|
|
|
از فتنههای کلاسیک تا جنگ شناختی؛ بازتعریف بصیرت در سیاست معاصر |
|
|
|
جنگ شناختی بر پایه تغییر ادراک، برجستهسازی گزینشی واقعیتها و تضعیف اعتماد عمومی شکل میگیرد. در این فضا، خبر نادرست، روایت ناقص و تحلیل جهتدار، جایگزین کنش مستقیم میشود. |
|
|
حمزه الیاس زاده - تحولات شتابان عرصه سیاست و ارتباطات، ماهیت تهدیدها علیه امنیت ملی را دگرگون کرده است؛ فتنههایی که زمانی با خیابان، شعار و تقابل عیان شناخته میشدند، امروز در قالب جنگ شناختی، عملیات ادراکی و مهندسی افکار عمومی بازتولید میشوند. در چنین شرایطی، بصیرت دیگر صرفاً یک واکنش سیاسی نیست، بلکه به مؤلفهای تحلیلی و مستمر برای صیانت از ثبات و انسجام ملی بدل شده است.
در دهههای گذشته، تهدیدهای سیاسی عمدتاً ماهیتی کلاسیک داشتند؛ صفبندیها شفاف بود، بازیگران قابل شناسایی بودند و مرز میان دوست و دشمن کمتر در هالهای از ابهام قرار میگرفت. اما تجربههای سالهای اخیر نشان میدهد که میدان تقابل، از خیابان و صندوق رأی به ذهن و ادراک جامعه منتقل شده است؛ جایی که دشمن تلاش میکند بدون هزینههای سنگین، محاسبات مردم و نخبگان را دچار اختلال کند.
جنگ شناختی بر پایه تغییر ادراک، برجستهسازی گزینشی واقعیتها و تضعیف اعتماد عمومی شکل میگیرد. در این فضا، خبر نادرست، روایت ناقص و تحلیل جهتدار، جایگزین کنش مستقیم میشود. هدف نه الزاماً ایجاد آشوب فوری، بلکه فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف در فهم مشترک جامعه از واقعیتهای سیاسی است. همین تغییر ماهیت تهدید، لزوم بازتعریف مفهوم بصیرت را بیش از پیش برجسته میکند.
بصیرت در سیاست معاصر، صرفاً به معنای تشخیص لحظه بحران نیست؛ بلکه توانایی تحلیل روندها، شناخت سازوکارهای رسانهای و درک پیوند میان رویدادهای داخلی و پروژههای بیرونی است.
جامعهای که از این سطح تحلیل برخوردار باشد کمتر در دام دوگانهسازیهای کاذب، هیجانهای زودگذر و قطبیسازیهای مصنوعی گرفتار میشود.
در این میان، نقش نخبگان فکری، رسانهای و سیاسی دوچندان است؛ چرا که ضعف تحلیل در لایه نخبگانی، مستقیماً به سردرگمی افکار عمومی منجر خواهد شد.
ارتقای بصیرت سیاسی نیازمند بازنگری در شیوه مواجهه با اطلاعات است؛ آموزش سواد رسانهای، تقویت تفکر انتقادی و پرهیز از سادهسازی تحولات پیچیده، از الزامات این مسیر به شمار میآید.
همچنین، سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای باید بهگونهای باشد که امکان شکلگیری روایتهای دقیق، مستند و قابل اعتماد برای جامعه فراهم شود؛ روایتی که پیشدستانه عمل کند و میدان را به روایتهای تحریفشده واگذار نکند.
امروز، صیانت از امنیت و ثبات سیاسی کشور بیش از هر زمان دیگری به کیفیت فهم و تحلیل جامعه وابسته است.
گذار از فتنههای کلاسیک به جنگ شناختی، هشدار میدهد که بصیرت یک مفهوم ایستا و مناسبتی نیست، بلکه فرآیندی پویا و قابل ارتقاست.
هرچه سطح تحلیل سیاسی جامعه و نخبگان عمیقتر شود، امکان موفقیت پروژههای ادراکی و تفرقهافکنانه کاهش مییابد و سیاست معاصر، بهجای میدان فریب، به عرصه عقلانیت و انتخاب آگاهانه تبدیل خواهد شد.
کشورمان همواره محل این فتنهها بوده و حالا جنگ شناختی ما را تهدید میکند و در این حوزه بصیرت افزایی میتواند مردم را در مسیر صحیح قرار داده و کشور را از بلایای سیاسی مصون دارد.
انتهای پیام/- |