کد خبر: 151321 تاريخ انتشار: 1404/10/10 - 10:03
عشق ابدی و ترویج خشونت علیه زنان
رئالیتیشوی «عشق ابدی» با تخریب شأن زن و تقلیل رابطه عاطفی به نزاع و تملک، تصویری وارداتی و مخرب از عشق و خانواده به مخاطب ایرانی تحمیل میکند.
آرش فهیم
تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ نرم، جنگ شناختی و ... واژههای مختلفی هستند که طی چهار دهه اخیر، به مناسبتهای گوناگون درباره تقابل کلان سرمایهداری غرب علیه مردم ایران به کار رفته؛ اما آنچه در همه این مفاهیم و مناسبات محوریت داشته، هدف قرار گرفتن سبک زندگی و تمرکز بر جوانان و بانوان بوده است؛ چه آن زمان که شوهای لسآنجلسی در قالب نوارهای ویاچاس دست به دست میشدند، چه وقتی حمله از طریق دیشهای ماهواره طراحی میشد و شبکههایی چون «فارسی وان» ، «جم تی وی» و «من و تو» تلاش کردند با صرف هزینههای هنگفت و البته به طور رایگان برای ایرانیان سرگرمی تولید کنند و چه امروز که فضای مجازی، این «گوسالههای سامری نوین» را تکثیر کرده است، همیشه نسل جدید و بانوان، هدف اصلی بودهاند! خلاصه محتوا در همه برنامهها و محصولات، موضوعی بود که نتانیاهو در اولین سالگرد حادثه 11 سپتامبر گفته بود برای تغییر نظام حاکم بر ایران، با تلویزیون به ایران حمله کنید؛ پیشنهاد نخست وزیر رژیم صهیونیستی، پخش سریالهای مبتذل و غیراخلاقی از طریق ماهواره برای جوانان ایرانی بود، چون به زعم او، این نوع برنامهها می توانسته ذائقه، سلیقه و سبک زندگی نسل جدید را دستخوش تغییر، مطابق منافع دولتهای جنگ طلبی چون آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل قرار دهد و خود به خود، به تغییر حکومت در ایران میانجامد.
پخش برنامههای اینترنتی، در همین جهات، یکی از طرحهای جدید مراکز سرمایه در غرب برای رخنه در سبک زندگی و مرام زنان و جوانان ایرانی است. برنامههای «عشق تبدی» و در پی آن «زن روز» که هر دو توسط یک مرکز طراحی و پخش میشوند، نمونه کارهای رسانهای برای استحاله و اضمحلال زیست و رفتار و ذائقه نسل z و به ویژه زنان و دختران جوان است. در این میان، برنامه «عشق ابدی» به خاطر رفتن سراغ یکی از زیربناییترین عناصر جامعه یعنی خانواده و روابط زناشویی، قابل تأمل است.
برنامه «عشق ابدی» یک رئالیتیشو (نمایش واقعنما) است که با الهامگیری از نمونههای جهانی چون «Love Island» (جزیره عشق)، و با اجرای بازیگر ایرانی، پرستو صالحی، در حال پخش فصل دوم خود در سکوی یوتیوب است. این برنامه که در ترکیه فیلمبرداری شده، تلاشی ظاهری دارد تا گروهی از جوانان ایرانی، که غالباً اینفلوئنسر و مدل هستند، را در فضایی چالشبرانگیز و در یک ویلای مجلل گرد هم آورد تا به اصطلاح شریک عاطفی و "عشق ابدی" خود را پیدا کنند و در نهایت، برنده جایزهای نقدی شوند. این برنامه توسط یک کانال یوتیوب با همان نام منتشر میشود و شواهد نشان میدهد تولید آن توسط یک اسپانسر خارجی (احتمالاً ترک) انجام شده است.
با وجود این هدف ظاهری، و صرف نظر از حواشی مربوط به تولید، پشت پرده این نمایش پر زرق و برق، مسائلی جدی در حوزه سبک زندگی، روابط اجتماعی و شأن انسانی به چشم میخورد.
عشق ابدی یا نفرت ابدی؟
طراحی و سناریوی اصلی این برنامه به گونهای است که یک محتوای خاص در آن تکرار میشود. به این ترتیب که بخش اعظم فضای «عشق ابدی» را گفت وگوهای دو یا چند نفره درباره عشق و علاقه و روابط زن و مرد شکل میدهد. اما آنچه دائم و در هر قسمت به طور ثابت اتفاق میافتد این است که مردان شرکتکننده در برنامه، با استفاده از ادبیاتی نامتعارف و گاهی تند و خشن با زنان حاضر در رابطه صحبت میکنند. این نوع گفتار که گاهی مرزهای اهانت و هتک حرمت را در مینوردد، به یک رویه عادی در این برنامه تبدیل شده است. رفتارهای تحقیرآمیز و کلامی که شأن زن را تا حد یک ابزار یا مالکیت شخصی تنزل میدهد، به وفور در این به اصطلاح "رئالیتیشو" به نمایش در میآید.
