|
|
|
پشتوانههای مقاومت؛ نقش کلیدی زنان در استحکام بنیان خانواده و جامعه |
|
|
|
زنان با ایفای نقشهای خانوادگی، تربیتی و اجتماعی، ستون اصلی خانواده و جامعهاند. نقش آنان در حفظ انسجام خانواده و تقویت همبستگی اجتماعی، به ویژه در شرایط بحرانی، نشان میدهد که مقاومت جامعه از خانهها و خانوادهها آغاز میشود و تنها محدود به عرصههای سیاسی یا اقتصادی نیست. |
|
|
حمزه الیاس زاده - در بررسی تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع، معمولاً نگاهها متوجه صحنههای آشکار رویدادها، تصمیمهای سیاسی یا تحولات اقتصادی میشود؛ اما در پسِ همه این تحولات، لایهای عمیقتر وجود دارد که کمتر دیده میشود و آن نقش خانواده و پیوندهای اجتماعی در حفظ ثبات جامعه است. در این میان، زنان به عنوان محور خانواده، نقشی اساسی در شکلگیری و استحکام این بنیان ایفا میکنند؛ نقشی که در دورههای بحرانی و شرایط دشوار، اهمیت آن بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
جامعهای که بتواند در برابر بحرانهای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی دوام بیاورد، پیش از هر چیز نیازمند خانوادههایی پایدار و منسجم است. خانواده نخستین محل تربیت نسلها و انتقال ارزشها و هویت اجتماعی محسوب میشود. در این ساختار، زنان به عنوان مادر، همسر و مدیر عاطفی خانواده، نقش مهمی در ایجاد آرامش، انسجام و امید در محیط خانه دارند. این آرامش خانوادگی در نهایت به سطح جامعه منتقل میشود و به پایداری اجتماعی کمک میکند.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی و بهویژه در دوران جنگ تحمیلی، نقش زنان در استحکام خانوادهها بیش از پیش نمایان شد. بسیاری از مردان در جبههها حضور داشتند و مسئولیت اداره خانواده، تربیت فرزندان و مدیریت شرایط دشوار اقتصادی بر دوش زنان قرار گرفت. آنان با وجود نگرانی دائمی از وضعیت همسران و فرزندان خود، تلاش کردند فضای خانواده را حفظ کنند و اجازه ندهند بحرانهای بیرونی، بنیان خانه را متزلزل کند. همین پایداری در سطح خانوادهها بود که امکان استمرار مقاومت اجتماعی را فراهم آورد.
اما نقش زنان تنها محدود به دوران جنگ یا شرایط بحرانی نبوده است. در سالهای پس از آن، با ورود کشور به دوره بازسازی و توسعه، حضور زنان در عرصههای علمی، آموزشی و اجتماعی نیز گسترش یافت. زنان با تحصیل در دانشگاهها، فعالیت در مشاغل تخصصی و حضور در عرصههای فرهنگی و اجتماعی، به تقویت سرمایه انسانی کشور کمک کردند. این حضور علمی و اجتماعی، علاوه بر ارتقای جایگاه زنان، به توسعه جامعه و افزایش توان ملی در مواجهه با چالشها کمک کرده است.
در عین حال، نقش عاطفی و تربیتی زنان در خانواده همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. در شرایطی که جامعه با تحولات سریع فرهنگی و گسترش فضای رسانهای روبهروست، خانواده بیش از گذشته نیازمند مدیریت فرهنگی و تربیتی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که زنان در ایجاد تعادل میان سنت و تغییر، نقشی کلیدی دارند. آنان تلاش میکنند نسل جدید را برای مواجهه با جهان جدید آماده کنند، در عین حال پیوند آنها را با هویت فرهنگی و اجتماعی حفظ کنند.
نقش زنان در تقویت همبستگی اجتماعی نیز قابل توجه است. در بحرانهای طبیعی مانند سیل و زلزله، یا در شرایط اقتصادی دشوار، بخش مهمی از فعالیتهای مردمی و امدادی توسط شبکههای داوطلبانه شکل میگیرد که زنان در آن حضور فعال دارند. این مشارکت اجتماعی، حس مسئولیتپذیری جمعی و همدلی را در جامعه تقویت میکند و از فروپاشی اجتماعی در شرایط بحرانی جلوگیری میکند.
از سوی دیگر، بسیاری از زنان ایرانی در عرصههای فرهنگی، آموزشی و رسانهای تلاش کردهاند الگوهایی از امید، تلاش و پیشرفت را به جامعه معرفی کنند. حضور زنان موفق در حوزههای علمی، ورزشی، هنری و اجتماعی، نشان میدهد که نقش آنان تنها محدود به فضای خانواده نیست، بلکه در شکلگیری اعتمادبهنفس ملی و تصویر آینده جامعه نیز مؤثر است.
در دهههای اخیر، جامعه ایران با چالشهایی همچون تغییر سبک زندگی، تحریم و فشارهای اقتصادی و تحولات فرهنگی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، استحکام خانواده بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد و زنان در حفظ این استحکام نقشی تعیینکننده دارند. ایجاد فضای گفتوگو در خانواده، مدیریت تنشها، تربیت نسل جوان و حفظ امید اجتماعی، از جمله وظایفی است که بسیاری از زنان به طور روزمره و بدون دیده شدن انجام میدهند.
با گذشت زمان، نقش زنان نیز در حال تغییر و گسترش است. زنان امروز علاوه بر مسئولیتهای خانوادگی، در عرصههای اجتماعی، علمی و مدیریتی نیز حضور دارند و تلاش میکنند میان این مسئولیتها تعادل برقرار کنند. این تعادل، اگرچه گاه با دشواری همراه است، اما نشاندهنده ظرفیت بالای زنان در ایفای نقشهای متنوع در جامعه است.
در نهایت میتوان گفت که مقاومت یک جامعه تنها در میدانهای سیاسی یا نظامی شکل نمیگیرد، بلکه در خانهها، مدارس، محیطهای کاری و روابط اجتماعی روزمره ساخته میشود. در این فرآیند، زنان به عنوان ستونهای اصلی خانواده، نقشی کلیدی در حفظ امید، انسجام و پایداری اجتماعی دارند. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که هرگاه خانوادهها مستحکم بودهاند، جامعه نیز توانسته از بحرانها عبور کند.
به همین دلیل، میتوان زنان را یکی از مهمترین پشتوانههای مقاومت اجتماعی دانست؛ کسانی که با مدیریت خانواده، تربیت نسلها و حضور فعال در جامعه، به استحکام بنیانهای اجتماعی کمک کرده و مسیر حرکت جامعه را در شرایط دشوار حفظ کردهاند.
انتهای پیام/* |