناع‌کننده ارائه دهند.
با این همه، نباید فراموش کرد که ملت ایران در طول بیش از چهار دهه، بارها نشان داده است که متناسب با نوع تهدید، شیوه‌ی ایستادگی خود را تغییر داده است. یک‌بار در میدان جنگ سخت، با ایثار و شهادت پیروز شد؛ یک‌بار در میدان تحریم، با تاب‌آوری و خلاقیت؛ و امروز، در میدان جنگ روایت‌ها، با آگاهی و حضور فعال.
در آستانه‌ی دهه‌ی فجر، این واقعیت بیش از پیش خود را نشان می‌دهد که ۲۲ بهمن، صرفاً سالروز یک پیروزی تاریخی نیست، بلکه نماد تداوم پیروزی‌ها در میدان‌های متغیر نبرد است. اگر دشمن می‌کوشد با تحریف و عملیات روانی، آینده را مصادره کند، ملت ایران با حضور آگاهانه و کنش‌مند، روایت خود را تثبیت می‌کند.
۲۲ بهمن پیشِ رو، می‌تواند یک پیروزی بزرگ‌تر باشد؛ نه فقط در خیابان‌ها، بلکه در ذهن‌ها. پیروزی در جنگ روایت‌ها، زمانی محقق می‌شود که حقیقت، با صدایی رسا و منطقی، روایت شود. این همان میدانی است که انقلاب اسلامی بار دیگر می‌تواند دست برتر خود را به دشمنانش تحمیل کند.
انتهای پیام/*