حضور مداوم صحنههای جر و بحث، درگیریهای لفظی و گاهی در آستانه درگیری فیزیکی، به طور واضح نشان میدهد که اتفاقات برنامهریزی شده، بر پایه نمایش نفرت و خصومت بنا نهاده شده است. تکرار مکرر این کشمکشها، که اغلب به فحاشی و پرخاشگری میانجامد، به جای بازنمایی "عشق"، مصداق بارز "نفرت" است. این رویکرد سناریونویسی شده، نه تنها به افزایش مخاطب کمک میکند، بلکه ناخواسته خشونت کلامی را به عنوان یک ابزار مشروع و جذاب در روابط، به خصوص برای مخاطب جوان، تبلیغ و ترویج میکند. یک مرور ساده به دلیل علاقه برخی از بینندگان این برنامه نشان میدهد که جذابترین بخش برای آنها همین سکانسهای خشونت کلامی است!
با توجه به اوج گرفتن تقریباً اجتنابناپذیر بحثها به دعوا در هر قسمت، این فرضیه که ما با یک رئالیتیشوی واقعی روبرو نیستیم، بلکه با یک نمایش با سناریوی خشونتآمیز مواجهیم، قوت میگیرد. هدف از این سناریو، تولید محتوای جنجالی و تحریکآمیز برای افزایش بازدیدهای میلیونی و در نتیجه کسب درآمد بیشتر است، حتی به قیمت ترویج رفتارهای ضداخلاقی و خشونتآمیز علیه زنان.
این برنامه در حوزه سبک زندگی و روابط اجتماعی، بهجای ترویج گفتمان سالم و سازنده، نوع خاصی از ادبیات و نگرش سطحی را به جامعه هدف، به ویژه جوانان، القا میکند، ازجمله:
تلاش برای رواج دادن نوع خاصی از ادبیات در روابط عاطفی و تثبیت واژههای خاص بجای اصطلاحات بومی. استفاده بی حد و حصر از اصطلاحاتی مانند "کاپل" (Couple)، "دیت" (Date) و "اکس" (Ex)، که اغلب جایگزین واژگان فارسی و عمیقتر در حوزه روابط عاطفی شدهاند، نشاندهنده تلاشی برای ترویج یک سبک زندگی و روابط سطحی، وابسته به مد روز و تقلیدی است که فاقد عمق فرهنگی و عاطفی است. این اصطلاحات در بافتار برنامه، عموماً در فضایی مملو از سوءتفاهم، حسادت و تملک به کار میروند.
ارائه الگوی سست و متزلزل از رابطه هم نکته دیگر در این برنامه است: روابطی که در این برنامه به تصویر کشیده میشوند، اغلب بر پایه منفعت، ظاهر، و رقابت بنا شدهاند و به راحتی شکل میگیرند و به سرعت در پی یک بحث یا دعوا متلاشی میشوند. این روند، الگوی روابط سست، بیثبات و فاقد تعهد را به مخاطب عرضه میکند و مفهوم عمیق "عشق" و "زندگی مشترک" را به یک بازی زودگذر و نمایشی تبدیل میسازد.
رئالیتیشوی «عشق ابدی» در ظاهر یک برنامه سرگرمکننده و رمانتیک برای پیدا کردن عشق و شریک عاطفی -البته در بافت زیستی غیراسلامی و ایرانی- است، اما فارغ از این موضوع، محتوای این برنامه، با نمایش مکرر درگیریهای کلامی، ادبیات سخیف، و هتک حرمت مداوم به شأن و شخصیت زنان، عملاً به ابزاری برای ترویج خشونت و نفرت علیه خانمها تبدیل شده است. این برنامه، از ترویج سبک زندگی وارداتی و مهاجم به زیست اسلامی و ایرانی عبور کرده و الگویی مخرب، سطحی و پرخاشگر از روابط انسانی را به مخاطبان، خصوصاً نسل جوان، ارائه میکند که پیامدهای منفی آن در حوزه اجتماعی و اخلاقی قابل چشمپوشی نیست. قربانی اصلی این برنامه، زنان هستند؛ نتیجه نمایش «عشق ابدی» دخترانی است که همچون کالایی تاریخ مصرفدار، بازیچه هوا وهوس میشوند و درنهایت ثمرهای غیر از افسردگی، فروپاشی و سقوط برای بانوان ندارد!